ru
Feedback
‌ ‌ ‌veloura ایان

‌ ‌ ‌veloura ایان

Открыть в Telegram

‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ @g1ucebot : cherry motel ‌ ‌ bun — hearts @h2hsub note‌

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
396
Подписчики
-124 часа
+317 дней
+12730 день
Архив постов
Repost from N/a
پایان؛ چیزی که همیشه آغاز چیز دیگری‌ست. از پایان تنفر دارم. من دوست داشتم تو مراقب قلب و روحم باشی، نه اینکه مرا به خدا بسپاری و بروی. دلتنگی تو چیزی نیست که بتوانم به آن عادت کنم. من می‌خواستم حال دلم را از تو جویا شوم ، نه غمت را در دلم .. تنها چیزی که هنوز اندکی مرا تسکین میبخشد، این است که تو، روزی مرا دوست داشتی. آهوهای دیوانه‌ای که تنها به شوق وزیدن باد در جنگل می‌دوند، شباهت بسیاری به من دارند. من به زمان و آینده ، همانقدر امید داشتم که تو به ادامه ، باور نداشتی. آری، می‌گویند زمان همه‌چیز را درمان می‌کند؛ اما زمان، گاهی فقط به قطره‌های آب فرصت می‌دهد که آن‌قدر کنار هم بمانند، تا روزی دریا شوند. اکنون من نیز می‌ترسم، می‌ترسم که قطره‌های غمت در دلم آن‌قدر زیاد شوند که دریایی بسازند و مرا چنان در خود غرق کنند ، که دیگر هیچ دستی توان بیرون کشیدنم را نداشته باشد. نمی‌توانم از تو متنفر باشم؛ تو آن‌قدر زیبا در دل من خانه کرده بودی، که حالا دلم، بیش از من، به دنبال تو می‌گردد. هنوز هم تو را در میان خاطره‌هایم جست‌وجو می‌کنم. آخر نمی‌توانم باور کنم که آفتابگردان من، روزی از خورشیدش، روی برگردانده. پشیمانی؛ چیزی که از همان ابتدا دل‌نگرانش بودیم. و سرانجام .. پشیمان شدیم. نه از عشق و نه از اینکه روزی آرزوی هم بودیم. پشیمان شدیم از اینکه نتوانستیم همان‌قدر که عاشق بودیم، عاشق بمانیم. میدانم که من تنها غم تو نبودم؛ اما تو، تنها غم من شدی. در آغوشم بگیر و مرا بار دیگر شیدا کن. زحل را میخواستم تا حلقه اش هدیه من باشد به انگشتانی که به زیبایی روی نوت های پیانو میرقصید!. اما اکنون، کاش فقط یک بار دیگر، همانند آخرین بار، در دلم امیدی روشن کنی و بعد باز هم رهایم کنی.. تو را برای ماندن میخواستم، اما کنار من نماندی. گفتی انسان ها فقط بخشی از مسیر همدیگر اند ، اما کاش تو هم مسیر همیشگیه من بودی. دوستت داشتم؛ دوستت داشتم... و مگر چیز دیگری هم بلد بودم؟. اما عشق، گاهی کافی نیست. البته حالا دیگر اصلا بحث، بحث عشق نیست؛ که اگر بود، من هنوز هم عاشقم. اما حالا دیگر نه عاشق تو .. بلکه عاشق کسی که روزی بودی. عاشق همان چشم‌های زیبا و غمگینی که به من لبخند میزد. عاشق خیال تو .. و عاشق نامی که با آن صدایم میزدی. اکنون کجایی؟ هنوز هم اگر دست هایم را داشتی، آنها را میگرفتی؟ تو نفس من بودی.. اما آیا حالا، نفس‌هایت را آسوده می‌کشی؟ لبخندت! همان لبخندی که روزی سهم من بود، هنوز هم بر لبانت می‌نشیند؟ می‌دانم، می‌دانم که خسته شده بودی، اما از چه؟ از عشق؟.

