ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸ ᴅᴇᴀᴅ:ᴀʟɪᴠᴇ
Открыть в Telegram
ᅠ 𑊩 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾, 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝗆𝗒 𝗁𝖺𝗇𝖽 ⭒ ᯤ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ،، t.me/BPlanetTeam 𐙚 ᅠᅠ ꒰ t.me/zb1and2blebot ꒱
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
397
Подписчики
+124 часа
+57 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
🌹” دوست داری طرفدارات چطور تورو به یاد بیارن؟
🐹” فکر کنم دوست دارم بهعنوان کسی به یاد آورده بشم که وقتی بهم فکر میکنن، بیشتر هر چیز میدرخشه. البته درخشیدن روی استیج یک چیزه، اما فکر کنم خیلی خوب میشه اگه طرفدارها من رو کسی بدونن که اونقدر میدرخشه که با خودشون بگن "ما داریم توی این زندگی، این جوونیِ درخشان رو باهم سپری میکنیم"
🌹” لطفا فقط یک دلیل بهم بده که چرا نمیتونم بیشتر از قبل عاشق هانبین نشم
🐹” اگه رشد کردن من رو روزبهروز ببینی، دیگه واقعا نیازی به دلیل نداری، مگه نه؟ حالا که کیکان، پروموشنهامون توی ژاپن و اینکه چطور داریم برای نیمهی دوم سال آماده میشیم رو دیدی، بهجای اینکه یک دلیل برای بیشتر عاشق شدنم بهت بدم، اگه بخوام دلیلی بدم که چرا باید حتی یک روز زودتر دوستم داشته باشین... وقتی چیزهایی که داریم براشون آماده میشیم رو ببینین، قطعا با خودتون میگین "چه خوب که طرفدارش شدم" میتونم اینو تضمین کنم و واقعا بهش اطمینان دارم، پس دوست دارم با همین ذهنیت کنارمون بمونین. مگه اینکه حتی یک روز زودتر عاشق سونگ هانبین بشی، برای خودت یک بردِ کامل نیست؟
🌹” مهمترین چیز توی مسیر رسیدن به رویاهات چیه؟
🐹” فکر کنم باید بگم تعیین کردن یک هدف مشخص و تلاش مداوم، حتی وقتی نمیتونی نتیجهی فوریِ تلاشهات رو جلوی چشمت ببینی. اگه صداقتت رو منتقل کنی، حتی اگه نتیجه بلافاصله دیده نشه، اتفاقات خوب کمکم روی هم جمع میشن. پس اینکه اون هدف رو تعیین کنی و قدمبهقدم به سمتش حرکت کنی، برای من، بهعنوان سونگ هانبینِ ۲۶ ساله، مهمترین چیز توی دنبال کردن یک رویاست!
🌹” چه جملهای از طرفدارها بیشتر از همه و برای مدت طولانی توی ذهنت مونده؟
🐹” "هانبینا، به لطف تو، صبحها و شبهام کاملا پر شده"... من فقط میخواستم زندگی روزمرهمون رو باهاتون به اشتراک بذارم و بهتون نزدیکتر بشم. حالا که ۲،۳ ساله هر روز این کار رو انجام میدم و صبحبخیر و شببخیر میگم، اینکه میشنوم این کار باعث میشه طرفدارها هر صبح و شب انرژی بگیرن، واقعا باعث افتخار و آرامشم میشه. برای همین، این جمله بیشتر از همه توی ذهنم موند..
