ru
Feedback
نشانیِ سوّم

نشانیِ سوّم

Открыть в Telegram

کلمه‌هایی که از ما به‌جا خواهد ماند، بی‌خوابیِ عجیبی خواهند کشید‌‌... بی‌خوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راه‌هایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175

Больше
877
Подписчики
+424 часа
+1397 дней
+38730 день
Архив постов
عجب دردیه که آدم تو سرزمینِ خودش هم حسِ غربت کنه.

داشتم فکر می‌کردم که این‌بار انقدر زیاد شده که دیگه نتونستم تو دفترم بنویسم.

«درود به مردم شریف ایران»، «به نام خدا من ژینا امینی هستم»، «بچه‌ها نخندینا»، «بارون اومد و یادم داد، تو زورت بیشتره»، «ندا نترس، ندا بمون»، «یه دل می‌گه برم برم برم»، «سلام، من مهرشاد هستم»، «من هم فرزند کسی هستم»، «توی همین موازات بودیم، دست‌مون تو دست هم بود، یهو دیدم افتاد»، «بچه‌های منو کشتن، گفتن خطای انسانی بوده»، «دارن این همه آدم رو می‌کشن که بگن یک نفرو نکشتن؟»، «سلام، به چنل یوتیوب سارینا خوش اومدید»، «حیدر حیدر کنان به بچه‌ی من شلیک کردن»، «دوست دارم الان که دارم می‌رم تظاهرات، چندوقت دیگه یه اتفاقی بیوفته»، «سپهر من کجایی بابا؟»، «مانی بابا تو برو من می‌آم»، «توی برگه نوشتن متهم اظهار پشیمونی نکرد»، «دادا برای چی نرم؟»، «بعدا اینو استوری می‌کنید می‌گید برای رفتنت زود بود»، «خب یه ۲۰۷ مشکی»، «پروانه‌ی بنفشی دیدی منم»، «اونا برای تمرین داخل کلاس بود حاج‌آقا»، «دارم می‌سوزم بابا»، «سوره‌ی آل عمران، خدا ستمگران را دوست ندارد»، «بابا حکم من اعدامه، به مامان چیزی نگو»، «می‌خوام فقط بابام پیشم باشه»، «حاج‌آقا اینا برای ورزش هستن»، «جون منو ازم گرفتن خانم، جون من توی اون هواپیما سوخت»، «بچه‌ی من چه گناهی کرده بود که زنده زنده توی هواپیما سوخت؟ چرا هیچکس جواب منو نمی‌ده؟»، «دیگه نمی‌ترسیم، می‌جنگیم»، «بچه‌ها، کمک»، «بچه‌ی من حتی نمی‌تونست تا سر کوچه تنها بره»، «به‌نام خداوند رنگین کمان»، «من خوبم بابا خوبم، چشمام فقط می‌سوزه، زنده می‌مونم قول می‌دم»، «بلند شو مادر، بلند شو، ببین مادرت داره می‌رقصه، بلند شو»، «بابا بسه، بسه بابا بسه بسه»، «کف خیابانم، نه ترسی دارم، نه نگرانی، حقم را می‌خواهم»، «ما تماشاگر نمی‌خواهیم به ما ملحق شوید»، «من که زود بلند شدم، پس بابایی کو؟»، «پاشو برات نون خامه‌ای گرفتم مامان، پاشو هرچندتا دوست داری بخور»، «من این حور و پری رو ۲۳ سال خودم پروردم، تو قبر نگاش کنم؟»، «این رضای پرپر شده‌ی من تقدیم به میهن»، «بابا، خیالت راحت، دوستت دارم»، «واسه خواهرزاده‌ی من، گوش کن، واسه خواهرزاده‌ی من دست بزنید»، «کاش انقدر با غیرت تربیتش نمی‌کردم که این‌طوری بشه»، «شمع‌هاشو کی فوت کنه مامان؟»، «پسرش گفته چرا اسم مادرمو نمی‌خونید»، «آرام بخواب دلدار من، ای صهبای زیبای من»، «چه بارون بیاد چه برف بیاد چه بوران، مانی صفرپور به آرزوهاش می‌رسه»، «یک لحظه وصل شدم و می‌خوام بنویسم زن زندگی آزادی، برای همیشه»، «آخ حامد جان»، «پدر من ورزشکار بود، هر روز وزنه می‌زد، اگر اینا نمی‌کشتنش، ۱۲۰ سال دیگه زنده می‌موند»، «آقا این خطو می‌شناسی؟ تیر خورده نفس نمی‌کشه»، «ما رفتیم جلوی عراق از ناموس شما دفاع کردیم که شما بچه‌های ما رو بکشید؟»، «بچه‌مو می‌بردم سرکار، بچه‌م تنها نیاد، تو سرما نیاد، الان بچه‌م هم تنهاست هم تو سرماست»، «توی فاتحه‌ی من قرآن نذارن، مردم برقصن»، «به امید روزهای قشنگ، کنار تو»، «اندازه‌ی دنیا برنامه داشتی مامانی»، «دخترم دکتر بود»، «آرزو می‌کنم سال دیگه این موقع، هیچ‌کدوممون اینجوری نباشیم»، «اگه منافق زده چرا بچه‌ی من قطعه‌ی شهدا نیست؟»، «پاشو خوشگلم من تنهایی خیلی می‌ترسم»، «بچه‌ها سرپرست‌شون رو توی اتفاقات اخیر از دست دادن، کسی هست نگه‌شون داره؟»، «مبین من روت پتو می‌کشیدم، نمی‌ذاشتم این‌طوری یخ بزنی»، «بچه‌ی من نیازی به فاتحه نداره، تشویقش کنید، قهرمان شده»، «اگر آزاد شد، خوشحالی کن به‌جای من، جای ما رو خالی کنید، من خیلی منتظر این روز موندم»، «دارم می‌رم، نه به‌خاطر خودم، به‌خاطر پسرامون»، «جون مادرت نزن»، «خدایا ظلم تا کی؟»، «وقتی داشتی جون می‌دادی آراز، چند بار صدام کردی من نبودم آراز؟»، «بچه‌ها تیر خوردم، نمیرم فقط»، «خدا، مست، داره تماشا می‌کنه هیبت پدر منو که داره می‌ره پیشش»، «اگه دیگه آنلاین نشدم، منو فراموش نکنید، بدونید من مفت نمردم، تو جشن آزادی اسم منو بیارید»، «توروخدا نذارید بمیرم هفته‌ی دیگه عروسیمه»، «نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم»، «عه باباییه، باباییه»، «پاشو مادر آهنگ موردعلاقه‌تو گذاشتن»، «بهنام! بهنام!»، «توپ تانک مسلسل، دیگر اثر ندارد، به مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد»، «سهمِ بچه‌ی من، توی مملکت من، توی وطن من، پنج تا گلوله بود»، «من یه رضا از دست دادم ولی هزارتا پسر گیرم اومد»، «اگه دستگیر شدم و یا دیگه نبودم، بدونید من همیشه در کنار مردم ایستادم»، «خب می‌شه بگید محاربه چیه لطفا؟ من نمی‌دونم قربان»، «حکم اعدام من صادر شده و این تماس خداحافظیه»، «شنیده بودم سر بی‌گناه تا پای دار می‌ره ولی بالای دار نمی‌ره، ولی دروغه»، «سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم».

