𝐎 𝐛 𝐬 𝐜 𝐮 𝐫 𝐚
Открыть в Telegram
1 773
Подписчики
-124 часа
+107 дней
+43730 дней
Архив постов
1 774
Atmospheric Black Metal2:38
در میان گلهای پوسیده، مرگ آرام ریشه میدواند؛ هرچه لمس میکنم، فرو میریزد، و از خاکسترش، گل دیگری میشکفد. من در آغوش زوال بیدار میشوم، و جهان، زیر پایم رنگ میبازد@eternaldistortion
1 774
نقاشی را میتوان تصویری نمادین از زوال یک جهان قدیمی و ظهور جهانی تازه دانست.
این نقاشی روایتی خیالپردازانه از داستان Saint Telemachus راهبی مسیحی در اواخر قرن چهارم میلادی، است. طبق روایت، تلمک وارد کولوسئوم شد تا مبارزهٔ خونین گلادیاتورها را متوقف کند، اما به دست جمعیت خشمگین کشته شد؛ روایتی که بعدها نمادی از پایان مبارزات گلادیاتوری شد. در مرکز اثر، تلمک با صلیبی در دست دیده میشود و نوری درخشان از آن میتابد؛ در حالی که ارواح و پیکرههایی سفیدرنگ در اطراف او ظاهر شدهاند و گلادیاتورها در تاریکی میگریزند. ماه کامل، خفاشها و ویرانههای کولوسئوم فضای رؤیایی و وهمآلودی ایجاد کردهاند اثر تقابل خشونت و ایمان، مرگ و رستگاری را نشان میدهد. نور صلیب در برابر تاریکی کولوسئوم، نمادی از غلبهٔ معنویت بر خشونت و پایان یک دوران خونین است
عنوان: La visione del Colosseo «چشمانداز/رؤیای کولوسئوم» هنرمند: José Benlliure y Gil سال: ۱۸۸۵ تکنیک: رنگ روغن روی بوم سبک: نقاشی تاریخی ـ مذهبی با عناصر خیالپردازانه محل نگهداری: موزهٔ هنرهای زیبای والنسیا@eternaldistortion
1 774
Gothic metal
Every whisper Of every waking hour I'm choosing my confessions Trying to keep an eye on you Like a hurt lost and blinded fool@eternaldistortion
1 774
در تصویر، زنی جوان روی چمن دراز کشیده و صورتش را با دست پوشانده و در کنارش مردی در حال نواختن ویولن است. هر دو چنان در موسیقی غرق شدهاند که گویی از دنیای اطراف خود جدا شدهاند. مفهوم اثر بیشتر به تأثیر شدید موسیقی بر احساسات و فرو رفتن در یک رؤیای درونی مربوط است. عنوان Spasmo میتواند به شدت و تنش عاطفی این لحظه اشاره کند؛ حالتی میان لذت، اندوه، خلسه و بیقراری. این نوع پرداخت به رؤیا و تجربهٔ درونی، از ویژگیهای مهم نمادگرایی (Symbolism) در آن دوره بود.
نکته: نوازندهٔ ویولن در اثر، مجسمهسازی به نام Prassitele Barzaghi بود که از دوستان آلچاتی محسوب میشد.
عنوان: Spasmo یا Spasimo هنرمند: Antonio Ambrogio Alciati تاریخ: ۱۹۰۷ تکنیک: رنگ روغن روی بوم سبک: نمادگرایی (Symbolism) موضوع: زن جوان، نوازندهٔ ویولن و تجربهٔ رؤیایی موسیقی@eternaldistortion
1 774
Progressive Death Metal5:35 7:47
خوابیست که در آن زندگی میکنم، و زندگیای که تنها رؤیایش را میبینم. پایانیست که چشم به راهش نشسته ام و خانهای که آرامآرام ترک میکنم. محو میشوم، در حسرت خوابی عمیق؛ اکنون که شب نزدیکتر است، راه را نشانم بده.@eternaldistortion
1 774
Progressive Death Metal5:35 7:47
خوابیست که در آن زندگی میکنم، و زندگیای که تنها رؤیایش را میبینم. پایانیست که چشم به راهش نشسته ام و خانهای که آرامآرام ترک میکنم. محو میشوم، در حسرت خوابی عمیق؛ اکنون که شب نزدیکتر است، راه را نشانم بده.@eternaldistortion
1 774
