"دخترِ شعر"
Открыть в Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
486
Подписчики
-124 часа
+287 дней
+14630 дней
Архив постов
511
یه شب دوباره تورو میبینم و میزنه بم چشمک ستاره! پیشت میشینم زول میزنم بت انگار یه خوابه…
511
منفور از افکار،
فراری خویش،
خسته، چون برفِ یخزده روی زمین،
فاصله تا قرنها
در فراخنای
این قلبِ رفو نشده...
چون فرشهای رنگورورفته
زیرِ پایِ روزگار.
#ارغوان
511
منفور از افکار،
فراری خویش،
خسته، چون برفِ یخزده روی زمین،
فاصله تا قرنها
در فراخنای
این قلبِ رفو نشده...
چون فرشهای رنگورورفته
زیرِ پایِ روزگار.
#ارغوان
511
منفور از افکار،
فراری خویش،
خسته، چون برفِ یخزده روی زمین،
فاصله تا قرنها
در فراخنای
این قلبِ رفو نشده...
چون فرشهای رنگورورفته
زیرِ پایِ روزگار.
#ارغوان
#موقتی
