ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

نشانیِ سوّم

نشانیِ سوّم

Открыть в Telegram

کلمه‌هایی که از ما به‌جا خواهد ماند، بی‌خوابیِ عجیبی خواهند کشید‌‌... بی‌خوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راه‌هایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175

Больше
813
Подписчики
Нет данных24 часа
+137 дней
-12330 дней
Архив постов
آقا خلاصه بگم. ما امروز رفتیم تهران کنارت دیدیم.

sticker.webp0.04 KB

_

Видеосообщение00:11

مثلاً واکنشم موقعِ سند کردنِ این پیام (به دوست عزیزم که ولی خب عقاید متفاوتی داریم) این بود که:

photo content

شما تصور بنمایید خدایِ یک چیزی هستید. مثلاً گیم آف ترونز. ته ته تهش را درآورده‌اید دیگر. یعنی دیگه جوری نیست که نتونن یک درصد بهتون نگن فن. بعد فصل آخرش که خراب شد و شما در حال حرص خوردن، یک (هزار نفر) تازه از راه رسیده بیاید هی از فصل آخر تعریف کند. هی تعریف کند. هی بگوید اوه راست می‌گفففتی عجب چیز خفنی‌ست. هی مثل این باشد که ماهیتابه گرفته باشد رویِ سرتان و بنگ بنگ بنگ.

واکنشم یک: بود.

Видеосообщение00:16

اجازه بدید نشون بدم.

تمام این مدتی که می‌دونید کدوم مدت، به خانواده‌م، هم‌شهری‌هام و دوستایی که تا دیروز گلومو پاره می‌کردم یک دونه چاوشی گوش بدن و نمی‌دادن، (مخصوصاً اونایی که گوش نمی‌دادن چون به کل آهنگ حرامه) و حالا یکهو تمامِ شهر پر بود چاوشی، هر روز تو خونه چاوشی و تو گروه‌ها چیزی که می‌فرستادن چاوشی،، واکنشم یک حالتی بود این طوری که: "هع". یه "پوف". یه نیشخندِ از سرِ مضحک بودنِ این موضوع.

تو زندگیم تنها همین رو کم داشتم که چاوشی آهنگ بده بیرون و خودم رو بزنم به اون راه.

نبودنت بر همه‌ی وجودم ریشه دوانده و سراسرش را پوشانده. جوری که زخم‌های دیگرم باعث خونین شدن زخم تو که در سراسر وجودم گسترده شده، می‌شوند.

حالا که بعد از مدت‌ها فکر می‌کنم به‌نظرم میاد که چه‌قدر ملال‌انگیز بوده و چه‌قدر دلم برایِ اون ملال تنگ شده. شاید هیچ‌وقت اون برایِ من واقعی نبود اما رنجی که از هم بردیم واقعی بود؛ و به همون اندازه عشقی که به هم داشتیم. سکوت کردن، در انزوا به سر بردن، و دوباره سکوت کردن.

تکراری نمی‌شه که. هر چند ساعت یک بار رندوم یکی محکم می‌زنم تو سرِ خودم.

وضعیتِ روحی روانیم این‌طوریه که برم دم خونشون بلند بلند بخندم ببندمش به ستون به زور براش لاک بزنم با ظرفایی که توش لازانیا می‌پزن بکوبونم تو سر خودم و با قهقهه دور شم.

Now_That_We_Don_t_Talk_Taylor_s_Version_From_The_Vault_Tay.m4a2.34 MB

You grew your hair long You got new icons And from the outside It looks like you're tryin' lives on I miss the old ways You didn't have to change But I guess I don't have a say Now that we don't talk.

photo content
+1

از دیشب تا حالا با دیدنِ اون عکسِ به‌خصوص، همین‌جور راه می‌رم و هر چند ساعت یک بار رو به در و دیوار می‌گم خاک تو سرت. تو چرا؟ چرا تو؟ خاک تو سرِ من. خاک تو سرِ من عزیزم. من.