محتوانگاری | سعید داودی
Открыть в Telegram
من سعیدم. 34 سالمه و 6 ساله در حوزهی محتوا فعالیت میکنم. لینکدین من: linkedin.com/in/saied-davoodi راه ارتباطی: @aghagol
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
327
Подписчики
-124 часа
-27 дней
+5830 дней
Архив постов
اگر از جمینی استفاده میکنید، میتونید وارد صفحهی Saved Info بشید و بهش یک سری اطلاعات بدید و ازش درخواست کنید که این اطلاعات رو همیشه به خاطر داشته باشه. اطلاعاتی دربارهی شغلتون، زندگیتون، اولویتهایی که دارید و چیزهایی که فکر میکنید برای شخصیسازی جوابهای جمینی لازمه. این شکلی بهمرور پاسخهای مفیدتری بهتون میده.
مثلاً من بهش گفتم که محتوانویسم و اغلب محتواهام مرتبط با سئو، دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاینه.
خلاصه که #گفتم_بگم_نگید_نگفت
پیروی این پست لینکدین، دیشب به این فکر میکردم که امضای من چیه؟ ملت چطوری میتونن بفهمن این محتوا رو من نوشتم؟
رسیدم به اینکه من خیلی خوب میتونم موضوعات تخصصی رو بفهمم و بعد همون رو به زبان روشن و سادهتری برای مخاطب بنویسم. برای همین هم نوشتن محتواهای تخصصی رو دوست دارم.
آخرین مصداقش این محتوای لینکوئری بود. اصطلاحی که اگر تا یک ماه پیش جستجوش میکردید، توی وب فارسی اصلاً وجود خارجی نداشت. کل محتوای متنی این پست براساس یک صوت تولید شده. :)
صبح پستچی زنگ زد و این هدیهی نت باکس رو تحویلم داد.
تقریبا سه ماهی هست که با مجموعهی نت باکس بهعنوان نویسندهی دورکار همکاری میکنم.
برای منِ دورکار، که حتی در دوران کارمندی هم هدایای مناسبتی نصیبم نمیشد، هدیهی سورپرایزکنندهای بود.
[تشکر از تیم نت باکس، همراه با ابراز احساسات.]
کتاب «خطاهای نویسندگی و تجربیات نویسندگی» مهدی رضایی رو چند سال پیش خوانده بودم و از بین هفتاد خطا و تجربهای که نویسنده شرح داده بود، هشت مورد رو یادداشت کرده بودم. در ادامه این هشت مورد رو بخونید. نکات جالبیه:
اینجا در لینکدین بخونید.
امروز روز نوشتن اولین مقاله از پروژهای جدید بود.
چنین روزهایی از صبح با موضوع درگیرم و دستم به نوشتن نمیره. فقط توی ذهنم بالا پایینش میکنم. همین شکلی تا آخرای روز طی میشه تا بالاخره یک جوری سد ننوشتن رو بشکنم و دست به کیبورد بشم.
مرحلهی بعد نوشتن مقاله است که خودش تا آخرهای شب میکشه.
اینطوری که هر سرتیتر به سرتیتر باید پاشم. گردش کنم. چایی بخورم. بشینم. پاشم. تا بالاخره مقاله به اتمام برسه و نفس راحتی بکشم.
آره خلاصه که.🚶
❇️ روشننویسی چیه و چرا مهمه؟
پیش اومده که خودتون رو مخاطب یک نوشتهای احساس کنید، سراغش برید، بخونیدش، اما درنهایت چیز خاصی دستگیرتون نشه؟ احساس کنید هیچ چیزی ازش نفهمیدید؟ توی اینطور مواقع اغلب خودمون رو مقصر میدونیم. فکر میکنیم لابد سرسری خوندیم و تمرکز لازم رو نداشتیم؛ اما یک سمت دیگر این ماجرا به همین روشننویسی برمیگرده. به اینکه ممکنه نویسنده متن رو واضح و قابل فهم ننوشته باشه. همین هم باعث شده منِ مخاطب درست منظور نویسنده رو درک نکنم.
این مفهوم روشننویسی از کجا میاد؟ اولین بار سه تا استاد روانشناسی توی هامبورگ دربارهی این مفهوم حرف زدن. بعد هم با بررسی هزاران متن به یک چهارچوب کلی رسیدن که آقا اگر متنی چهار ویژگی زیر رو داشته باشه، روشن و قابل فهم خواهد بود:
1️⃣ اهمیت سادهنویسی
منظور از سادگی اینه که نویسنده از کلمات آشنا و رایج استفاده کنه. کلماتی که مخاطب کاملاً بفهمدش و البته تا جای ممکن انتزاعی نباشه. نکتهی بعدی اینکه اگر نویسنده مجبوره اصطلاحی تخصصی رو استفاده کنه، حتماً معنای اون اصطلاح رو بهصورت پاورقی یا در دل نوشته بیاره.
