ru
Feedback
📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر

📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر

Открыть в Telegram

🛑👉@RadioRahianeSher👈🛑 🛑شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑رسانه فرهنگی و ادبی 🛑 مدیر مسئول #نسرین_پورنقی_باهوش

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
210
Подписчики
-124 часа
+27 дней
-230 дней
Архив постов
🛑 🌈حرفهای خودمونی!👯‍♂ 🛑🌈هر چه می‌خواهد دلِ تنگت بگو... 🎤گوینده: #صالحی 💑👩‍❤️‍👩👩‍❤️‍👨👨‍❤️‍👨 👩‍❤️‍💋‍👩💏👨‍❤️‍💋‍👨👩‍❤️‍👨 خونه‌ی هر کسی پر از رد پای زندگیه… یکی غذا می‌پزه، یکی لبخند می‌زنه، یکی در رو به روی تو باز می‌کنه، یکی برات چای و شیرینی میاره،، اما بعضی‌ها به جای دیدن محبت، دنبال خاک روی لوستر می‌گردن! این یعنی دل آلوده… چون آدمی که دنبال عیب بگرده، همه جا عیب پیدا می‌کنه. یاد بگیریم وقتی مهمون می‌شیم، زیبایی‌ها رو ببینیم نه نقص‌ها. زندگی قشنگ‌تر می‌شه وقتی به جای خاک، دنبال عشق بگردیم!!♡ 🌈⭐️💫🌈⭐️💫🌈 🛑🌈همراه ما باشید.در👇 🛑🌈📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑🌈📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡

🏮🌈تلخند😏😏😏 🎤#بشردوست 🤾‍♂🏄‍♀🤾‍♂🏄‍♀🤾‍♂ 🏄‍♀🤾🏄‍♀🤾🏄‍♀ آورده اند که، نادرشاه افشار زمانی که بر مرمت مقبره حضرت علی علیه السلام در نجف نظارت می کرد با "سید هاشم خار کن" ملاقاتی داشته است ، سید هاشم مردی روحانی بود که با خارکنی روزگار می گذرانید. در این ملاقات نادرشاه رو به سید هاشم کرده و می گوید :"شما واقعاً همت کرده اید که از دنیا گذشته اید." سید هاشم هم با سادگی و صداقت می گوید :"برعکس، همت را شما کرده اید که از آخرت گذشته اید!" منبع :سیاست و اقتصاد عصر صفوی ⭐️💫⭐️💫⭐️💫⭐️ 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑🌛✨داستان راه شب 🛑💐گربه‌ای که سنگ شد... ✍به محمد قاضی 🎤گوینده: #صالحی با رادیو آنلاین همراه ما باشید 👩‍🦳🧑‍🦳👨‍🦳👩‍🦲🧑‍🦲 🧔‍♀👱‍♀👩‍⚕🧑‍⚕👨‍⚕ در پنجمین سالی که به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولت وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند. جنگ جهانی به پایان رسیده بود اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه طالقان آمارگیری کنم و لیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم. ما دو نفر به همراه یک ژاندارم و یک بلد راه سوار بر دو قاطر به عمق کوهستان طالقان رفتیم و از تک تک روستاها آمار جمع آوری کردیم.. ⭐️💫⭐️💫⭐️💫 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

💠دوستان وهمراهان عزیز شب بهاری‌تون بخیر🍂🍃🍁🍂🍃🍁🌿☘️🍁🍂🍂 🛑 با بخش #شبانه همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑🌈✳️در یوتیوب میتوانید آثار جناب صوفی یار را دنبال کنید👇👇👇 https://youtu.be/9qL_Y4VTQH8?si=gfdNWcwfU8qguCvJ

🛑🌈🎵ترانه زیبای بی وفا یار 🛑🌈✳️این ترانه بازسازی یکی از ترانه های استاد فرامرز دعایی با موزیک ارکسترال و کیفیت بالاتر می باشد. 🛑✳️🎵🪈🪕🎵تهیه و تنظیم ریمیکس و مسترینگ توسط 👈"صوفی یار" همکار رادیو... 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

🛑🌈🎵🎵دوباره آسمون دیل پورا بو (در سریال پس از باران) 🛑🌈🎤با صدای فریدون پور رضا 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

🛑🌈🎵🎵🎵نکون ناز،نکون ناز 🛑🌈🎤با صدای احمد عاشوری 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