این نقاشی لحظهای پس از سقوط و مرگ ایکاروس را از اسطورهٔ یونان نشان میدهد. ایکاروس و پدرش، دایدالوس، برای فرار از کرت بالهایی از پر و موم ساختند. دایدالوس به او هشدار داد بیش از حد به خورشید نزدیک نشود، اما ایکاروس از روی غرور و هیجان بالاتر رفت؛ گرمای خورشید موم بالها را ذوب کرد و او سقوط کرد و جان باخت. در نقاشی، پیکر بیجان او روی صخرهها قرار گرفته و سه پری دریایی در اطرافش برای او سوگواری میکنند. اثر دربارهٔ غرور،سرکشی و بهای سنگین زیادهروی است؛ ایکاروس نماد انسانی است که برای رسیدن به چیزی فراتر از توانش، هشدارها را نادیده میگیرد و در نهایت سقوط میکند. در عین حال، فضای آرام و اندوهناک اثر روی مرگ، زودگذری جوانی و زیبایی ویرانشده تأکید دارد پوست برنزهٔ ایکاروس نیز اشارهای به نزدیک شدن او به خورشید دارد و نور غروب بر گذرا بودن زمان تأکید میکند
نام: The Lament for Icarus هنرمند: Herbert James Draper سال: ۱۸۹۸ تکنیک: رنگ روغن روی بوم سبک: نقاشی اسطورهایِ ویکتوریایی، با تأثیراتی از نئوکلاسیسیسم محل نگهداری: Tate، لندن نکته: اثر در نمایشگاه جهانی پاریس در سال ۱۹۰۰ مدال طلا گرفت@eternaldistortion
1 774
Suggested🎶
Progressive Rock4:54
در گوشهای کنار پنجرهام عکسی تنها آویخته است... بیهیچ توضیحی، هرگز خاطرهای را که میتوانست مرا بازدارد، به یاد نمیآوردم.@eternaldistortion
1 774
این نقاشی زندگی تلخ طبقهٔ فقیر جامعه را در لحظهای سرنوشتساز به تصویر میکشد. خانوادهای کارگر در خانهای که گرفتار آتش شده است، برای نجات جان خود تلاش میکنند. مادر با وحشت شعلههایی را میبیند که به اتاق نزدیک میشوند، دختر کوچک به او پناه آورده، پسر خانواده با عجله وسایل اندکشان را جمع میکند و نوزاد، بیخبر از این فاجعه، همچنان در خواب است. در پسزمینه نیز پدر از پنجره برای کمک فریاد میزند، اما دیگر دیر شده است. این نقاشی لحظهای را به تصویر میکشد که اضطراب و درماندگی شخصیتها به اوج خود رسیده است. آنتینیا با نمایش چهرههای آکنده از وحشت و نور سرخ شعلهها، بیننده را در دل این تراژدی قرار میدهد و حس همدردی او را با قربانیان برمیانگیزد.
The Fire (L'Incendie) هنرمند: الکساندر آنتینیا سال خلق: ۱۸۵۰–۱۸۵۱ سبک: رئالیسم (Realism) تکنیک: رنگ روغن روی بوم محل نگهداری: موزه هنرهای زیبای اورلئان، فرانسه@eternaldistortion
1 774
Suggested🎶
Progressive Metal
we need to cry Even if we try We can't live forever I gave you my shards of sky But we can barely see the reflection We'll just live to see theessence die@eternaldistortion
1 774
این اثر صحنهای از انقلاب ژوئیهٔ ۱۸۳۰ فرانسه است؛ قیامی سهروزه که مردم پاریس علیه شارل دهم شورش کردند و او را از سلطنت برکنار کردند. دولاکروا این رویداد را به نمادی از مبارزه، فداکاری و آزادی تبدیل کرد. در مرکز، زنی نیمهبرهنه با کلاه فریژی، نماد آزادی، از روی سنگر و اجساد عبور میکند؛ در یک دست پرچم سهرنگ فرانسه و در دست دیگر تفنگ سرنیزهدار دارد. پشت سر او مردم از طبقات مختلف، از کارگر و بورژوا تا مبارزان و نوجوانان، متحد شدهاند. پسری با دو تپانچه نیز نماد حضور جوانان در انقلاب است و اغلب او را الهامبخش احتمالی گاوروش در بینوایان میدانند. اجساد پایین تابلو بهای خونین آزادی را نشان میدهند و نوتردام و پرچم فرانسه در پسزمینه، پیروزی و امید انقلاب را برجسته میکنند.
عنوان: La Liberté guidant le peuple سال خلق: ۱۸۳۰ سبک: رمانتیسم تکنیک: رنگروغن روی بوم محل نگهداری: موزه لوور، پاریس@eternaldistortion
1 774
Cover
Industrial Metal Hard rock
Buddy, you're an old man, poor man Pleading with your eyes, gonna make you some peace someday You got mud on your face, big disgrace Somebody better put you back into your place@eternaldistortion
1 774
Repost from Me and music against the world.
Lili, you know there's still a place for people like us
The same blood runs in every hand.