دیگه اینکه ساختار جملهها هم کوتاه و ساده باشه. اگر قراره از جملههای مرکب استفاده بشه، جملهی پیرو قبل یا بعد از جملهی پایه نقل بشه و نه در میان جملهی پایه! رعایت همین چند نکتهی کوچک برای سادهنویسی کافیه.
نکتهی مهم اینکه خود موضوع ممکنه یک متن تخصصی و پیچیده باشه، اما طرز بیان نویسنده باید تا جای ممکن ساده و قابل فهم باشه.
2️⃣ داشتن ساختار و نظم
نوشتهای که ساختار نداره، از بیرون یک متن درهم و برهم به چشم میاد. ساختار متن باید آشکار باشه و اون رو به بخشهای قابل فهم تقسیم کنه. مثلاً در نوشتن یک متن بلاگ باید از سرتیترهای H2، H3 و... استفاده کنید تا موضوعات اصلی و فرعی مشخص و قابل تشخیص باشن. این شکلی خواننده با یک نگاه کلی میفهمه قراره چی بگی. از کجا شروع کنی و به کجا برسی. مهمتر اینکه میفهمه جواب سوالش اینجا هست یا نه.
در بحث نظم، یک نظم درونی هم داریم. نظم درونی مربوط به ارتباط بین جملات متنه. جملههایی که پشت سرهم ردیف میکنیم، باید باهم مرتبط باشن و هدف مشخصی رو دنبال کنن. اون هدف هم ارائهی منظم و ساختارمند اطلاعات به مخاطبه.
3️⃣ مختصر و مفید گفتن
وقتی از مفید بودن و مختصر بودن در کنار هم حرف میزنیم، منظور اینه که متن نه خیلی بلند و حوصله سربر باشه، نه اونقدر کوتاه و فشرده که نتونه منظور نویسنده رو درست بیان کنه. پس در روشننویسی باید حد وسط رو همیشه نگه داریم. باید سعی کنیم مختصر، مفید و کامل بنویسیم. به نحوی که خواننده از خوندن نوشته حوصلهش سر نره. از طرفی هم دقیقاً چیزی که ما دنبالش هستیم رو دریافت کنه.
4️⃣ استفاده از چاشنیهای غذایی
شما ممکنه یک سری مواد غذایی مفید رو باهم مخلوط کنی، اما دست آخر ببینی چیزی که پختی قابل خوردن نیست. چرا؟ چون نمک و فلفل و ادویهی کافی نداره. استفاده از ادویههاست که به غذا طعم میده. در نوشتن و تولید محتوا هم همین داستان وجود داره. شما باید از طنز، مثال، داستان، روایت، تجربههای شخصی و... استفاده کنی تا خواننده احساس خستگی کمتری بهش دست بده. تا خواننده وسط راه متن رو رها نکنه و بره.
خلاصه با رعایت این چهار نکته میتونید متنهای روشنتر و واضحتری بنویسید. اگر شما هم نکتهای دارید، بهش اضافه کنید.
در تمام عمر محتوانویسیم، فقط چند روز در جمع بچههای شرکت بودم. اون چند روز هم عملاً کار خاصی نتونستم انجام بدم. چونکه میم بالا. :))
🔸 ده نکته برای #غلبه_بر_ننوشتن از ده نویسنده بزرگ
❇️ نکتهی آخر: تعهد زمانی داشته باش.
به اطرافیانت بگو که تا فلان روز، فلان چیز را مینویسی. و خود را موظف بدان. شرم، گاهی سوخت خوبی است.
«زیدی اسمیت»
حالا لازم نیست حتماً به همه بگی فلان کار رو تا فلان زمان میرسونی. به کارفرما یا به خودت هم قول بدی کافیه. :)
تجربهی شخصیم اینه که وقتی ددلایل یک کاری از قبل مشخصه، انرژیم 2 برابر میشه؛ ولی وقتی ددلاین ندارم، ممکنه بخش زیادی از روز رو با یللی و تللی سپری کنم.
🔸 ده نکته برای #غلبه_بر_ننوشتن از ده نویسنده بزرگ
❇️ نکتهی نهم: نوشتن مکالمه برای شروع نوشتن.