photo content
+1

+1
یه ۲۰۷ مشکی.

Hayedeh-Roozaye-Roshan-[320].mp319.55 MB

دلم می‌خواست امشب با همه‌ی جوون‌های ایرانی‌ای که خیلی وقته فهمیدن هر کاری کنن نمی‌رسن. امیدشون نا امید شده. که جوونیشون رفته و نمی‌تونن براش کاری کنن. که حالشون این‌جوریه که دستشونو زدن به چونه‌شون و دارن به سال‌های زندگیشون فکر می‌کنن. همین. فقط فکر می‌کنن. جمع شیم یک جای تاریک. چراغ قوه‌های گوشیمونو روشن کنیم. زیاد داد نزنیم. بلند گریه نکنیم. بشینیم. با همه‌ی خستگی‌هامون. با همه‌ی غم‌هامون. ساکت بشینیم به تاریکی خیره شیم. بعد آروم زمزمه کنیم. بخونیم برای کوچه غمگینم. برای خونه غمگینم. برای هر کی مثل ما، داره می‌خونه غمگینم.

من بعد از دی دیگه آدمِ قبلی نشدم. یک چیزی تو وجودم منو می‌کشه پایین و نمی‌ذاره با خیال راحت شاد باشم. نبودم. نیستم. تمام خاطرات خوب و نوشته‌های خوب خوبی‌هاشون اندازه ی خوبی‌های تو شرایطِ جنگی بود و هست. نمی‌دونم. فقط احساس می‌کنم این‌روز‌ها دارم تموم می‌شم. با هر نفس. با هر سرفه‌ای از گلوم. با هر تکه خنده و هر قدمی که برمی‌دارم به سویِ مرگه‌. به قول گروس، انگار ساعت‌ها هم برای مرگ کار می‌کنن تا زندگی.

واقعا ما قبل از این‌ها چه‌طور زندگی می‌کردیم؟ قبل‌ از همه‌ی این خاطراتِ دی ماه و جنگ و خاک و خون؟ چی کار می‌کردیم برای زنده موندن که حالا دیگه نمی‌تونیم؟

تا یه کانفیگ پیدا می‌کنم دو تا از کلیپای انگیزشی تو سیوی های اینستامو میارم تو بات تلگرام، دانلود می‌کنم، توش داره می‌گه تو می‌تونی تو می‌تونی، ولی من خیلی وقته دیگه دارم نمی‌تونم.

راست می‌گفت. اینترنت باعث شده بود توهم بزنیم که زندگی‌مون شبیه بقیه مردم دنیاست.

گوشی‌ت رو بذار رو حالت هواپیما، DNS بزن، کانفیگ رو روشن کن، برو تو گوگل درایو بعد تو این باته این کد رو بزن، گوشی رو از حالت هواپیما دربیار، زنگ بزن به اکست بعد قطع کن، حالا این لینک رو باز کن بنویس تف تو این زندگی که ما کردیم، بعدش این کانفیگ اینجکتور هم اد کن، شش تا شمع دور خودت بچین، دستت رو بذار رو سرت زل بزن به صفحه گوشی، سی ساعت صبر کن وصل می‌شه.

+1

صداش میاد و مثلِ یه مامانِ مهربون می‌مونه. "فدات شم. تو هم قلبت شکسته؟ منم مثل تو بودم. منم مثل تو بودم..."

"آسمانِ زردِ کم‌عمق."

نمی‌دونم چی‌کار کنم. نمی‌دونم. نمی‌دونم با زندگیم چی‌کار کنم. می‌خوام مثل فرش لولش کنم و بذارمش تو دیوار. می‌خوام یه قرون بفروشمش. مفتی. می‌خوام برم. می‌خوام بخوابم و دیگه بیدار نشم. می‌خوام آخرین لحظه از زندگیم بهترین لحظه باشه. درست همون‌جایی که همه چیز خوبه بمیرم. درست همون جایی که همه‌چیز خوبه.

شما دارید تو گذشته‌ی من زندگی می‌کنید. نمی‌دونید امروزِ من چه خبره.

نمی‌کشیم ها، مودمان این بود.

photo content
+1