مَرثِیِهی اِضْمِحْلالِ آیدا
Закрытый канал
🎀🍓🐣 🖋️شاعر شعر سپید و نویسنده نثر اعترافی ،نثر معاصر، نمایشنامه، و روایت نویسی گوینده پادکست. https://t.me/BitChatsBot?start=sec-egdbcgdjj 📚نویسنده کتاب: گوشه ای از من که تا نکرده ای☕️ 🎧SHENOTO:صدای سکوت
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
381
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-2930 дней
Архив постов
چراغهای کوچه را شکستهاند
زورشان به صبح که نمیرسد
درختهای قد کشیده را سر زدند
زورشان به جوانه که نمیرسد
زمستان است
زمستان است، قبول
زورشان به بهار که نمیرسد :)
تو بِمان و دگران
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران:)
در ان واحد پاک کردم هر انچه پیغام محبت امیز بود به همکار و همکلاسی،
یک به یکه برگه ها اثار و نامه های جامانده از دروغ های شیرین را ، -زحمت سوختن ندادم -دور ریختم.
فنجان لب پر شده را شکستم ؛به جهنم که هنری بود.
عینکم مدت هاست گم شده، بهتر نمیخواهم واضح تر از این ببینم.
با قرص خواب هم خوابم نمیبرد ؛اصلا مهم نیست سر کلاس هایم هم خوابم ببرد .
کافه مینشینم اما در خیابان قدم نمیزنم . نه ..دلم نمی اید؛
صدای بوق ماشین و سوت کفش کودک ، قلنج انگشت تا گردنم را میشکاند.
سوال بی جا؛ صحبت بی مقصود؛ احساسات مفرط حالم را بهم میزند جمع کنید این لوس بازی هایتان را ؛ما غم داریم.کاش میدید؛ کاش همه چیز را از جانب یک بازمانده میدید؛ که بفهمید چقدر دیگرهیچ چیزی اهمیت ندارد همه چیز به فنا رفته.
آیدا.صاحبی
+3
انگار شکستنی بودنم طولانی تر از انچه که فکرمیکردم شده..
امید داشتم تمام خواهد شد
هرچه میگذرد بدترو بدترو بدتر میشوم…
کاش بزند صاعقه بر سر مغز یادم برود هرانچه خاطره می نامیدم.
قبل ها
از اکثرت متنفر بودم یعنی؛
دو حالت داشت…
یا انقدر عاشق ، که چش و گوش بندم؛ یا انقدر نفرت زده ، که به چشم نتوانم بینم.
حال برایم هیچ فرقی نمیکند.
ان هایی که از قلب هایشان دوستم دارند هستند؛
و دیگر هیچ.
همین مهم است که افرادی را نگه داریم که از قلب دوستمان دارند، ازارمان نمیدهند، طعنه نمیزنند، و هرچه خود نزدیک ترت را بروز دهی؛بیشتر خواهانت باشند.
نه انهایی که بایستی با ازرم هایشان مدارا کنی .
و این هیچ نگر بودن من از من کسی را ساخته که هیچ مسئله ای را دگر حائز اهمیت نمیداند.
لاجرم اگر احساس کردید مسائل غیره را پیش من باز کنید بدانید لحظه ای برایم حیرت اور مباشد؛ که هیچ، ثانیه ای از وقتم را نیز صرف دغدغه های پایین نخواهم کرد.
هیچ چیزی بعد از این زمستان که گذشت؛ برایم بهار ندارد!
آیدا صاحبی
و من برای ان قرمز نقش پشت وطن هزاران بار جان دادم و جان دادم و جان دادم…
هرجنس مذکری، قطعا متجاوزه؟
هر خانومی، قطعا لطفات زنانه داره؟
هر مادری، قطعا دلسوزه؟
هر پدری، قطعا پشیبانه؟
هر ادمی توی پارک؛ قطعا مواد میکشه؟
هر کاسبی؛ قطعا پولش حلاله؟
هردختری؛ قطعا باکرست؟
هرکی تتو داره؛ قطعا خلافکاره؟
هر کسی ک پیرسینگ زده؛ قطعا خرابه؟
هردرختی؛ قطعا میوه میده؟
نه دوستان نه!
من متوجهم که مار گزیده از ریسمون سیاه وسفید میترسه ما همه گزیده شده ایم توسط این مارها !
ولی عزیز من
هر انسانی که چادر سرشه، دشمن نیست.
هر انسانی که موهاش توی باد میرقصه ؛ بد نیست.
مادرهای ما که چنین فرزندانی بار اوردن چادر داشتن . مادربزرگ هامون که اینقدر برامون عزیزن
ایا این ها هم ادم های بدی بودن؟
ایا مصداق تعریف بد و خوب من و شما از بودن یا نبودن یک پارچست؟
یک پوشش نمیتونه تعیین کنه ما انسان بد یا خوبی هستیم.
لطفا خواهشا این جو سمی که راه افتاده رو تمومش کنین.
ذات ادما ربطی به چادر و روسری لبنانی و کلاه و شال و سر لخت نداره!
یه موضوعی خیلی داره این چند وقت اخیر اذیتم میکنه؛ چه دیدنش توی خیابون ، چه توی فضاهای مجازی یا چه در طریقه صحبت کردن و حاضرم تا به صبح با همه منطقی بحث کنم.
+1
این چند وقت، خیلی عکس از صفحه های کتابمو فرستادین
وعمدتا نوشتین: الان میفهمیم حرفاتو.
مغمومم که چنین مصیبتی بر وجود تک تکتون رخ داد که با جان درک کنین نامه هام رو.
اسم این چندتا کتاب معدودی که موندرو گذاشتم: بازماندهگان…
توی تمامی قلب ها ؛ درد هایمانند که یکی شدند…
برای سفارش بازماندگان و اطلاعات کتاب
@ZzAdminBook
+2
-بسوز ای شمع
بسوز ای شمع که جانم سوزاندی
پرِ پروانهوار از من نهادی
گرفتی و چپاندی پیله در گوشه کناری
تا نیابی پروانه ای از این اتاقی
بسوز ای شمع، بسوز
کم سوختم من؟
ز هر دست و سری لبریز شدم من
بسوز و با خود ببر هر آنچه داری
هر آنچه از ما ماند، جاودانی
بسوز و بگذر از من ای عزیزم
من آن شمعِ شکوفه در حضیضم
بسوز، تاب باریدن ندارم
ز آن آشنا، دگر باکی ندارم
بسوز و بنویس با قطرههایت
من از این «ما»
دیگر هیچ نخواهم
آیدا صاحبی
نه خوب نمیشوم عزیزم
من هیچ وقت خوب نخواهم شد نپرسید که خوبیم یا نه
هیچکدام از مایی که رفتیم و دیدیم و نشستیم و شنیدیم و کشیدیم و دویدیم و بریدیم خوب نیستیم نپرسید! تمنا دارم نپرسید!
ا.ص