همینکه یک مکالمهی کوتاه بنویسی، صفحه را شکستهای. همین یک جملهی گفتوگویی میتواند تو را تا پایان یک صفحه بکشاند.
«ارنست همینگوی»
پ.ن: شاید به نظر برسه این یکی بیشتر به کار داستاننویسها میاد؛ اما اینکه یک ترفندی برای شروع نوشتن داشته باشی، حتی برای محتوای وب هم کاربرد داره. حتی اگر بخواید یک سناریو یا کپشن بنویسید هم همینطور.
🔸 ده نکته برای #غلبه_بر_ننوشتن از ده نویسنده بزرگ
❇️ نکتهی هشتم: غلبه بر ترس از نوشتن.
«ترس از نوشتن، فقط با نوشتن از بین میرود.» (استفن کینگ)
بله عزیزجان. ما با نت فیلتردار سیاهشده، هزینههای روزانهمون سر به فلک کشیده. آسیبی که فیلترشکن به سختافزار سیستم میزنه و وضعیت روح و روانمون که هر دقیقه داریم به اینترنت فحش میدیم هم بماند.
+ رانت بگیری، منت هم سر مردم بذاری. ده از ده.
یک ابزار جالب هم از کانال محمد زمانی پیدا کردم. افزونهی ادوبی فتوشاپ برای کروم.
خیلی وقتا مسئولیت پیدا کردن عکس برای مقالهها هم برعهدهی من نویسنده است. در چنین مواقعی مشکل اصلی ادیت عکسهاییه که پیدا میکنم. این ادیت اغلب در حد برش دادن تصویر، حذف پسزمینه یا تنظیم نور و رنگ عکسه؛ اما در حالت عادی برای چنین کاری باید عکس رو دانلود کنم، بیارم داخل یک ویرایشگر تصویری دیگه و بعد ویرایشهای دلخواهم رو انجام بدم.
حالا به کمک این افزونه کار خیلی سادهتره. بیاید بهتون توضیح بدم چطوری:
1️⃣ قدم اول: افزونه رو دانلود و روی مرورگر کروم نصب کنید.
2️⃣ قدم دوم: فرض کنید میخواید یک عکسی رو از توییتر بردارید و ادیت کنید. کافیه روی عکس راست کلیک کرده و گزینهی «Add to Photoshop Extension» رو بزنید.
3️⃣ قدم سوم: حالا داخل محیط افزونه ابزارهایی مثل حذف پسزمینه، کراپ کردن تصویر و تغییر نور و رنگ رو در اختیار دارید. میتونید یک سری ادیتهای ساده رو روی عکس بزنید.
4️⃣ قدم چهارم: درنهایت هم میتونید تصویر رو از همونجا دانلود و استفاده کنید. به همین سادگی.
خلاصه که #گفتم_بگم_نگید_نگفت
✅ترفند:
این ترفند جمینای خیلی عالیه!
میتونید لینک هر ویدیوی یوتیوبی رو بردارید، بندازید توی جمینای و بگید براتون تحلیلش کنه. بعد هم یک کلام ازش بخواید کل داستان ویدیو رو تبدیل کنه به یک اینفوگرافی.
به همین راحتی! 😎
پرامپت هم اینه:
"Generate an image of an infographic explaining the concept presented in the video."
#توییت_وارده
وازلین با انتشار بیانیهای به طور رسمی از همهی خریدارانی عذرخواهی کرده.
البته نه بابت اتفاق بدی که رخ داده باشه یا محصول نامناسبی که تولید کرده باشه؛ بزرگوار بابت اینکه زیادی خوبه عذرخواهی کرده. :)
.
ترند عذرخواهیهای این مدلی از فیلیپین شروع شده و حالا برندهای جهانی هم یکی یکی دارن ازش استفاده میکنن.
.
نکتهی بامزهی عذرخواهی وازلین؟ کپشن پستشون:
ببخشید که دیر شد. مجبور بودیم منتظر کپیرایترمون بمونیم.
پ.ن:
متنهای عذرخواهی شرکتها معمولاً این شکلی شروع میشه که:
We are sorry.
اینجا خیلی ریز اومده گفته:
We are not.
ما چیزی برای عذرخواهی و شرمندگی نداریم. :)
توضیح کپشن: همین رو بذارید کنار اینکه گفتن چون کپیرایتر شرکت نبود، دیر شد. مخاطب پیش خودش فکر میکنه که خب این متن رو هرکس دیگری هم میتونست بنویسه که. کپیرایتر میخواستی چکار؟ :))
یک کمی هم درد و دل کنم.