🛑✳️🎵تاتی بکون 🛑✳️با صدای🎤،روح انگیز 🎵زمین سبزه، آسمون دوره، تاتی بکون... 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

در برنامه امروز ، دقایقی را با چند آواز محلی در خدمت شما همراهان عزیز هستیم 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان
در برنامه امروز ، دقایقی را با چند آواز محلی در خدمت شما همراهان عزیز هستیم 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

🛑🌈🪕🎤با بخش موسیقی 👇 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی 🛑📻@RadioRahianeSher
🛑🌈🪕🎤با بخش موسیقی 👇 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

  لب تشنه خوابیدند پای حوض گلدان ها شاید تو برگشتی و برگشتند باران ها   شاید تو برگشتی و شهریور خنک تر شد دنیا کمی آرام شد، خوابید طوفان ها   شاید تو برگشتی و مثل صبح روز عید پر کرد ذهنِ خانه را تبریکِ مهمان ها   آن وقت دورِ سفره می گویند و می خندند بشقاب ها، چنگال و قاشق ها، نمکدان ها   آن وقت عطرِ چای لاهیجان و لیمو ترش آن وقت رفت و آمدِ شیرین قندان ها   تو نیستی و استکان ها نیز خاموش اند ای کاش بودی تا تمام روز فنجان ها...   ✍#پانته آ_صفایی_بروجنی 🎙#مریم_فاتحی 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

از لحظهٔ ممکن-شدنِ عالَمِ امکان از حس شدنِ نبضِ نخستین نَفَسِ جان نه ماه و نه باران و نه پاییز و نه دریا با جاذبهٔ چشم تو شاعر شده انسان از خواب ِعدم ، خاک تو بیدار شد و گفت : تبریک ، به گلها و سلامی به درختان سرشار شد از شوق تو هر ذرّهٔ این خاک ای هر قدمِ آمدنت؛ قطرهٔ باران تو ؛ نقطهٔ توحیدیِ اضدادِ جهانی شادیّ و غم و روز و شب و باغ و بیابان صحرایی و آفاق تو عشق ست که در تو اسبانِ نجابت نرسیدند به پایان دریایی و آغوش تو گرم ست که آن برف از کوه ، سرازیر شد افتاده به جریان این عشقِ اصیل ست ، چه می فهمد ازین عشق ؟! انسانِ مسخّر-شده در خواب و خیابان در جاذبهٔ چشم تو خوشبختیِ محض ست با یادِ همین جاذبه ، شاعر شده انسان.         #سیروس_عبدی 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

‍ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۵   بخت آیینه ندارم که در او می‌نگری خاک بازار نیرزم که بر او می‌گذری من چنان عاشق رویت که ز خود بی‌خبرم تو چنان فتنه خویشی که ز ما بی‌خبری به چه ماننده کنم در همه آفاق تو را کآنچه در وهمِ من آید تو از آن خوبتری بُرقَع از پیشِ چنین روی نشاید برداشت که به هر گوشه چشمی ...... 🎤دکلمه های عندلیب ۲۳خرداد درگذشت حضرت سعدی

#لاله لاله ها واژگون می‌شوند آن هنگام که مریمِ دستانت را دردشت لاله ها میبویم ✍ #علی_مولایی 📚 #سپکو_پارسی_سره 🎤 #مهناز_مکتبی_فرد 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑بخش شعر و شاعری تقدیم میکند 🛑سردبیر فرهنگی و ادبی 🛑دکتر مریم وثوقی هزاران درود و سلام خدمت شما همراهان عزیزرادیو راهیان شعر . اخرین روزهای بهاریتون سراسر عشق وارامش .🌺 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

