شایان آبروشن | شاعر
Открыть в Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
490
Подписчики
Нет данных24 часа
+327 дней
+8930 дней
Архив постов
شب که سازد غمِ آغوشِ تو بیتاب مرا
گر بُوَد فرش ز مخمل، نَبَرد خواب مرا
#غنی_کشمیری
سرنوشت تو آن است
که محبوب من باشی
و از این سرنوشت
گریزت نخواهد بود
#نزار_قبانی
جمعهها
دلتنگتر میشوم،
وقتی
صدایِ خندههایت
در قابِ لحظههایم
خالیست؛
مثلِ گلدانی
که سالهاست
بیگل مانده،
و در گوشهی پرآشوبِ ذهنم
بیصدا
میپوسد.
#مینــو_پناهیو
مثل یک شعر...
مرا تنگ در آغوش بگیر
که هوای غزلم
سخت شبیه تن توست..
#کامران_رسول_زاده
از کنار یک دگر رد میشدیم دیده های ما به هم پیوند خورد من نمیدانم چه بود این عشق تو کل این قلب شکسته بند خورد بعد از آن لحظه به دنبال زمانی بیشتر تا ببینم باز هم آن رخِ چون ماه تو من چگونه وصف و تعریفش کنم همچو مروارید بودی من اسیر راه تو#امیرعلی_شریفی
سیگار و غزل چاره بیحوصلگیهاست
یک شعر بمان پیشم اگر حوصلهداری...
#مصطفی_الوندی
نویسندگان شاعران دم زنند از، تو ای عشق
ولی عاشق آن است؛ راضی به مرگی نهانی
#شایان_آبروشن
خوش برآمد آن گل صدبرگ من
سبزتر شد سبزه زارم اندکی
صبحدم آن صبح من زد یک نفس
زان نفس من برقرارم اندکی...
صبحتون بخیر🌱
Repost from عباس تافته
این دست و آن دست میکردی،من هم کمی پا به پا کردم
میشد ببوسم، نبوسیدم! میشد ببینم، حیا کردم...
#عباس_تافته
هر شب صدای گریهی من
پیچد به گوش سایهی من
برگرد، بیتو ویرانم
برگرد، مرهم جانم
#حسین_منزوی
چه میتوانم برایت بنویسم؟
هربار که خواستم چیزی برایت بنویسم
قلبم از جایش کنده شد
تا در سینهی تو جای بگیرد.
#غسان_کنفانی
دوستت دارم
با وجود اینکه توراهمیشه نمی بینم
دوستت دارم چون برایت نوشتم
برایت خواندم
بخاطرت خندیدم
و بخاطر تو تغییر کردم!
تو را دوست دارم در حالیکه دوری
اما نزدیک ترینی به قلبم...
#محمود_درویش
نیستی و دلتنگی
خیابانیست بی انتها
ڪه از هیچ سمتی قرار نیست
به تو ختم بشود...
#طاهره_اباذری_هریس