Piano Rock | Indie Pop🌫🫧 BestPlaylist
1 774
این نقاشی روایت سیل نوح از کتاب پیدایش را به تصویر میکشد؛ اما فراتر از یک روایت مذهبی، درماندگی انسان و دیگر موجودات در برابر نیروی ویرانگر طبیعت را نشان میدهد. سیل همهچیز را در خود فرو میبرد و انسانها و حیوانات، در آخرین تلاش برای زنده ماندن، به تکهای کوچک از خشکی پناه آوردهاند. تراکم پیکرهها، باران شدید و فضای تاریک اثر، حس ترس، آشفتگی و نزدیک شدن به نابودی را القا میکند. در اینجا طبیعت نیرویی عظیم و بیرحم است و انسان، با وجود تمام تلاشش، در برابر آن تقریباً ناتوان به نظر میرسد. بنابراین، سیل در این اثر تنها یک واقعهٔ مذهبی نیست، بلکه تأملی دربارهٔ ناتوانی انسان در برابر عظمت طبیعت و شکنندگی زندگی است
نکته جالب: ترکیببندی اثر یادآور «کلک مدوسا» اثر تئودور ژریکو است؛ گروهی از انسانهای درمانده که برای بقا به یکدیگر و تکهای از خشکی پناه بردهاند.
عنوان: سیل / the Flood هنرمند: لئون-فرانسوا کُمر سال: ۱۹۱۱ تکنیک: رنگروغن روی بوم موضوع: روایت سیل نوح از کتاب پیدایش محل نگهداری: موزه هنرهای نانت، فرانسه@eternaldistortion
1 774
Suggested🎶
Clean vocal
Dsbm
Forest, I miss you Forest I need you Forest I wanna live inside of you@eternaldistortion
1 774
این نقاشی اثر وویچیخ پیخوفسکی است و در سال ۱۸۹۰ خلق شده است. منابع موجود آن را اثری نمادین و طنزآمیز دربارهٔ فشار و قضاوت منتقدان هنری معرفی میکنند در مرکز اثر، نقاشی نشسته و مشغول خلق اثری هنری است؛ اما اطراف او را موجودات بالدار و تیرهای احاطه کردهاند، درحالیکه موجودی کوچک در گوشهٔ بالا و تارهای عنکبوت نیز دیده میشود. این موجودات را میتوان نمادی از منتقدان و نگاه سنگین جامعهٔ هنری دانست؛ انگار هنرمند هنگام خلق اثر، زیر هجوم قضاوتها و انتقادها گرفتار شده است. تار عنکبوت نیز میتواند حس گرفتاری و ناتوانی در رهایی از این فشار را تقویت کند. در مجموع، اثر با لحنی طنزآمیز نشان میدهد که نقد هنری، اگر افراطی شود، میتواند آزادی و خلاقیت هنرمند را خفه کند.
عنوان: A Satire on the Criticism of Witkiewicz هنرمند: وویچیخ پیخوفسکی (Wojciech Piechowski) سال: ۱۸۹۰ تکنیک: رنگروغن روی بوم سبک: نمادگرایانه و طنزآمیز موضوع اصلی: تقابل هنرمند و منتقدان و تأثیر قضاوت بیرونی بر آزادی هنری.@eternaldistortion
1 774
Suggested🎶
Alternative Rock Acoustic Rock
اینجا بمان، عزیزم، و از این شراب بنوش؛ موسیقی در قلبهای ما جاریست، اما شیطان در گوشهای از وجود من خانه کرده، و هنرِ او جز تاریکی، رنگی نمیشناسد.@eternaldistortion
1 774
در نقاشی، پزشکی را میبینیم که بر سر جسد زنی جوان در حال انجام کالبدشکافی است. او قلب زن را از بدن خارج کرده و در دست گرفته؛ صحنهای که مرز میان علم، مرگ و کنجکاوی انسان دربارهٔ راز زندگی را به تصویر میکشد. سیمونت هنگام تحصیل در رم، برای مطالعهٔ این اثر چندین بار به بیمارستان رفت و حتی پیش از پایان کار، از جسد مدل برای مشاهده و طراحی استفاده کرد. او در نامهای به پدرش توضیح داده بود که موضوع اثر، کالبدشکافی قلب است. اثر بعدها با عنوان مشهور «و قلب داشت!» (¡Y tenía corazón!) نیز شناخته شد؛ عنوانی که بر تضاد میان ظاهر بیجان جسد و قلبی که زمانی نشانهٔ زندگی بوده تأکید می کند
کالبدشکافی» — An Autopsy هنرمند: اِنریکه سیمونت (Enrique Simonet) سال: ۱۸۹۰ تکنیک: رنگروغن روی بوم محل نگهداری: مجموعهٔ موزهٔ پرادو؛ اثر در موزهٔ مالاگا به امانت نگهداری میشود@eternaldistortion
1 774
Progressive Metal5:05
The circle is ending I'm done pretending Hopeful, undistilled Intention unfulfilled Destroyed to justify To wake up and to die My quiet ruin!@eternaldistortion
