سفره خونه برادران یک جهت🥂✨
Открыть в Telegram
بفرمایید داخل دور هم یه چای و قلیون میزنیم 🤌🔥 جهت صحبتتت با سفره دارتوننن @Itsfatii_bot
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
337
Подписчики
Нет данных24 часа
-57 дней
-430 дней
Архив постов
Repost from It's me Hi 🌘
نقش: پیشگو
قدرت: توانایی دیدن آینده و سرنوشت افراد
رنگ هاله: طلایی (نماد خرد و حقیقت)
لقب: fate (به معنی سرنوشت)
دسته: قهرمان
سناریو:
"من زینم. از طرف لویی اومدم تا تو رو ببرم پیشش" دختر دو فنجون چایی ریخت و یکیش رو به دست زین داد. "آره میدونم. منتظرت بودم." زین ابرو بالا انداخت. "منتظرم بودی؟ لویی بهت خبر داده بود؟" دختر لبخند زد و روی صندلی نشست. "نه... فقط میدونستم. من معمولا همه چیز رو میدونم. در مورد آینده. این دلیلیه که اون جادوگر خواسته منو ببینه." زین با بهت به دختر نگاه کرد. "همه چیز رو در مورد آینده میدونی؟ تو یه پیشگویی؟!" دختر شونه بالا انداخت و فنجون رو به لب هاش نزدیک کرد. جرعه ای چای نوشید و گفت: "هر انسان میلیون ها سرنوشت برای هر ثانیه از عمرش داره و طبق اون سرنوشت ها آیندهی دنیا هم تغییر میکنه. من تمام اون سرنوشت ها رو میبینم اما فقط یکی از سرنوشت ها هست که احتمال رخ دادنش بیشتر از بقیهست. و اون چیزیه که من در مورد آیندهی آدم ها بهشون میگم." دهن زین از تعجب باز مونده بود. اینکه یک نفر بتونه میلیون ها دنیای متفاوت رو ببینه فرای تصورش بود. دختر که از دیدن قیافه متعجب زین خنداش گرفته بود گفت: "مثلا در مورد آینده ی تو، توی 99درصد سرنوشت هات با شخصی به نام لیام پین قرار میذاری." لبخند بزرگی روی لب های زین بخاطر شنیدن اسم لیام نشست اما ثانیه ای بعد لبخندش تبدیل به اخم شد. "پس اون یه درصد چی؟" "اون یه درصد درصورتی بود که لویی قبول نمیکرد شما دو تا همراه هری و لیام به قصر برید. نگران نباش. اون یه درصد قرار نیست دیگه هیچوقت اتفاق بیوفته." فنجونش رو روی میز گذاشت و ادامه داد: "از زمانی که لیام تو رو دیده، تمام سرنوشت های مقدر شده براتون به همدیگه گره خورده."
https://t.me/herewiht1d/29358
فیلم رو با کتاب تغییر دادن و خب هم فیلم و کتاب رحیم حرومزاده هست منظورم کارکترشه نه خود بازیگر
وای بعد یه سریا فکر کن از اصلان هم خوششون میاد-
وای من یه قسمت اصلانو دیدم اصلا حالم بد شد
مرتیکه سمی عنتر تیو
من اول نمیدونستم میخواد چیکار شه که مامانم لو داد اخرشو❤️
از کاراش متنفرم ولی کلا تا اینجا من از رحیم خوشم اومده😭