خیلی وقتها بهم میگن تو که فریلنسری. کارت هم که با لپتاپه. میتونی هرجایی انجامش بدی. بعضیها تصورشون از تولید محتوا، همون تایپ نامه و نوشتن انشای مدرسه است. بعضیها هم که اساساً نمیدونن داری چیکار میکنی. فکر میکنن هرکی نشسته پشت لپتاپ و از خونه بیرون نمیاد، لابد تریدره! یا داره سر مردم رو کلاه میگذاره. وقتی هم که از کارت صحبت میکنی، جملهی بعدی اغلب آدمها اینه که منم عصرا بیکارم. میشه به منم دو تا پروژه بدی انجام بدم؟
توی این چند سال بارها و بارها جملههایی مثل جملههای زیر رو شنیدم:
- حالا نشستی پشت میز، چاییت رو خوردی، چهارتا جمله هم نوشتی دیگه. این همه کلاس گذاشتن نداره که!
- بیا کلمهای 200 میدم بهت، بشین این 10 تا مقاله رو هم برا من بنویس.
- ببین این 12 تا مقاله رو تا پسفردا بهم بده.
- پول؟ تسویهحساب؟ پیشپرداخت؟ صبر کن سئوکارمون بخونه، کارفرما بخونه، اگر تایید داد، آخر ماه باهات تسویه میکنیم.
- من عصرا که از سر کار میام، خونه بیکارم. نمیشه 2 تا پروژه هم بدی من تایپ کنم؟
یک بار دیگه برگردم به آمار بالا و نوشتن 24 مقاله در حدود 30 روز. تازه از خودم راضی هم نیستم؛ چون نسبت به ماههای قبل عملکردم ضعیفتر بوده. اما همین تعداد مقاله معادل یک کتاب 160 صفحهایه. با این تفاوت که وقتی شما رمان مینویسی، سوژه و موضوع ثابتی داری؛ احتمالاً متمرکزتر میتونی روی اون کتاب کار کنی؛ اما این 24 محتوا ترکیبی از 3 پروژهی متفاوت بوده.
تولید محتوا فقط نشستن پشت میز و تایپ کردن نیست. تولید محتوا بیشتر از هر چیزی برام شبیه دوی ماراتنه. هر روز از خواب بیدار میشم، میشینم پشت لپتاپ و 6-7 ساعت از وقتم رو با خواندن و نوشتن پر میکنم. نمیگم کار سختیه، اما نیاز داره دوندهی ماراتن خوبی باشی. یواش یواش قدم برداری و در تمام مسیر دویدن بتونی سطح انرژیت رو حفظ کنی. بعد هم که رسیدی به انتهای مسیر، بدونی که فردا (یا بعد از نوشتن این مقاله) قراره دوباره توی یک مسابقهی ماراتن جدید شرکت کنی!
آره خلاصه که.
پ.ن: قرار بود درد و دل باشه؛ اما وسط کار تبدیل شد به غرغر کردن. البته به نظرم برای کسایی که دوست دارن بیان سمت محتوا، شنیدن و خوندن چنین غرغرهایی هم لازمه. :)
من یک عادت ماهانهای دارم، اینکه آخر هر ماه یک گزارش کلی از عملکردم مینویسم. بیاید گزارش عملکرد آبان رو باهم ببینیم:
طبق این گزارش من در آبان 3 پروژه داشتم، 24 مقاله تولید کردم و نزدیک به 64 هزار کلمه متن نوشتم. تقریباً معادل یک کتاب 160 صفحهای.
از آبان خیلی راضی نیستم، چون نسبت به ماههای قبلی عملکردم ضعیفتر بوده. روزهای اول ماه رو خیلی خستهطور گذروندم. انتظار داشتم حداقل 30 مقاله رو تا آخر ماه پر کنم، که نکردم و خوب نیست. البته فقط کمکاری هم نبوده. محدودیتهای پروژهای هم مزید بر علت شده تا این شکلی بشه.
پ.ن: با تشکر از تکنولوژی و نانوبنانا برای ساخت اینفوگرافی از گزارش عملکرد.
🔸 ده نکته برای #غلبه_بر_ننوشتن از ده نویسنده بزرگ
❇️ نکتهی هفتم: کتابخوانی به روش جوزف کمبل.
