📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
Открыть в Telegram
🛑👉@RadioRahianeSher👈🛑 🛑شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑رسانه فرهنگی و ادبی 🛑 مدیر مسئول #نسرین_پورنقی_باهوش
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
204
Подписчики
+224 часа
-87 дней
-1130 дней
Архив постов
💠دوستان و همراهان عزیز شب تابستانیتون بهخیر🍂🍃🍁🍂🍃🍁🌿☘️🍁🍂🍂
🛑 🍃با بخش #شبانه
همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑🌈🪕🎤با بخش موسیقی 👇
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 📻
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی 📡
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
دنبال رفیق بیکلک میسوزیم
از دست دو دست بینمک میسوزیم
شمعیم که در ظلمت بی حد و حساب
در حسرت جمع؛ تک به تک میسوزیم
#سپهرشاهبيكی
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
#رباعی
صبحت به خوشی عزیزم، احوال شما
چشم و دل من همیشه دنبال شما
در قهوه ی سرنوشت خود خوب ببین
این عاشق دل شکسته در فال شما
#محمد_دری_صفت
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
☑🖋🎧
۱)
صبح
چیزی در من
بیصدا شکفته بود؛
چیزی که نامش را نمیدانستم
در رگهای کاغذ
راه افتاد،
انگار کسی
در فاصلهی میانِ دو واژه
چشم باز کرده باشد
و من
دلم نمیآمد
بیدارش کنم.
تو که آمدی
نگاهش کردی
و لبخند زدی،
انگار
کسی را
از میانِ خوابهای خودت
شناخته باشی.
من اما
چیزی نگفتم؛
فقط گذاشتم
آنچه میانِ ما بود
آرام
قد بکشد...!
۲)
و بعد
چقدر دور است
آنجا که پرنده
از خودش
پرواز میکند
و نمیدانیم
این همه بهار
چطور
در دو تن
جا شده است
و دستی
که به دستِ دیگری میرسد
چطور
از تمامِ فصلها
عبور میکند.
شعر: #مرضیه_رشیدپور_کیمیا
صدا و ادیت: #عیسی_اسدی_میم
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
#کعبهیدل
وَخدا خواست که تو یار دل ما بشوی
نَم نَمک در دل پر حسرت ما جابشوی
ماکه شیرین تو باشیم، تو چون فرهادش
دست در دست من و راهی صحرا بشوی
از همان روز که پیوسته شدی با دل ما
همچو ما شیفته و عاشق و شیدا بشوی
طاق ابروی تو باشد حرم و کعبه ی ما
و در این سعی و صفا همقدم ما بشوی
وَه چه زیباست که در حادثه ی عشق و جنون
همدل و همنفس و پاک ، چو دریا بشوی
#بهار 🌺🌿
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
جز یار،چه کس بر عطشم نم پاشید
بر زخمِ دلم دستِ که مرهم پاشید
رفت و دژِ دل فتح شد از ارتشِ غم
ارکانِ نظامِ جانم از هم پاشید
رباعی از حسن قربانی گل(باغدشتی
آوا بانو ماهور خراسانی
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
تکدرختی پیر ، پیش از آنکه نابودش کنند
از تبرداران تقاضا کرده تا عودش کنند
تا طواف اخر پروانهها را بنگرد
گفته تا آتشبیاران طعمهی دودش کنند
دوستانم پای آن زخمی که نااَهلان زدند
اشک میریزند هرشب، تا " نمکسودَش" کنند
شیشهی عمر مرا تا سنگِ دنیا نشکند
گفتهام آیینهکاران "جیوهاَندودش" کنند
ماهی تُنگی که بر لب غیرِ " آزادی" نگفت
کاش بعد از مرگ ،روزی راهیِ رودش کنند
سنگ اگر یاقوت هم باشد ، بهغیر از سنگ نیست
بتپرستان هر قَدَر همسنگِ معبودش کنند...
پردههای جهل را خورشیدِ حق خواهد درید
ابرها بیهوده میکوشند مفقودش کنند...
#غلامرضا_رنجبری✍
#ص_زادحبیب 🎙
C᭄𝕊𝕒𝕣𝕒𝕓࿐ྀུ༅
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑بخش شعر و شاعری تقدیم میکند
🛑سردبیر فرهنگی و ادبی
🛑دکتر مریم وثوقی
هزاران درود و سلام خدمت شما همراهان عزیزرادیو راهیان شعر .
دوستان گرامی اخرین هفته مرداد ماهتون همراه با شعر و شور و ارامش .🌺
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
تصنیف ماندگار #در_خیال
با صدای : استاد #محمد_رضا_شجریان
شعر از : #مولانا .
🌈🌹❤️
✳️گفتم که واژهی بدبخت صدها بار در شعر فارسی اومده، اما فقط دو شاعر گفتند: "منِ بدبخت"!
یک بار سعدی گفته:
از قفا سیر نگشتم منِ بدبخت هنوز
میروم، وز سرِ حسرت به قفا مینگرم
و یکبار امیرخسرو دهلوی:
از آن افسانههای خوش که دل میگوید از عشقش
منِ بدبخت را ترسم که روز واپسین گیرد!
