💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
Открыть в Telegram
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
БольшеИран139 931Категория не указана
283
Подписчики
-124 часа
+37 дней
+2230 дней
Архив постов
Repost from مـــاهسخــــــن...💌📚
آنگاه که جنگل سبز جهانت بسوزد و پروانههای باغستانهایت، دور گلها نه دور شمعها، بالهایشان را فدا کنند، خواهی دانست محبت نخست از جنس لطافت است و بعدش سرزمین دلت را به آتش میکشاند...
آنگاه میدانی آب، با تمام زلال بودن و رخوتش، اگر تسخیرت کند، غرقش خواهی شد...
نمیدانم چند سالت است؛ اما شبیه درختان پیر و فرتوتی که هنوز از ضربهی تبر میهراسند، به درختان جوان غمانگیز مینگرم...
نمیدانم شاهد چند طلوع و افول دیگری هستم. نمیدانم شاهد چند شبِ در ظلمتنشسته، به تمنای سحر هستم؛ اما میدانم روزی خفته در عالم خویشم که مرگ دستانش را بر گلوی پُر از بغضم خواهد گذاشت. نمیدانم خفهام خواهد کرد یا نوازشکنان مرا به دیار باقی خواهد کشاند...
اما میدانم این روزهایی که میگذرد، شیشهی عمر مرا ترک خواهد داد و روزی، از روزهای دور یا نزدیک، شیشهی عمرم خواهد شکست و جهان را آن روز عطرِ نبودنِ من فرا خواهد گرفت...
برای تویی که هرگز مرا ندیدهای... برای تویی که گردش غمانگیز چشمانم را ندیدهای... برای تویی که بغض صدایم را نشنیدهای... برای تویی که ذوق طفلانهام را با سادهترین چیز ندیدهای... برای تویی که حتی لحظهای کنارم ننشستی و صدای نفسهایم را، در سکوت، آنگاه که به درختانِ آسمان رسیده را نگاه میکنم، نشنیدهای...
چه غمانگیز است که آدم عمری تپشهای قلبش برای آنسوی کوهها بزند... و دستان وصال سالهای دور؛ دور بمانند....
و اما غبار زندگی بر شبابش بتابد و شبی از شبها، در سکوتی مرگبار و در سوزِ سردی، تنش آغشته به تبِ مرگ، جهان را ترک کند...
و هیچکس نداند قلب این آدمک عمری درد کشید؛ رنگ رنجش چگونه بود... شاید سفید، از جنس قداست؛ یا آبی، از جنس عمق...
نمیخواهم بنویسم، اما میدانم که آمیزارد بودن خود؛ حکایت غمانگیزی است. تو هم میدانی و آه میکشی...
نمیدانم چه خواهد شد، اما امیدوارم روزی، در جهان دیگری که دنیا جهنمش بود، مقابل هم خواهیم شد.
آنگاه... آنگاه قلبهایی در سینه داشته باشیم که هنوز تمنای وصال در آن، شبیه آتشِ مذاب، بجوشد...
امیدوارم.
#اشـــراق... 💌
شخصیت واقعی از دروغ تغذیه نمیکند؛
آدم اصیل نیازی ندارد برای بزرگ جلوه دادن خودش، حقیقت را تحریف کند. آنچه به یک انسان قدرت، اعتبار و شایستگی میبخشد، واقعی بودن اوست؛
نه نقابی که با دروغ بر چهره زده است.
دروغ، آدم را بزرگ نمیکند؛ فقط پوسیدگی درونش را برای مدتی پشت ظاهر پنهان میسازد.
و حقیقت، برخلاف دروغ، برای زنده ماندن به تظاهر نیاز ندارد...
اما تلختر از خود دروغ، زندگی کردن میان انبوه آدمهای دروغگوست.
مثل میوهای سالم در انبار پوسیده؛ هرچقدر هم پاک و بیآلایش باشی، وقتی هوای اطرافت از بوی فساد پر شده باشد، نفس کشیدن هم دشوار میشود.
گاهی ویرانی از بیرون آغاز نمیشود؛
از جایی آغاز میشود که آدم، آنقدر میان دروغ زندگی میکند که کمکم حقیقت برایش غریبه میشود.
من ترجیح میدهم در میان ویرانهها، میوهای تلخ اما واقعی باشم؛ تا میوهای شیرین که تمام شیرینیاش حاصل پوسیدگی و دروغ است...
🤝🥀
#آوای_گمنام..🍃
#حقیقت_تلخ..🖤
Repost from یغما 🦢🫧
من هیچوقت ندیدم یک دختر زیبا و با اعتماد به نفس یک دختر دیگه را تخریب کنه، این همیشه کار دخترای بدبخت و بی اعتماد به نفسه )؛
هیچ لذتی بالاتر از این نیست، که با کسی آشنا شوی...
