255
Подписчики
-224 часа
-67 дней
-1330 дней
Архив постов
255
بعد پاشذیم رفتیم
یه. میدونی تو نارمک ساعت ۱ شب
بردیا زنک زد ۲ تا دختر اومدن
بردیا گفت برو تو کارش
کارو دز بیار الان حالت خوب میشه
من نیم ساعت فقط داشتم نگاش میکردم میگفتم تو دلم مادرجنده
