شامِ آخر
Открыть в Telegram
Azadchehr | they/them | Writer Humanities student. Bot: @Azadchehrbotbot Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
339
Подписчики
-324 часа
+137 дней
+7230 дней
Архив постов
335
عزیزان با تمام وجودم آرزو دارم فردا فیلتر شکنم با پروکسیام بازم وصل شه، اما خدای نکرده اگر بازم افتادیم توی وضع اون ۹۰ روز، احتمالا زیاد سروش آنلاین نباشم و از این فرصت برای درس خوندن استفاده کنم.
جدا از این، بازم برای ارتباط پلتفرم بله رو دارم چون کمتر حواسم رو پرت میکنه @azadchehr خلاصه که اونجا برای ارتباط هستم اما اگر خود چنل رو میخواید گمانم سروش @hannibalism ادامه بدم گاهی
335
تازه این وسط به تاریخ جنگ جهانی دوم هم علاقهمند شدم احتمالا بخوام فیلم پیانیست رو هم ریواچ کنم
335
آیا تمامی ما انسان ها به درد کشیدن نیز راضی هستیم؟
گفته ایم برای آنچه که میخواهیم به دست آوریم آری حاضریم روز تا شب را درس بخوانیم از طلوع تا غروب کار هایی را انجام دهیم که برای ما آزار دهنده هستند اما آیا آنها واقعا برای ما آزار دهنده هستند؟
آیا داشتن یک هدف، داشتن یک امید، درد را لذت بخش و قابل تحمل تر میکند؟
کدام درد است که به هنگام داشتن یک هدف و مسیر زندگی همچنان دردناک است و هرگز نمیتوان خونریزیاش را تحمل کرد من که میگویم آن درد دردیست که میدانی هرگز لازم نبوده برای رسیدن به هدف خود، آن را تجربه کنی و این به نوعی اجبار از سوی افراد سودجوییست که حق را از تو گرفتهاند.
اما آیا ما برای رسیدن به یک هدف تلاش میکنیم یا پس گرفتن حق خود؟
اگر به حق باشد مرا که قدرتمند است، بر پا میایستم و چنان برایش رنج میکشم تا بلکه باشد زخمی بر روی سینهٔ افرادی که حق دیگران را ضایع کرده اند اما آه! آیا دست من به آنها میرسد؟
شاید ما انسان ها درست مانند طرفداران مدل های زیبا و سلبریتی ها در فیلم ضد ویروس، تنها برای باور این که ارتباطی داریم با شخص مورد علاقه و الگوی زندگیمان، ویروس بیماری هایشان را در بدنمان نگهداری کنیم. فقط زجر است، فقط رنج است، در آخر به زیبایی آنها نمیرسیم
اما میخواهیم باور کنیم، میخواهیم باور کنیم که از آنها هستیم و باری در زندگی درد آنها را کشیده ایم
شاید ما انسان ها میخواهیم فقط باور کنیم که حقی داریم و شاید هرگز نتوانیم به حق خود برسیم و یا اهداف و رؤیا های خود را برآورده کنیم اما همانکه بدانیم حق ما دست دیگری نبوده و بدون آنکه کسی از ما آن را بگیرد، ما فقط به آن نرسیدیم، برایمان کافی است.
335
Azadchehr, 16, XNTJ
I love writing, drawing,
playing piano, jazz musics,
dinner partys, Hannibal series,
psychology, deer,
antlers, sketch books, reading,
Persian and french Literature,
brown and golden and dark
red color palettes, etc.
hannibal lecter kinner
With some William
James Moriarty and
Johan liebert
Dead poets society
Idk Anything that makes me feel classic
335
مگر نبود خاطرم رها ز افکارِ سیاه
چه شد که باز افتادم بدین حالِ تباه
به وقت بامداد، ژولیده سر شدم بیدار
نشناختم آن واماندهٔ درون آینه را
چه بسا آدینه هایی که در اوج کم خوابی
دیدهام پوچی را بِه را پنداری تاریک
چه بیرحم است منِ خسته ز خستگی
ندیدهام رؤیایی را به رنگی مگر تیرگی
آه! بگذارید مقداری فروبندم دیدهام را
تا بلکه به یاد آورم رنگ و روی حیاتم را
چنانچه روزی آید که باشند افکارم هماهنگ
همان روزیست که دیدگانم تام شوند رنگارنگ