بختیار باشید
☑️سعدیِ کار بلد
ساعت از دو نیمهشب گذشته و من بیدارم. چرا؟ چون سعدی نمیذاره بخوابم. اول به من میگه: ای ناصر! باخبر باش که شیریندهنی، پیشنیازِ شیرینسخنی است. بدان که شیریندهنان برتر از شیرینسخنانند.
بعد رو میکنه به محبوب و میگه قربانِ لب و دندان و دهانت:
شیرینتر از این لب نشنیدم که سخن گفت
تو خود شکری یا عسل است آبِ دهانت؟
میگم آقای سعدی! اتفاقا در زبان تالشی هم داریم: "اشته شیرنَجانیرا بمِرم"
انگار حرف من رو نشنیده، به محبوب میگه:
آفرینِ خدای بر جانَت
که چه شیرین لَبَست و دندانت
میگه عزیزم! آخه تو چرا این همه شیرینسخن و شیریندهنی؟ از کی یاد گرفتی؟ معلم فنِ بیانت کی بوده؟ نکنه در نوزادی به جای شیر، شکر خوردی؟
کس ندیدهست آدمیزاد از تو شیرینترسخن
شکّر از پستان مادر خوردهای یا شیر را؟
خلاصه امان از سعدیِ بدجنس و کاربلد
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
✳️دکتر ناصرحامدی
🛑✳️📚دو یادداشت برای سعدی
🛑✳️✍دکتر ناصر حامدی
☑️منِ بدبخت!
احتمالا یکی از سرِ دردِ دل به شما هم گفته که: "من خیلی بدبختم. من بدبخت آفریده شدم. منِ بدبخت...".
خب خیلی از شاعران از این واژهی "بدبخت" استفاده کردند. مثلا صدای جِلز و وِلز دشمنِ سعدی رو در این بیت میشه شنید:
دشمنم را بد نمیخواهم، که آن بدبخت را
این عقوبت بَس که بیند دوست همزانوی دوست
میگه برای رقیبِ عشقیِ بدبختِ من همین بسه که ببینه من و یار، زانو به زانو نشستیم و مشغولیم... مشغولِ گفتوگو!
سعدی در گلستان میگه:
عاقلی را پرسیدند نیکبخت کیست و بدبختی چیست؟ گفت: نیکبخت آن که خورد و کِشت و بدبخت آن که مُرد و هِشت...
در روزگار خودمون مرحوم میرزادهی عشقی میگه ما مردم، خیلی بدبختیم. و نتیجه میگیره:
برای مردمِ بدبخت، "مرگ" خوشبختی است...
در ادامه👇
.
✳️بزرگترین دستاورد شیرکو بیکس، رهایی شعر کردی از دو اسارت همزمان بود؛ از یک سو سنتی که شعر را در قفس قالبها زندانی میکرد و از سوی دیگر ایدئولوژیای که میخواست ادبیات را به بیانیه سیاسی فروبکاهد. در شعرهای او، درخت، باران، کوه، پرنده و خاک، اشیای طبیعی نیستند؛ شخصیتهای زندهای هستند که تاریخ را روایت میکنند. در شعر «خاک»، واژه «خاک» دیگر یک ماده نیست؛ حافظه انسان است. در «سیل»، تصویری از رهایی، مرزهای جغرافیا را پشت سر میگذارد و آزادی را به تجربهای جهانشمول بدل میکند. در «بذر عشق» نیز آرزوی کاشتن عشق، جایگزین چرخه بیپایان کینه و انتقام میشود. این همان لحظهای است که شعر، از قومیت عبور میکند و به اخلاق میرسد.
ارزش شیرکو بیکس در عبور است. او نه شاعر نفرت، بلکه شاعر حافظه بود؛ نه سخنگوی برتری یک هویت، بلکه راوی رنج انسان. اگر زبان کردی را پاس میداشت، از آن رو بود که هیچ زبانی نباید به حاشیه رانده شود. اگر از کوهستان مینوشت، آن کوهستان بیش از آنکه مرز باشد، استعارهای از ایستادگی بود. اگر از وطن سخن میگفت، وطن برای او زندانی برای دیگری نبود، بلکه خانهای برای انسان بود. در بسیاری از شعرهایش، عباراتی کوتاه درباره «باران»، «نان»، «پرنده» و «درخت» به نشانههای آزادی و همزیستی بدل میشوند؛ نشانههایی که خواننده را از هر گونه خوانش تنگنظرانه و قوممحور دور میکنند.
شاید به همین دلیل است که شیرکو بیکس را باید در کنار شاعرانی چون ناظم حکمت، پابلو نرودا و محمود درویش خواند؛ شاعرانی که عشق به سرزمین را هرگز به نفرت از دیگری تبدیل نکردند. او از کردستان آغاز کرد، اما در کردستان متوقف نشد. شعرش به انسان رسید؛ به همان انسانی که زیر هر پرچم و در هر جغرافیا، رؤیای آزادی، عدالت و زیبایی را با خود حمل میکند. میراث او نیز در همین نکته نهفته است: اینکه زبان مادری، هنگامی که از تعصب رها شود، میتواند جهانیترین زبان ادبیات باشد و شعر، هنگامی که از مرزها عبور کند، به وجدان مشترک انسان بدل میشود.
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