‌ ‌ ‌   dracula ’s 🎼 fangs : ㅤㅤ  oldblade in 棺 .

‍ ͏ ͏ ͏ ‌ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ch.𝟢𝟣 www.random. 🕸️ ‍ ͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ oh︐ l'odeur du sang

Repost from Mr. kamali🆕
୨୧ ࣪₊ ‿᷼ 𝟥 𝖫𝗈𝗏𝖾 𝗈𝗋 𝖧𝖺𝗍𝖾? ‿᷼ ₊୨୧ ୨୧ ࣪₊ ‿᷼ 𝟦 𝖫𝗈𝗏𝖾 𝗈𝗋 𝖧𝖺𝗍𝖾? ‿᷼ ₊୨୧ هیونجین داشت پلک میزد تا ببینه اون چیزی
୨୧ ࣪₊ ‿᷼ 𝟥 𝖫𝗈𝗏𝖾 𝗈𝗋 𝖧𝖺𝗍𝖾? ‿᷼ ₊୨୧ ୨୧ ࣪₊ ‿᷼ 𝟦 𝖫𝗈𝗏𝖾 𝗈𝗋 𝖧𝖺𝗍𝖾? ‿᷼ ₊୨୧ هیونجین داشت پلک میزد تا ببینه اون چیزی که با چشماش دید حقیقت بود و توهم نزده بود چرا که سئو چانگبین یکی رو بوسیده بود! 𝗀𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖿𝗅𝗎𝖿𝖿, 𝖼𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒, 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝗌𝗅𝗂𝖼𝖾 𝗈𝖿 𝗅𝗂𝖿𝖾 𝗌𝖼𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝗈

͏ ͏ ͏    市 ? lueur d'étoile ͏ ͏ #sana ' s 🫧 clair de lun

Repost from N/a

Repost from N/a
  a gallery of sam beauty’s 🍻 ﹗ ‌ ‌

‌   ‌ ‌   ‌‌hellokitt ‘s  : 0°Q blog          ‘  🪧  ⽃ン — status

ㅤ🖤  ㅤ🤩𝗎.  𝗅𝗅   𝖻⍺ּꨭꨲ𝖼𝗄   🖤   𝗒ꨭ𝗈𐇽𝗎𝗋 𝖾𐨹ֹγ𝖾ּꨲ𝗅𝗂𝖽𝗌ㅤㅤ      ⲓ'𝗆   𝗅𝗈𑪍𝗌𝗍   ⲓ𝗇   ‌‌𝃫  ȷı᮫𝗇᷎᷃𝗐𝗈۪𝗈  '𝗓  ⎯ⲓ𝗋ⲓ𝗌

Repost from N/a

Repost from N/a
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ៸  stella ’s castel  ۫ ꣑ৎ‌ ‌ ‌‌ ‌      ‌ ‌˒˓ ‌🪸 ‌ :  chapter 010

ㅤ ᮫ㅤ𝓵𝓲𝓴𝓮 𝓪 𝓯𝓸𝓻𝓰𝓸𝓽𝓽𝓮𝓷 𝓹𝓮𝓻𝓯𝓾𝓶𝓮 𝓫𝓸𝓽𝓽𝓵𝓮 ㅤㅤㅤㅤ𝘣𝘦𝘢𝘶𝘵𝘪𝘧𝘶𝘭, 𝘮𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘪𝘰𝘶𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘵𝘪𝘮𝘦𝘭𝘦𝘴𝘴 . .ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ‌ 𝅦𝐿𝑖𝑘𝑒   : 𝐁𝐀𝐃𝐍𝐀𝐌 ‌⠀ㅤㅤㅤㅤ⠀ ㅤ.  𝑂𝑓  : 🎀𝑎𝑙𝑑𝑎 🎀𝑓𝑟𝑜𝑜𝑧 #YaldaAfrooz ☕️ #SetayeshRajaeiNia

🍰 # 𝖻𝗅𝗈𝗇𝖽𝗂𝖾           新花 ᪥.

sticker.webp0.31 KB