مامان ".
Открыть в Telegram
تو با خیلی از حرفات من و یاد خیلی از آدما میندازی مامان . (نْیشتمآن) -𝑀𝑜𝓂'𝓈 𝒽𝑜𝓊𝓈𝑒 𝓅𝑜𝓈𝓉 🕰: @moms_wordsbot
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
415
Подписчики
+1124 часа
+397 дней
+13130 дней
Архив постов
413
مامان همیشه میگفت ..
از اینکه چیزی واسه ثابت کردن اینکه بی گناه نداشته باشه متنفره -
میگفت از اینکه ادما بخاطر کاری که نکرده سرزنشش کنن متنفره !
مامان همیشه میگفت واسه هر چیزی مدرک داشته باشم تا ثابت کنم هیچ کارم ›
میگفت حتی ادمی که میگه بهت اعتماد داره یه روزی بهت شک میکنه ..
و تو مدرکی داری تا ثابت کنی اون
ادم نیستی "
مامان مدرکی نداشت تا ثابت کنه کاری نکرده ))
مامان نتونست به یارش ثابت کنه که اون ادمی نیست که فکر میکنه ؛
و با اینکه یارش هر بلایی سرش آورد هنوزم براش میمیره ›
مامان گفت مدرک داشته باشم که ثابت کنم .
( پس من مدرک جمع کردم که ثابت کنم عاشقتم )
413
مامان همیشه میگفت ..
اگه یهو یجایی گذاشت رفت چی -
بازم دوست داری هرکاری کنی که برگرده بازم بهش فکر میکنی ))
مامان بهم گفت اگه بلد نبودی رها کنی چی ؛
بلد بودم من خیلی ادمی بودم که هرکس رو مخم بود میزاشتمش کنار "
اما مشکل همینجا بود ..
همینجا که واسه تو بلد نبودم -
اگه تو بلد باشی چی ))
اگه بلد باشی رهام کنی بقیش چی میشه !
اینبار مامان سکوت کرد .
اینبار اون با حرفام یاد یارش افتاد و ناراحت شد "
اگه رها کردن رو بلد باشی چی ))
413
مامان همیشه میگفت ..
درسته ادمای زیادی هستن که روی زمین زندگی میکنن اما -
تو وابسته یکی میشی و غیر اون کسی و نمیتونی ببینی و این حتی واسه منِ مامان هم عجیبه ›
چرا بین این همه آدم فقط یک نفر میتونه قلب تورو بدزده ))
به مامان گفتم ..
چون اون یک نفر تنها کسیه که حتی وقتی موضوعی واسه حرف نداریم و نمیدونیم چی بگیمم لذت میبرم ،
حتی حرف نزدن باهاشم برام لذت بخشه "
مامان بهم گفت گاهی وقت ها شده به هم زنگ بزنین و تو دوست داشته باشی ساعت ها به سکوت هم گوش بدین ؟.
من حتی دوست دارم به سکوتشم گوش بدم مامان ))
‹تو این قلب من و بردی دزدیدی و این بهترین دزدیه›
413
مامان همیشه میگفت .
از این میترسه که یارش بهش خیانت کنه -
مامان همیشه میگفت من بچهامو جوری بزرگ میکنم که بجای خون تو رگاشون وفاداری و تعهد جریان داشته باشه )
مامان همیشه میگفت تنها چیزی که هیچوقت نمیتونه فراموش کنه این که یارش بهش خیانت کنه "
مامان همیشه بهم میگفت توی این جامعه ای که هرکی هم زمان با دو نفر صحبت میکنه -
تو اونی باش که فقط با یار خودت حرف میزنی ))
مامان همیشه بهم میگفت از هرچی بترسی سرت میاد ..
‹ و امیدوارم من ترس از دست دادن تورو نداشته باشم ›
413
مامان بهم گفت ..
درست همونجا که ناٱمید شدی و دست کشیدی ؛
خدا یجوری ناگهانی انجامش میده که از ذوق سکته میکنی ›
و فکر کنم الان به حرفش رسیدم )
413
مامان همیشه میگفت .
منتظر بودن از همه چیز بدتره -
فکر کن تو تمام روزتو منتظر کسی باشی که حتی به خودش زحمت نمیده بهت زنگی بزنه یا حداقل پیامی بده '
و تو مطمئن میشی اونقدرا هم براش مهم نبودی و شاید براش یه بازی بودی ؛
مامان همیشه میگفت ..
اگر بخواد برای کسی ارزوی خوبی کنه میگه که -
امیدوارم منتظر کسی نباشی که منتظرت نیست "
مامان برا من این ارزو رو یادش رفته بود بکنه ))
