"دخترِ شعر"
Открыть в Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
544
Подписчики
-2124 часа
+647 дней
-34530 дней
Архив постов
540
یک چالش کوچک...
جمله را با حسِ خودتان ادامه بدهید:
«کاش میشد...»
من: «کاش میشد بعضی لحظهها تکرار شوند، بیآنکه چیزی از زیباییشان کم شود.» حالا نوبت شماست... ببینم «کاش میشد» شما چه پایانی دارد. 🤍 •جوابت را فوروارد کن به چنلت یا داخل بات برام بفرست. بات ناشناس: @PeomsGirlBot
540
یک چالش کوچک...
جمله را با حسِ خودتان ادامه بدهید:
«کاش میشد...»
من: «کاش میشد بعضی لحظهها تکرار شوند، بیآنکه چیزی از زیباییشان کم شود.» حالا نوبت شماست... ببینم «کاش میشد» شما چه پایانی دارد. 🤍
540
به خدا گفتهام
و بار دیگر میگویم
که یک گوشه لبخند تو
ایمان مرا هم میبرد.
به خدا گفتهام
و خودش میداند
من به یک چشمدوختن تو
فلسفهها میبافم.