✳️تاریخ نگاری وتاریخ نگری ماایرانیان 🛑✳️✍دکتر مجتبی بشردوست لنگرودی زمانی دکتر زرین کوب کتابی نوشت به نام «تاریخ درترازو »و کوشید تابه ما بفهماند تاریخ نگاری مورخان مابا تاریخ نگری شان تفاوت هایی دارد.یک بخش ازکتاب اختصاص داشت به معرفی آرای توین بی واشپنگلر وابن خلدون ومارکس.ودربخش دیگر هم به ما می گفت :مورخینی مانند طبری وبیهقی چه گونه تاریخ می نوشتند وازچه منابع وچه روش هایی استفاده می کردند ‌قصدشان ازتاریخ نویسی چه بود؟فعلا ازبحثهای تئوریک زرین کوب می گذرم ومی پردازم به جمله درخشانی که زرین کوب درآغاز کتاب -اززبان یک مورخ پیشین -ذکر می کند وآن جمله این است: «آدمیان آمدند ورنج بردند ورفتند».اگر همین جمله راملاک قرار دهیم آن وقت می توان فهمید چرا مورخین ایرانی به تاریخ ایران یکسان نمی نگرند ؟پرسش راکمی دقیق تر هم می توان طرح کرد .وقتی کتاب «ایرانیان »اثر همایون کاتوزیان راباکتاب «هویت ایران »اثر فخرالدین عظیمی مقایسه می کنیم می بینیم این دوکتاب باهم تفاوت های بنیادین دارند.همه ما می دانیم‌که تاریخ نگری کاتوزیان باتاریخ نگری عظیمی تفاوت های بنیادین دارد .همین هم باعث شده است که تاریخ نگاری/نویسی این دومتفکر درنهایت متفاوت بشود.کاتوزیان متفکری است که یک فرضیه مشخصی دارد وآن را هم همیشه تکرار می کند:«استبداد -هرج ومرج -استبداد». او درهمین کتاب«ایرانیان»بادهها وصدها مثال تاریخی نشان می دهد که ما ایرانیان همیشه گرفتار این چرخه معیوب«استبداد -هرج ومرج -استبداد»بودیم .حتی نهضت مشروطه ونهضت ملی شدن نفت وانقلاب ۵۷،نیز نتوانست ماراازاین مثلث معیوب نجات دهد.کاتوزیان به مامیگوید:انوشیر‌وان عادل وشاه عباس کبیر هم چندان عادل نبودند این ها هم مانند بقیه شاهان به هرج ومرج موجود موقتا پایان می دادند وبامشت آهنین برکشور حکومت می کردند (ایرانیان ،کاتوزیان ص ۳۵۵).اومی گوید:عدالت درایران باستان به دومعنی به کار می رفت: ۱-هرکس ملتزم به اقتضائات طبقه خودش باشد ووظایف طبقه خودش رابشناسد وپاراهم فراتر ننهد. ۲-هرج ومرج پدید نیاورد واستبداد مطلقه رابپذیرد  وقیام وشورش نکند. کاتوزیان ،انوشیروان ونظام الملک وخواجه نصیر ورشیدالدین فضل الله وشاه عباس وامیرکبیر راباهمین معیارمی سنجد .همه ما می دانیم که امیرکبیر دستور قتل عام بابی ها راصادرکرده بود .شاه عباس هم مخالفینش رامی کشت وبقیه شاهان  ما هم وضعیت بهتری نداشتند .نظام الملک درکتاب «سیاست نامه »اش نسبت به اسماعیله  ودیگر فرقه ها اصلاتسامحی نشان نمی دهد.خواجه نصیر هم برای نابودی اسماعیلیه باهولاکوودیگر حاکمان سفاک مغول همکاری می کردامروزه همه می گویند :اگر این متفکران نبودند تفکر ایرانشهری که استمرار پیدانمی کرد.کاتوزیان درپایان کتاب «ایرانیان»به مامی گوید :حاکمان ایرانی بنابه گفته فردوسی چهار ویژگی داشتند :فره ایزدی ،تخمه ونژاد پاک ،نصیحت پذیری ‌خردورزی »(همان ص‌۳۵۵).اگر کسی بخواهد تفکر ایرانشهری را بفهمد بناچار باید به همین چهار ویژگی که گفتیم هم تن دردهد .اگر ما بپذیریم که متفکران مذکور تفکر ایرانشهری رابسط دادند آن وقت می توان پرسید :آیا همین متفکران نبودند که استبداد را توجیه وتثبیت وتئوریزه کردند وسرانجام تداوم بخشیدند ؟از «مینوی خرد»و«اخلاق ناصری»خواجه نصیر و«گلستان سعدی»یکی دومثال انتخاب می کنیم وبه این جستار خاتمه می دهیم،در«مینوی خرد»آمده :مینوی خرد گفت:عیب روحانیان، بدعت گذاری وعیب نظامیان،پیمان شکنی وعیب کشاورزان ،رشک وعیب صنعتگران، ناسپاسی است »(ر.ک نقدونظری درعلوم انسانی واجتماعی ،احمداشرف ص ۱۲۰).خواجه نیزمی گوید :اهل قلم واهل شمشیر واهل معاملت واهل مزارعت باید منزلت خودرا بشناسند و«ازغلبه یک صنف ازاین اصناف برسه صنف دیگرانحراف امور اجتماع ازاعتدال وفساد نوع لازم آید»(اخلاق ناصری ص ۳۰۵).سعدی هم در«گلستان»می گوید: عاقبت گرگ زاده گرگ شود گرچه باآدمی بزرگ شود      … سگ به دریای هفتگانه بشوی که چوترشد پلیدترباشد       … درداستان جدال سعدی بامدعی وقتی کسی درنقد طبقات فرادست می گوید: کریمان رابه دست اندردرم نیست خداوندان نعمت راکرم نیست سعدی برآشفته می شودومی گوید: مراکه پرورده نعمت بزرگانم این سخن سخت آمدگفتم ای یار !توانگران دخل مسکینانند وذخیره گوشه نشینان ومقصد زائران وکهف مسافران ومحتمل بارگران از بهر راحت دگران» با مقدماتی که نوشتیم  حالامی توان پرسید:چرا زرین کوب می‌گوید :کل تاریخ خلاصه می شود دراین جمله،«آمدند ورنج بردند ورفتند».اگر معیار ما تصویر وتبیین رنج آدمیان باشد درآن صورت تکلیف ما نسبت به تفکر طبقاتی مورخان وفیلسوفان وادیبان پیشین چه می شود؟آیا هنوز مثل سعدی می توان به سلطان ستمگر گفت: توبرتخت سلطانی خویش باش به اخلاق پاکیزه درویش باش 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/Radiorahianesher

