[بــی نــٰـازنــین ۱۴🤍⚖️]
Открыть в Telegram
دلباخته: شعر؛هنر؛قانون ⚖️🐬 گویمنیو میدویدرحکمچوگانمن درپیتوهمیدومگرچهکهمیدوانمت🦋🌿 سخنی،حرفی،نکتهای؟ ناشناس: https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-hiiehbidaj
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
234
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
۱.
چرایی ممنوعیت دخالت رئیس حوزه (مبانی حقوقی)علاوه بر دلایلی که ذکر شده، این ممنوعیت ریشه در اصل استقلال قاضی (اصل ۱۶۴ قانون اساسی) و اصل ۳۱۱ قانون آیین دادرسی مدنی دارد که صلاحیت رسیدگی به دستور موقت را صراحتاً به دادگاه (یعنی دادرس علیالبداهه) واگذار کرده است. نظارت رئیس حوزه صرفاً ناظر بر امور اجرایی و انتظامی (مثل ابلاغ و هزینه دادرسی) است و نه ماهیت رأی. حتی اگر رئیس حوزه با موضوع پرونده آشنا باشد، اظهارنظر او فاقد اعتبار قضایی بوده و مصداق تأثیرپذیری غیرقانونی دادرس محسوب میشود. ۲.
بازشناسی دقیق دستور موقت (نکته طلایی آزمونی)بسیاری از قرارهای موقتی را با دستور موقت اشتباه میگیرند. برای تمایز قطعی در آزمون، به این کلیدواژهها توجه کنید: · دستور موقت → فقط و فقط در دادرسی فوری (غیرترافعی) صادر میشود، غرض آن «تأمین دلیل یا جلوگیری از ضرر غیرقابل جبران» است، و تشریفات آن مختصر و فوری بوده و نیاز به جلب توافق طرفین ندارد (مستند: مواد ۳۱۰، ۳۱۱ و ۳۱۳). · غیر از دستور موقت → هر تصمیم موقتی که در جریان دادرسی ترافعی (اصلی) صادر شود، حتی اگر عنوان «قرار» داشته باشد، شامل این نهاد نمیشود. مثالهای شما (قرار تأمین خواسته، قرار در امور کیفری، توقف اجرای ثبت و ...) هرکدام دارای قانون خاص و مرجع صادرکننده ویژه هستند. ۳.
جمعبندی نهایی و کاملاً آزمونی (برای حفظ کردن)· ضابطه: دستور موقت = درخواست از دادگاه + رسیدگی بدون تشریفات دادرسی عادی + فقط برای جلوگیری از ضرر یا تأمین دلیل. · استثنا: رئیس حوزه قضایی هرگز حق تغییر، تأیید یا رد ماهوی دستور موقت را ندارد؛ تنها در صورت نقض تشریفات اداری (مثلاً عدم پرداخت خسارت احتمالی) میتواند تذکر اداری بدهد، نه ابطال رأی. · نکته کلیدی: اگر در سؤال آزمون آمد که «رئیس حوزه میتواند دستور موقت صادره از دادرس را لغو کند؟»، پاسخ قطعاً خیر است، مگر اینکه خودِ دادرس بر اساس ماده ۳۱۷ (تغییر اوضاع و احوال) دستور را اصلاح کند.
دستور موقت و جایگاه رئیس حوزه قضایی
رئیس حوزه قضایی نمیتواند در تصمیم دادرس دادگاه درباره صدور یا رد دستور موقت دخالت کند؛ زیرا:
رئیس حوزه قضایی، مقام مافوق قضاییِ دادرس نیست.
وظایف او بیشتر اداری، مدیریتی و نظارتی بر محاکم است.
او معمولاً بر جزئیات پرونده، ادله و مستندات اشراف ندارد.
این دادرس دادگاه است که با بررسی پرونده، از واقعیتهای دعوا آگاه میشود و درباره ضرورت صدور یا رد دستور موقت تصمیم میگیرد.
به همین دلیل، تجربه نیز نشان داده است که دخالت رئیس حوزه قضایی در فرایند دادرسی فوری و تصمیمگیری درباره دستور موقت، صحیح نیست و میتواند به استقلال قاضی و دادرسی عادلانه آسیب بزند.
نکته مهم
برخی از حقوقدانان تصور میکنند هر قرار موقتی، «دستور موقت» است؛ در حالی که این برداشت صحیح نیست.روزی خواهد رسید که به جای ورق زدن جزوهها،
پروندهها را ورق بزنی...
