شایان آبروشن | شاعر
Открыть в Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
490
Подписчики
Нет данных24 часа
+327 дней
+8930 дней
Архив постов
گاهی خدا آدمی را سر راهت میگذارد که تو را به راهی که به آن تعلق داری و برایت بهتر است بکشاند اما تو هنوز بتو درگیر غم های بی اهمیتی و خستگی هایی گذرا تو را باز میدارند...
بعد از رفتنت...
زندگی مانند وقتی که آمدی
تغییراتی کرده.
زندگی ام مانند کسی شده که در زمستان تهران اسیر است، زنده است اما با هر نفسش بدون بهار عشق یک قدم به مرگ نزدیک تر میشود...
غذا ها انگار بی نمک شده اند!
آبی که میخورم مثل آب تسویه شده. تلخ است.
کفش خودم که هیچ، حتی کفش خیالم که به برگشتنت فکر میکند پای شعرم را میزند...
کتاب ها را خاک گرفته آنهایی که شعر نیستند بیشتر.
غبار کاش فقط روی پنجره ی اتاق مینشست، اما غباری از جنس دلتنگی روح مرا آلوده ی چشم انتظاری کرده و هیچ چیزی نیست که پاکش کند...
آلزایمر؟ حتی نمیتوانم فراموش کنم که میخواهم فراموشت کنم!
کار سختیست
میدانی؟
نه! نمیدانی
چون، فقط من...
به پاییز بعدی که بی تو سر خواهد شد فکر کردم و مرگ را برای اولین بار کشتم!
#شایان_آبروشن
قهرِ قهرم با تو اما لااقل این را بدان
فرق داری تو برایم با تمام این جهان.
#الهه_نوروزی
Repost from محفل صمیمی شعر سرو
🌒
#عمادالدین_ربانی
با تار اشک زخم تو را من رفو کنم
با مردمان دیده تو گفت و گو کنم
آیینهام که دشمن من مرگ و دشمنیست
با مرگ، دشمنان تو را روبرو کنم
من عطر بچههای به خون خفته تو را
از غنچههای سرخ زبانبسته بو کنم
مادر! فرنگ گرچه قشنگ است غربت است
دور از تو کوکانه تو را جست و جو کنم
در این جهان مراست هزار آرزو ولی
وقتی وطن نماند چرا آرزو کنم؟
#سوره_سرو
🆔 @mahfel_sarv
دیالوگ جالبی تو فیلم دفترچه خاطرات دیدم
بیاید با شمام به اشتراک بذارم :)
تو خواننده افتضاحی هستی
اما
من عاشق این آهنگم
عشقت آموخت به من رمز پريشانى را
چون نسيم از غم تـو بى سر و سامانى را
بوى پيراهنى ای باد بياور ، ور نه
غم يوسف بكُشد ، عاشق كنعانى را
#استاد_حسین_منزوی
Repost from N/a
شاملو حرف قشنگی زد اونجا کهگفت :
مارا از مرگ میترسانند انگار که ما زنده ایم!:)
کاش دُنیای پَس از مَرگ حَقیقَت باشَد
تا دَر آنجا مَن و تو عاشِقی از سَر گیریم...
#پرویز_کاظمزاده
