955
Подписчики
-624 часа
+167 дней
+4030 дней
Архив постов
955
حس میکنم از وجودم زندگی عبور کرد؛ تو بند بند بودنم خورشید طلوع کرد. تو دشت طلایی پروانه ها یه دختر؛ میون بوته ها آروم گلارو بو میکرد.
حس میکنم از وجودم زندگی عبور کرد؛ تو بند بند بودنم خورشید طلوع کرد. تو دشت طلایی پروانه ها یه دختر؛ میون بوته ها آروم گلارو بو میکرد.