عصفورة قلبي🕊
Открыть в Telegram
[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژههایم ماندهاند و من رفتهام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمهها: https://t.me/loqatalqalb
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
241
Подписчики
-124 часа
Нет данных7 дней
+1230 дней
Архив постов
241
Repost from عصفورة قلبي🕊
در انتها تویی و مجلس عزای خودت
کسی به غیر خودت نیست آشنای خودت
کسی برای تو آهی نمیکشد از دل
خودت بسوز و بدم در گلوی نای خودت
به هرصدای خوشی، بیگدار، دل مسپار
بخواب با غم و اندوهِ لایلای خودت
به وقت گریه به آغوش خود پناه ببر
که نیست گرمتر از امنِ شانههای خودت
زمان رفتن تو، هیچکس کنارت نیست
فقط تویی و سر خاک، هایهای خودت
صدای فاتحهای از کسی نمیشنوی
بخواب و فاتحهای هم بخوان برای خودت...
#زهرا_ایزدینیا
|@Osfourata_qalbi|
241
Repost from | لغة القلب |
أخبرني أين يباع النسيان
وأين أجد ملامحي السابقة
وكيف لي أن أعود لنفسي...
به من بگو کجا فراموشی میفروشند
و کجا حالات سابقم را پیدا کنم
و چگونه میتوانم به خودم برگردم...
#محمود_درویش
|@loqatalqalb|
241
نصرت، چه میکنی سر این پرتگاه ژرف؟+
با پای خویش، تن به دل خاک میکشی
گم گشتهای به پهنهی تاریک زندگی
نصرت، شنیدهام که تو تریاک میکشی!
نصرت، تو شمع روشن یک خانوادهای!
این دست کیست در ره بادت نشانده است؟
پرهیز کن ز قافلهسالار راه مرگ
چون چشمبسته بر سر چاهت کشانده است
بیش از سهماه رفته که شعری نگفتهای
ای مرغ خوش نوا، ز چه خاموش گشتهای؟
روزی به خویش آیی و بینی که ای دریغ
با این همه هنر، تو فراموش گشتهای
هر شب که مست، دست به دیوار میکشی
از خواب میجهد پدرت، آه میکشد
نجواکنان به ناله سرآید که این جوان
گردونهی امید، به بیراه میکشد
دیشب ملیحه دختر همسایه طعنه زد
آمد دوباره شاعر بد نام شهر ما
مادر! بس است... وای... فراموش کن مرا
باید که گفت شاعر ناکام شهر ما
مادر، به تنگ آمدهام از دست ناکسان!
دست از سرم بدار، نمیدانی چه میکشم
دردیست بر دلم که نگنجد به عالمی
این درد کِی به گفته درآید که میکشم؟
نصرت از آن مردم خویشی نه مال خود
زنهار! تیرگی زند راه نام تو
هر گوش، منتظر به سرود تو مانده است
نصرت، شرنگ مرگ نریزد به جام تو!
#نصرت_رحمانی