که دنیا را همانند، تو ببیند گویی در میابی که دیوانه نبودهای....
🤝🖤
Repost from بادبادکِ آبے
وانمود کردم چیزی بر دل نگرفتهام؛ اما روزها آشفته و منزوی بودم و شبها از بسِ اشک زیرسریام خیس میشد.
#شهناز_بخشی
Repost from N/a
🎓 فرصت یادگیری و رشد مهارتهای کاربردی
اگر به یادگیری مهارتهای جدید و تقویت استعدادهای خود علاقهمند هستید، اکنون میتوانید در دورههای آموزشی آنلاین و حضوری ما اشتراک کنید.
📚 دورههای آموزشی:
🎨 رسامی و نقاشی
✒️ خطاطی
📝 نویسندگی
🩹 کمکهای اولیه
💊 نسخهنویسی
🎤 فن بیان و سخنوری
دورهها با هدف آموزش مهارتهای عملی و کاربردی برگزار میشوند و برای علاقهمندان در سطوح مختلف مناسباند.
📜 در پایان دوره، سند معتبر آموزشی به اشتراککنندگان اهدا میگردد.
برای دریافت معلومات بیشتر و ثبتنام، از طریق شماره زیر با ما در تماس شوید:
📞 0780650272
ظرفیت صنفها محدود است؛ برای معلومات و ثبتنام، پیام بگذارید.
زندگی پُر از مشکلهای مختلف است؛
اما شاید هنر زندگی همین باشد که میان این همه سختی، هنوز دلی برای ادامه دادن داشته باشیم..
🖤🤝
هر اتفاقی که میافتد، همهگی باز به یاد او اشک میریزند؛
نه فقط از نبودنش، بلکه از جای خالی انسانی که وقارش شبیه هیچکس نبود و سخن گفتنش، آنقدر عمیق و سنگین بود که هنوز بعد از رفتنش، سکوتش هم در میان ما شنیده میشود...
بعضی آدمها میروند و فقط خاطرهای از خود به جا میگذارند؛ اما بعضیها چنان در جان آدمها ریشه میدوانند که هر اتفاق، بهانهای میشود برای دوباره دلتنگ شدن و دوباره گریستن...
🖤🤝
اعتماد...
اعتماد... چه واژهی سنگینیست؛
واژهای که اگر به دست آدم اشتباه سپرده شود،گاهی بهایش تکهتکه شدن تمام آرامش توست.
بر کدام چهره میخواهی اعتماد کنی؟
بر چهرهای که لبخند میزند، اما پشت همان لبخند، نقابی از مصلحت پنهان کرده است؟
خودت را فریب نده...
هر دستی که به سوی تو دراز میشود،
دست یاری نیست؛بعضی دستها میآیند
تا راهی به قلمرو قلبت پیدا کنند
و وقتی وارد شدند، ویرانی را از همانجا آغاز کنند.
قلمرو درونت را برای هر کسی باز نکن.
دل، سرزمین بیصاحب نیست
که هر رهگذری حق ورود داشته باشد.
اعتماد کردن، زیباترین شکل انسان بودن است؛
اما به چه کسی؟
به انسانی که خودش هنوز با وجدانش بیگانه است؟
اعتماد اگر بشکند، صدایش بلند نیست؛
اما ویرانیاش عمیق است...
مثل گیلاسی که از لبهی میز میافتد؛
یک لحظه کافیست تا چیزی که سالم بود، دیگر هرگز به شکل نخستش برنگردد.و تلختر از شکستن اعتماد،
این است که پس از آن، دیگر نمیدانی
باید از آدمها بترسی، یا از قلب سادهای که هنوز میخواهد به آنها اعتماد کند.
بعضی آدمها اعتماد تو را نمیشکنند؛
آنها بخشی از تو را میشکنند
که دیگر هیچکس قادر به بازسازیاش نیست...
#آوای_گمنام..🍃
#حقیقت_تلخ..🖤
ﺍﻠَّﻬُﻢَّ ﺻَﻞِّ ﻋَﻠَﻰ ﻣُﺤَﻤﺪٍ ﻭَﻋَﻠَﻰﺁﻝِوَأصّحٰابِﻣُﺤَﻤَّد...
♥️✨🤲🏻🌙
Repost from N/a
جهشدل | آوایگمنام — آلاله
«کانالت شبیهِ آلاله است؛ پر از رنگ و احساس، گاهی آرام و گاهی طوفانی؛ انگار هر نوشتهات تپشِ دلیست که حرفهای زیادی برای گفتن دارد.» 🌺✨
https://t.me/AwayGomNam