به جای حفظ کردن مادههای قانون،
به آنها استناد کنی.
به جای رؤیای پوشیدن ردای وکالت،
با افتخار آن را بر تن داشته باشی.
تا آن روز،
هر صفحهای که میخوانی،
هر تستی که حل میکنی،
و هر بار که از خستگی دوباره شروع میکنی،
در حقیقت داری از خودت یک وکیل میسازی.
امروز فقط دانشجو نیستی؛
داری آیندهای را مینویسی که امضایت پای دفاع از حق خواهد بود.
پس بخوان...
چون روزی، کسی امیدش را به دانشی میبندد که امروز با سختی به دست میآوری.
⚖️
کاش...
کاش میتوانستم تمام پلهای پشت سر را آتش بزنم، نه از سر فراموشی، که از سرِ رهایی.
کاش میتوانستم به خودم قول بدهم که دیگر برای فرداهای نیامده، امروز را قربانی نکنم.
کاش آدمها را قبل از دوست داشتن، نمیسنجیدم؛ و بعد از رفتنشان، امانتدار خاطراتشان نمیشدم.
اما میدانم... کاشها پرندگانیاند که فقط وقتی قفسشان را باز میکنی، پرواز کردن را معنا میدهند. و شاید زیباییِ همین لحظه، در همین "کاش" گفتنِ مکرر است؛ تا بیدار بمانیم، تا هنوز چیزی برای آرزو کردن باقی مانده باشد.🙂🙂
تفاوت خیار غبن فاحش و افحش را با من در ۸ دقیقه یادبگیر :🔸(خیار غبن) 🔻
خیار غبن: خیار حق فسخ ناشی از غبن (ضرر) است مغبون (کسی که ضرر کرده از معامله) یک خیار مشترک میان مشتری و بایع است. هر غبنی موجب ایجاد حق فسخ نیست بلکه باید فاحش باشد. 🔻در ماده گفته "هر یک از متعاملین " پس خیار غبن مشترک است بیع بایع و مشتری 🔻تاریخ اعمال خیار: با توجه به ماده پس از علم به غبن ، اثبات زمان غبن = با مدعی خیار غبن . 🔸 (غبن فاحش) 🔻
غبن فاحش چیست : 🔻 غبنی است که عرفاً بگویند فاحش عرف را هم کارشناسان تشخیص می دهند (عرفاً قابل مسامحه (چشمپوشی) نباشد) . مثلاً کسی ماشینش می ارزد 10 میلیون فروخته 9 میلیون می گویند عرف تشخیص می دهد (ولی قبلاً اینگونه نبود اگر تفاوت قیمت بیش از 5/1 بود فاحش است اما سا ل61 قانون عوض شد و مراجعه به عرف واجب شد اما عملاً الان رویه قضایی همان 5/1 را محاسبه میکند)🔸غبن افحش :
🔻غبن افحش به صورتي اطلاق مي شود که بيشتر از غبن فاحش و تفاوت به وضوح و روشني مشاهده شود (مهدی شهیدی) . میرزای قمی در جامع الشتات عنوان کرده افحش وقتی رخ می دهد که تفاوت قیمت به ضعف (دوبرابر) برسد یعنی ماشین می ارزد 10 میلیون فروخته شود 5 میلیون .🔻ومیرزای قمی در جامع الشتات می گوید در اینجا اگر خیارات هم ساقط شده باشد مشمول خیار غبن ناشی از افحش نمی شود ، چون ساقط کردن خیار یک عمل حقوقی است و هر عمل حقوقی نیاز به صرف دارد زیرا هیچ آدم عاقلی همچین کاری نمی کند مگر دچار جهل شده باشد.
اینو روزی هزار بار تکرار کن:
کاری رو که ۱۰۰٪ نشده به کسی نگو
کاری رو که ۱۰۰٪ نشده به کسی نگو
کاری رو که ۱۰۰٪ نشده به کسی نگو
کاری رو که ۱۰۰٪ نشده به کسی نگو
بله جان دل😌🌱
میفرماید که
غم اگر آمده، یک روز سفر خواهد کرد،
شب اگر مانده، سحر را خبر خواهد کرد.
دل نبند به اندوهِ همین لحظهٔ سرد؛
زندگی، دستِ تو را باز به خورشید سپارد.
بله جان نازنین³
ما حواسمون نیست...
ما همه سوخت دادیم ضرر کردیم
بــی نــٰـازنــین ۱۴