«من راه بسیار خوبی به شما نشان خواهم داد: در یک اتاق بنشینید و بخوانید و بخوانید و بخوانید. و کتابهای درستی را بخوانید که افراد درست نوشتهاند. هنگامی که با نویسندهای برخورد میکنید که واقعاً شما را مجذوب میکند، هر چه او نوشته است را بخوانید. نگویید، اوه، میخواهم بدانم فلانی و بهمانی چه کرده اند! اصلاً نگران فهرست کتابهای پرفروش نباشید. فقط آنچه را که این یک نویسنده به شما میدهد بخوانید. سپس میتوانید هر آنچه را که او خوانده است بخوانید، و بدین ترتیب دریچه جهان از دیدگاهی معین، به روی شما گشوده میشود. اما هنگامی که از یک نویسنده به نویسندهای دیگر میپرید، میتوانید تاریخی که هر یک از آنها فلان کتاب خود را نوشتهاند به ما بگویید، اما دید جدیدی از آنها دریافت نمیکنید.» (جوزف کمبل، قدرت اسطوره)
🔹گوگل از Gemini 3 رونمایی کرد.
✅ نکتهی جالب اینکه نسخهی جدید Gemini از همین ابتدا در AI Overviews هم در دسترس قرار میگیره. (طبق گفتهی گوگل AI Overviews ماهانه ۲ میلیارد کاربر داره!)
ویژگیهای جذاب این مدل ظاهراً این موارده:
🔹اول اینکه Gemini 3 توانایی بالایی در درک محتوای چندرسانهای داره. میتونید همزمان متن، تصویر، فایل، کد و... بهش بدید و بعد درخواستهاتون رو مطرح کنید.
🔹 دوم اینه گوگل میگه Gemini 3 با هدف آموزش، ساخت و برنامهریزی طراحی شده. اگر بخواید موضوع جدیدی یاد بگیرید، پروژهای رو از صفر بسازید یا برای انجام کاری برنامهریزی بلندمدت انجام بدید، میتونه بهتون کمک کنه.
🔹 سوم اینکه بخش Deep Think هم ارتقاء پیدا کرده. اما فعلا قراره فقط در دسترس مشترکین Ultra قرار بگیره.
🔹 و اینکه در بنچمارکها جمینی ۳ در همهی زمینهها تونسته نسخهی قبلی رو با اختلاف پشت سر بگذاره. خصوصا در ریاضیات و پرسشهایی که نیاز به استدلال دارن Gemini 3 عملکرد بهتری داره.
✅ اینجا میتونید توضیحات کاملتر رو بخونید.
❇️ اهمیت تولید محتوای تازه و تجربهمحور
بزرگترین اشتباه در استراتژی محتوا چیست؟ اینکه برای رتبه گرفتن روی هر کلمهکلیدی سراغ ایجاد محتواهای تکراری بروید! اینترنت در تمام حوزهها (تقریباً) بیش از حد اشباع شده و مردم به محتوای جدید، تجربههای تازه و زاویهدیدهای متفاوت نیاز دارند. کپی کردن چیزی که برای دیگران جواب داده، اغلب جواب نمیدهد؛ چون تکراری است و بیشتر مخاطبان از قبل آن را دیدهاند. پس استراتژی محتوای شما باید چگونه باشد؟ ✅ تجربیات منحصر به فرد و دانش واقعی خودتان را به اشتراک بگذارید. ✅ درباره چیزهایی صحبت کنید که دیگران کمتر سراغش میروند. ✅ بیشتر از هر چیزی روی ایجاد ارزش تمرکز کنید؛ نه فقط تولید حجم زیادی از محتوا. محتوای تازه و اصیل همان چیزی است که در دنیای شلوغ امروز دیده میشود.
🔸 ده نکته برای #غلبه_بر_ننوشتن از ده نویسنده بزرگ
❇️ نکتهی ششم: بنویس حتی اگر شده روزی ده دقیقه!
«گراهام گرین فقط نیم ساعت در روز مینوشت. همین نیم ساعت او را به یکی از پرکارترین نویسندگان قرن بیستم بدل کرد.»
اگر دوست داری نویسنده بشی، باید یاد بگیری که روزانه حتی شده 10 دقیقه بنویسی؛ یا مثلاً با خودت شرط کنی که روزانه 500 کلمه مینویسم. یادم نیست کجا خوندم؛ ولی بهاءالدین خرمشاهی یک اصطلاحی داشت میگفت «من با سوزن چاه میکنم.» برای من این با سوزن چاه کندن خیلی وقتها کارآمد بوده. خیلی کارها رو فکر میکردم نمیشه و نمیتونم انجام بدم؛ اما همین ذرهذره پیش رفتن، باعث شده یک روزی نگاه کنم و ببینم مثل اینکه جدی جدی تمام شد.