🛑🌈✳️دکتر مجتبی بشردوست لنگرودی در ادامه میخوانید... 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگ
🛑🌈✳️دکتر مجتبی بشردوست لنگرودی در ادامه میخوانید... 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑راز کلمه در شعر رویایی 🛑🌈✍دکترسینا جهاندیده در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود. همان در ابتدا نزد خدا بود.همه چیز به واسطه او آفریده شده.به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت.در او حیات بود و حیات نور انسان بود، و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد( انجیل یوحنا) شاعری که راز کلمات را جستجو نمی‌کند شاعر نیست بلکه بنایی است که با کلمات، بنایی می‌کند.کلمه شیء نیست،خود حقیقت است. بشر هرگز راز زبان را نخواهد فهمید.و زبان بزرگترین معجزه‌ای است که انسان با آن جهانش را می‌سازد. در این نوشته با تفسیر یکی از شعرهای یدالله رویایی می‌خواهم نشان دهد که رویایی یک بنا نیست.او راز کلمه را می‌داند.و این بزرگترین رخدادی است که یدالله رویایی را به یک اتفاق تبدیل می‌کند: وقتی که روحِ راه از لالهٔ گوشم می‌آویزد بهار می‌آید سنگینم از سئوال و از خواب و مارپیچ‌های باریک                     آبکندها علامت استفهام را جایی از اینجا بیرون                               دور برجا که می‌گذارند اینجا هوای ساده معما می‌شود و واژه‌ای برای بیداری پیدا نمی‌کنم در ابتدای واژه همیشه غایتِ چیزی که واژه نیست می‌آید که آنچه می‌بینم از سرعتِ آنچه هست می‌گذرد و آنچه نمی‌بینم از لب             حرف اول!             ای چگونه گفتنِ آخر             ای او! بخشی از شعرِ درجست‌وجوی‌ آن‌ لغت‌ تنها یداله رویایی ترکیب«روح راه»جدا از ساخت زیبایی که به خاطر هم مخرجی موسیقایی دارد، یک تصویر است. روح راه خود را به«لاله‌ی گوش»می‌آویزد. آنگاه شاعر با مرکز قرار دادن گل لاله با تولید جمله‌ی «بهار می‌آید» ظاهرا ذهن خواننده را از ساخت معنایی دو سطر بالا، دور می‌کند. لاله‌ی گوش / گل لاله. شاعر همچنان به گوش فکر می‌کند اما نمی‌گوید لاله‌ی گوش شبیه علامت سوال است؛چون نمی‌خواهد این تشبیه را لو دهد.  می‌خواهد خواننده همچنان تعجب کند؛ چرا وقتی روح  راه به لاله‌ی گوش می‌آویزد بهار می‌آید؟ می‌گوید«سنگینم»از «سوال».زیرا ناخودآگاه خواننده, بین گوش،سنگینی و سوال،ارتباط برقرار می‌کند:سوال خود گوش است و سنگینی صفت گوش.اما چرا می‌گوید «خواب»؟