شایان آبروشن | شاعر
Открыть в Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
490
Подписчики
Нет данных24 часа
+117 дней
+6830 дней
Архив постов
.
ما در چه شماریم؟ که خورشید جهانتاب
گردن به تماشای تـو از صبح کشیده ست
#صائب
صائب هیچ وقت از ابداع خیال دست نمیکشه انگار
.
نمانده جای لبم روی استکان کسی
نه! بوسه ای نگرفتیم از دهانِ کسی
کسی جز آینه اسم مرا صدا نزده ست
که نام کوچک من نیست بر زبان کسی...
#غلامرضارنجبری
شکستم، سوختم، بر باد رفتم، بینشان گشتم
هنوزم هست فکر او ز مغز استخوان پیدا...
#محمد_سهرابی
حافظ زِ دو چشمان قشنگ تو غزل ساخت، هر کس که تو را دید به چشمان تو دل باخت، نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت، دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت.
یه جوری عاشقت شدم میتونم
شعرامو از وجود تو پر کنم
نگاهتو به من بدوز همیشه
من نون شاعرا رو آجر کنم
لب نهادم به لب یار و سپردم جان را
تا به امروز بدین مرگ، نمردهست کسی...
#صائب_تبریزی
گاه گاهی که دلم میگیرد،به خود می گویم:
در دیاری که پر از دیوار است به کجا باید رفت؛
به که باید پیوست؟
به که باید دل بست؟
حس تنهای درونم می گوید:
بشکن دیواری که درونت داری
چه سوالی داری؟
تو خدا را داری
و خدا...
اول و آخر با توست..!
#یکی_از_شما
