𝐏𝐢𝐞𝐜𝐞 𝗼𝐟 𝗺𝐞
Открыть в Telegram
418
Подписчики
+124 часа
+327 дней
+13730 дней
Архив постов
417
چمیدونم، شاید دوست داشتن تو همین یه جمله خلاصه شه که: تا آخرین لحظه امید داری همچی درست شه.
417
من از دور یه دختر موجه، خط کشی شده، با اخلاق، مستقل و قدرتمندم، از نزدیک یه دختر بسیار شکننده، با قلبی سرشار از اندوه، بداخلاق و صد در صد از درون متلاشیم.
417
اين چي بود خوردم برگااام. شیرکاکائو، شیرکاکائو، شیرکاکائو. انگار روي ابراااام. شیرکاکائو، شیرکاکائو، شیرکاکائو.
417
شما زمانِ کشتن رو گذاشتید روی اذان، انگار صداش قرارِ کارتون رو تطهیر کنه!
صبح رو انتخاب میکنید چون شهر خوابآلودهست، چون نگاهها کمتره و سؤالها دیرتر میرسه..
قبل از روشن شدن آفتاب،
آدم رو از اسمش جدا میکنید،
از خاطرهها میکشید بیرون
و تحویل یه خبر کوتاه میدید.
طناب میافته،
ولی ترس میمونه برای شما!
چون کسی که حق داره،
اینقدر عجله نداره برای خاموش کردن صدا.
و تهش هم همون جملهی نیشدار:
اذان رو سپر کردید،
ولی صبح یادش میمونه
که به اسم خدا، انسان رو کشتید...🕊
417
شما زمانِ کشتن رو گذاشتید روی اذان، انگار صداش قرارِ کارتون رو تطهیر کنه!
صبح رو انتخاب میکنید چون شهر خوابآلودهست، چون نگاهها کمتره و سؤالها دیرتر میرسه..
قبل از روشن شدن آفتاب،
آدم رو از اسمش جدا میکنید،
از خاطرهها میکشید بیرون
و تحویل یه خبر کوتاه میدید.
طناب میافته،
ولی ترس میمونه برای شما!
چون کسی که حق داره،
اینقدر عجله نداره برای خاموش کردن صدا
و تهش هم همون جملهی نیشدار:
اذان رو سپر کردید،
ولی صبح یادش میمونه
که به اسم خدا، انسان رو کشتید...🕊
417
شما زمانِ کشتن رو گذاشتید روی اذان، انگار صداش قرارِ کارتون رو تطهیر کنه!
صبح رو انتخاب میکنید چون شهر خوابآلودهست، چون نگاهها کمتره و سؤالها دیرتر میرسه..
قبل از روشن شدن آفتاب،
آدم رو از اسمش جدا میکنید،
از خاطرهها میکشید بیرون
و تحویل یه خبر کوتاه میدید.
طناب میافته،
ولی ترس میمونه برای شما!
چون کسی که حق داره،
اینقدر عجله نداره برای خاموش کردن صدا
و تهش هم همون جملهی نیشدار:
اذان رو سپر کردید،
ولی صبح یادش میمونه
که به اسم خدا، انسان رو کشتید...🕊