چون جدا از اینکه «خواب سنگین» را  تداعی می‌کند، بعد می‌خواهد کلمه‌ی «استفهام» را بیاورد. شاعر  برای بار دوم  تشبیهی را پنهان می‌کند لاله گوش شبیه مارپیچ‌های باریک است. اما چرا می‌گوید «آبکندها» چون شاعر تشبیه سوم را هم پنهان کرده است. درون لاله‌ی گوش مثل آبی است که موج‌های دایره‌ای دارد: فرکانس صدا. هم آب است و هم رودی با کانال‌های پیچ در پیچ. حالا برای اینکه ذهن خواننده را از شبیه بودن گوش به علامت سوال دور کند، باز  با تخیل مخاطب بازی می‌کند، می‌گوید «علامت استفهام» نمی‌گوید علامت سوال (تعلیق تداعی). می‌گوید وقتی علامت استفهام را در جایی بیرون از اینجا، در جایی دور، می‌گذارند، اینجا هوای ساده «معما» می‌شود. او همچنان به شباهت گوش و علامت سوال فکر می‌کند. شاعر قبلاً کلمه‌ی «خواب» را آورده است. سپس کلمه‌ی «ساده» را در مقابل «معما» می‌گذارد و می‌گوید: واژه‌ای برای «بیداری» پیدا نمی‌کند. رویایی مدام به تقابل‌های دوگانه فکر می‌کند؛ اما تداعی‌های دور را اول می‌آورد و تداعی‌های نزدیک را به اشاره. او مدام معنا را با حذف تداعی‌های مستقیم به تاخیر می‌اندازد. البته خواننده‌ی بی‌حوصله، مطمئنا تاب نمی‌آورد. شاعر پس از اینکه همه‌ی نشانه‌هارا مثل نقاشی کوبیسم،درهم، اما متصل به هم می‌آورد به یک نتیجه‌ی فلسفی عمیق می‌رسد.او قبلاً واژه‌های اینجا،بیرون و دور را گفته حالا می‌گوید: در ابتدای واژه، همیشه غایت چیزی که واژه نیست می‌آید. و آنچه را که می‌بینیم از سرعت آنچه هست می‌گذرد. و آنچه نمی‌بینیم از لب می‌گذرد. این استدلال فلسفی ما را به یاد فیلسوفان پدیدارشناس می‌اندازد. رویایی می‌گوید پیش از واژه، غایتی می‌آید که از جنس واژه نیست. به همین دلیل دیده‌ها و گفته‌ها همانی نیستند که بازنمایی می‌شوند.کوشش پدیدار‌شناختی رویایی این است که کلمات را با سایه‌ها نشان دهد.او معتقد است هیچ کلمه‌ای بدون سایه‌ی کلمات دیگر نیست. اما شاعر بند بعدی را چگونه می‌آورد؟ حرف اول را خطاب قرار می‌دهد. زیرا با فرض«ابتدای واژه» به مفهوم«حرف اول» رسیده است. اما شاعر دوباره استدلال فلسفی می‌آورد:که«حرف اول چگونه بودن حرف آخر را تعیین می‌کند».حرف منادای «ای»از دو حرف تشکیل شده است:«الف» و «ی» یعنی اول و آخر حروف الفبا. اگر حرف آخر کلمه‌ی «اول» را حذف کنیم به «او»تبدیل می‌شود.«ای او» ما را به یاد«هو» نیز می‌اندازد. و حتی به یاد این آیه‌ی سوره‌ی حدید«هو الاول و هو‌الاخر والظهر و الباطن و هو بکل شیئ علیم. الیوت در شعری گفت است:«انتها در ابتدا است.» 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher

🛑✳️راز کلمه در شعر👆یدالله رویایی 🛑✳️✍️دکتر سینا جهاندیده در ادامه خواهیم خواند. 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو
🛑✳️راز کلمه در شعر👆یدالله رویایی 🛑✳️✍️دکتر سینا جهاندیده در ادامه خواهیم خواند. 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher