"دخترِ شعر"
Открыть в Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
468
Подписчики
Нет данных24 часа
+157 дней
+18330 дней
Архив постов
469
شاملو
شاملو
شاملو
واقعا آیدا در چشم تو ملکه زیبایی بود است🥲😭💛
و توصیفات در خور و شایسته ای را تقدیمش کردی:))
روح ات شاد مرد🕊
469
Repost from پیش از آنکه فراموش کنم🪻 ౨ৎ
گاهی آدم فقط خسته میشود از اینکه مدام خودش را برای دیگران توضیح بدهد؛ اینکه چرا اینطور فکر میکند، چرا فلان تصمیم را گرفته، چرا کمتر حرف میزند، چرا بعضی چیزها برایش مهماند و بعضی چیزها نه. انگار باید برای هر تکه از خودت یک دلیل قابلقبول داشته باشی تا دیگران بتوانند تو را بفهمند. اما واقعیت این است که قرار نیست همه ما را بفهمند. بعضیها حتی اگر صد بار هم توضیح بدهی، باز از زاویهی خودشان نگاهت میکنند و چیزی را میبینند که با آنچه واقعاً هستی فرق دارد. شاید یک جایی باید دست از توضیح دادن برداریم و بپذیریم که بد فهمیده شدن، همیشه چیزی نیست که لازم باشد برای اصلاحش بجنگیم. آدمهایی که قرار است ما را بشناسند، کمکم از میان رفتارها، سکوتها، انتخابها و جزئیاتمان خواهند فهمید چه کسی هستیم؛ برای بقیه هم شاید همین کافی باشد که بدانند ما قرار نیست تمام زندگیمان را صرف اثبات خودمان به آنها کنیم.
469
خب تقصیر من چیه؟!
تصمیم میگیری
فکر میکنم
باز یک فکر جدید
باز کل
جوانب میسنجم
بعد یک فکر جدید
بسه دیگه
همش فکر
فکر
فکر
فکر خوبهه ولی نه اینقدرر
469
Repost from 𓄂کتابخانهیتوایلایت𓆃
همسر نزار قبانی توی یه انفجار در بیروت کشته میشه
نزار از دلتنگی براش مینویسه:
بلقیس رفته بودی انار بخری؛
دانههایت را برایم آوردند.
