شایان آبروشن | شاعر
Открыть в Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
510
Подписчики
Нет данных24 часа
+337 дней
+10130 дней
Архив постов
Repost from SUT Twitter
یه شاگرد دارم که خط موبایل خودش ۰۹۱۲۱ و مامانش ۰۹۱۲۱۱۱۱ـه یعنی خودش و مامانش رو هم میتونن واحد ما و بغلیمون رو با هم بخرن اونوقت شهریۀ ۱۰ جلسه رو که میشه پنج تومن تو سه قسط داره میده.
معلما حقیقتاً بدبختترین موجودات عالمن.
^رضوانِتونم^
@sut_tw
از ما چه مانده غیر نگاهی به سوی در
یک شب بیا و هم رهِ خود جانِ ما ببر
#مهموم_همدانی
کششی که عشق دارد ، نگذاردت بدینسان
به جنازه گر نیایی، به مزار خواهی آمد..
#امیرخسرو_دهلوی
چشممون آب نمیخوره
مثلِ قرارِ هر شبِ یک عمر...تا به صبح
ماندم دوباره چشم به راهِ کسی که نیست
#محمد_شریف
پَرِش
فارغ از غوغای عالم در تکاپو سوی تو
همچو ماهی ! من پلنگم میپرم در کوی تو
گرچه میدانم که راه دست من نی در برت
رنگ رخسارم شود روشن شوم هم خوی تو
در دل من جوشش تو در حرارت می پزم
پخته است این دل گرفته هم ز رنگ و بوی تو
تکه تکه قلبمان با کوشش بیهوده شد
جمع کردیم تا که افتد چشم ما در روی تو
داستان من میان مردمان کشورم
همچو اخگر بین ملت همچو آتش گوی تو
هرکه را فهمی به چشمانش همی خواهد نشست
جاودانی را طلب کرده گریزان سوی تو
#احمدرضا_مرادی
Repost from علی سلطانی
عزیزِ من؛
غصهی چیزایی که از دست دادی رو نخور!
حتی اگه کل دنیا به اسم تو باشه و از دستش بدی... بازم چیزی از دست ندادی!
الان شاید پذیرفتنش سخت باشه برات
اما میدونی کی دقیقاً میپذیری؟
اگه شانس بیاری و دم مرگ توان فکر کردن داشته باشی
اونموقع میفهمی
اونموقع باور میکنی
اونموقع میپذیری که همهش یه بازی بوده
یه رویا ... یه خواب !
فقط اونموقع دیره دیگه!
بیا و قبول کن!
بيا تلخ نکنیم زندگی رو با غصه خوردن
با حرص خوردن برای چیزایی که از دست دادیم!
چون اصولاً ما صاحب هیچی نیستیم که بخوایم از دستش بدیم!
ما فقط تَوَهُم مالكيت داریم، همین!
#علی_سلطانی
@aliii_soltaniiii
زندگی میکشد آخر به کجا کارت را
باید از دور تماشا بکنی یارت را
روز دیدار خودت را به ندیدن بزنی
شب ولی دوره کنی لحظه دیدارت را
#ابراهیم_زمانی
موقع رفتن
چشمانش را تقسیم کرد
سیاهیاش به روزگارِ من رسید
آرامشش به دیگری:)
#عرفان_محمودیان
