ru
Feedback
‌𝗆𝖺𝗋𝗃𝗈𝗋𝗂𝖾 ‌‌‌ ‌: ‌ ‌فـیـکـشـن

‌𝗆𝖺𝗋𝗃𝗈𝗋𝗂𝖾 ‌‌‌ ‌: ‌ ‌فـیـکـشـن

Открыть в Telegram

بـات چـنـل ‌ ‌ : ‌ @Aphrro1_bot لـیـنک ناشـناس ‌: ‌ http://t.me/HidenChat_Bot?start=6772585637

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
393
Подписчики
-124 часа
-557 дней
-5530 день
Архив постов
Repost from N/a
«بین... بیا دیگه همو نبینیم.»
کلمات بی‌رحمانه‌ای بودن، می‌دونم. احتمالاً هیچ‌وقت توقع شنیدنشون رو از من نداشتی. حق هم داری، خودم هم نمی‌دونستم ممکنه یک روزی به اینجا برسم. با اینکه تمام تلاشم رو کردم، اما نتونستم به قولم عمل کنم؛ درست همون‌طور که تو نتونستی. احتمالاً تا ابد شرمندهٔ دلت باشم، بین. من می‌خواستم که با دلت همراه بشم. می‌خواستم همون‌طور که تو بهم نگاه می‌کنی، به خودمون نگاه کنم. اما نتونستم. زندگی جالبه، نه؟ روز اول من کسی بودم که تو تنهاییت بهت ملحق شد، ستاره راهنمای شبت و خونه‌ای شد که مطمئن می‌شه همیشه توش گرم می‌مونی. اما حالا اوضاع فرق کرده. نه تو اون آدم سابقی و نه من. هر روزی که می‌گذره، انگار همه‌چیز فقط بد و بدتر می‌شه؛ جوری که دیگه نمی‌تونیم کنترلشون کنیم. دیگه مثل قبل توانی ندارم برای به هم پینه زدن تکه‌های قلب شکسته‌ات. انقدر توی این مدت خسته و فرتوت شدم که دیگه قوایی برام نمونده. نمی‌تونم جای هر دومون قدم بردارم، در حالی که نیاز دارم یک نفر اول به خودم کمک کنه. رفتنم به قصد آزار نیست؛ توی قلبم عزیزی و نمی‌تونم ببینم که چطور هر روز داری آب می‌شی. خوب می‌شناسمت و شاید بهتر از هر کسی توی این دنیا، اما خودم رو هم خیلی خوب می‌شناسم. موندنم فقط بیشتر خردت می‌کنه و رفتنم تا یه مدت طولانی همه‌چیز رو به هم می‌ریزه. شک حسیه که همیشه گوشهٔ ذهن تو لونه کرده. اما من رو قولی که شبِ مهتاب بهم دادی حساب کردم. همون قولی که توی اون شب نحس، سعی داشتی بهم اطمینان بدی که زنده می‌مونی، هر اتفاقی هم که بیوفته. و خب هر کسی ندونه، من خوب می‌دونم چطور به قولات عمل می‌کنی؛ حتی اگه مرز بین نفسات به موی باریکی بند باشه، هم باز به قولات عمل می‌کنی. چون هیچ‌کس تا حالا تو زندگیت، به قولایی که بهت داده عمل نکرده؛ حتی من. بهت نمی‌گم منتظرم بمون؛ تو از انتظار بیشتر از هر چیز دیگه‌ای نفرت داری. ولی من برمی‌گردم. توی یک روزی که مِه شهر رو فرا گرفته و نور ستاره‌ها به زمین نمی‌رسه. من به خودمون و حسمون برمی‌گردم. نمی‌دونم تا اون موقع چه بلایی سر جفتمون اومده، نمی‌دونم چه چیزهایی رو ممکنه از سر بگذرونیم. ولی من برمی‌گردم و مطمئن می‌شم این‌بار به قولی که بهت دادم عمل کنم. متأسفم بینی، دوستت دارم، و باز هم، متأسفم.

Repost from N/a
⌁ 𝐈 𝐭𝐨𝐨𝐤 𝐲𝐨𝐮 𝐨𝐮𝐭 𝐨𝐟 𝐦𝐲 𝐞𝐱𝐢𝐬𝐭𝐞𝐧𝐜𝐞, 𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐭𝐨 𝐜𝐫𝐚𝐰𝐥 𝐛𝐚𝐜𝐤 𝐢𝐧𝐭𝐨 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐚𝐫𝐦𝐬; ⤾ ◯ 𝐊𝐧𝐨𝐰𝐢𝐧𝐠 𝐡𝐨𝐰 𝐦𝐮𝐜𝐡 𝐢𝐭 𝐰𝐨𝐮𝐥𝐝 𝐭𝐚𝐤𝐞 𝐚𝐰𝐚𝐲.

Repost from N/a
٫٫ آخرین سطرِ نویسنده، آغازِ سرنوشتی ناگفته
٫٫ آخرین سطرِ نویسنده، آغازِ سرنوشتی ناگفته

  echo room 🎥ˊnaked bibi            orchid flame : track 23

‌ 𝗂𝗇𝗌𝗂𝖽𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝗃𝗂𝗌𝖼𝗅𝗎𝖻 𝖼𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾 𝗁𝖺𝗇𝗃𝗂 '𝗌 ﹙ 🧉 ﹚ 𝗌𝗁𝗂𝗇𝖾 ‌ ‌

‌ 𝗂𝗇𝗌𝗂𝖽𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝗃𝗂𝗌𝖼𝗅𝗎𝖻 𝖼𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾 𝗁𝖺𝗇𝗃𝗂 '𝗌 ﹙ 🪉 ﹚ 𝗌𝗁𝗂𝗇𝖾 ‌ ‌

 ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ @Hyunipaack 's ‌here﹗ ‌ ‌. 🎬  ᰵᰵ link  .  bebe don't taste me

 ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ @Hyunipaack 's ‌here﹗ ‌ ‌. 🖲️  ᰵᰵ link  .  bebe don't taste me