🦊” خیلی خیلی ممنونم که همیشه از ما حمایت میکنین و اینقدر زیاد دوستمون دارین. شماها واقعا بهترینین. میدونین، مدت زیادیه که با هم هستیم. بهزودی... آه، نه، نه به این زودی، ولی برای سه ساله که کنار همیم. واقعا ازتون خیلی خیلی ممنونم که تا آخرش کنارمون میمونین. ماهم بیشتر تلاش میکنیم و برای اینکه بتونین جنبههای مختلف بیشتری از مارو ببینین، میخوایم برای مدت خیلی خیلی طولانی به این کار ادامه بدیم. دوستون دارم~ خوب استراحت کنین! منم سخت تلاش میکنم و دوستون دارم ♡ اگه هنوز چیزی نخوردین، حتما یک چیزی بخورین! من دیگه میرم، بایبای.. سارانگهه~ سارانگهه!! بایبای~
🦊” شماها هم... چی بود؟ میدونم که دوست دارین من بیشتر بیام پلاسچت و باهاتون حرف بزنم، البته. این روزها بیشتر میام. آه... درمورد اینکه باید بیشتر سلفی بگیرم هم، آره، باید بیشتر بگیرم. فقط! یک چیزی که میخوام بگم اینه که امیدوارم با همدیگه دعوا نکنین. گاهی پیش میاد که من فقط بعضی وقتها آنلاین میشم و این به این معنی نیست که بهتون فکر نمیکنم. فقط واقعا.. بعضی وقتها خودمم خیلی خستهام. دلم میخواد جنبههای خوب خودم رو هم بهتون نشون بدم و... نمیدونم. شماها هم... خودمم دقیقا نمیدونم، ولی امیدوارم با هم خوب کنار بیاین.. یک چیز دیگه هم بود که میخواستم بگم. شاید من همیشه وسط حرفهام فقط همون حرفهای تکراری رو بزنم، مثلا صبحها بگم "صبح بخیر" و شبها "شب بخیر"، ولی راستش خودمم نمیدونم دیگه درمورد چی باید حرف بزنم. پس سعی میکنم بیشتر فکر کنم و چیزای دیگهای هم بگم. ㅎㅎ خیلی ممنونم که درکم میکنین. چون منم گاهی اوقات دوران سختی دارم. راستش الان چیز زیادی منتشر نمیشه و خودمم بهخوبی از این موضوع خبر دارم. میدونم، ولی... کانتنتها منتشر نمیشن. این به این معنی نیست که ما کاری نمیکنیم؛ داریم آماده میشیم. ممنونم که همهتون درکم میکنین. خیلی به این موضوع فکر میکردم و با خودم میگفتم اصلا باید درموردش حرف بزنم یا نه. ولی فکر کنم بهتره اینطوری باهم حرف بزنیم، مگه نه؟ آره. من دارم برای پروموشنهای ژاپنمون سخت تلاش میکنم و سعی میکنم همهچیز رو هم به بهترین شکل تموم کنم. واقعا خیلی ممنونم که همیشه حرفهای قشنگی بهم میزنین. جدی میگم، باعث میشه حالم بهتر بشه. اصلا قصد نداشتم درمورد چیزایی مثل این حرف بزنم، ولی حالا که گفتمشون، واقعا ازتون ممنونم. خیلی ممنون که با دقت به حرفهام گوش دادین. خودمم نمیدونم دیگه چی باید بگم... هوم. وقتی شماها روزهای سختی دارین، منو دارین و وقتی من روزهای سختی دارم، واقعا ممنونم که شماهارو دارم. امیدوارم بتونیم بهخوبی مراقب همدیگه باشیم. باید یک چیزی بگم، ولی دیگه نمیدونم چی بگم... هوم، هه. دلم میخواد یکم بیشتر لایو بمونم، ولی نمیدونم دیگه درمورد چی حرف بزنم که ادامهش بدم. اوه... همتون موفق باشین! 🫶🏻
— چند وقت پیش یکسری از فنا به متیو میگفتن که "به فنها اهمیت نمیده و کار نمیکنه و توی پلاسچت فعالیتی نداره و فقط صبح بخیر و شب بخیر میگه و ..." و متیو هم توی لایوش در مورد این قضیه صحبت کرده بود :)))
🦊” آه! قسمت بعدیِ هیبایتیو، آخرین قسمت فصل اوله. زود گذشت، مگه نه؟ کلی چیز هست که قبل از رفتنم به لسآنجلس فیلم گرفتم و هنوز قراره کمکم منتشر بشن. اممم آره، فکر کنم خیلی جالب باشه. واقعا خیلی خوش میگذره و خودم هم میخوام بیشتر انجامش بدم، جدی میگم. واقعا خیلی سرگرمکنندهست.
🌹” فصل دوم، لتس گو!
🦊” آه، دقیقا حرف خودمه~ منم میخوام فصل دوم داشته باشیم! فصل دوم، لتس گو~
🦊” یکسری چیزای دیگه هم هست، آره، کلی چیز متفاوت دیگه هم هست، ولی چیزاییه که نمیتونم درموردشون حرف بزنم. واقعا خیلی چیزها هست که بابتشون هیجانزدهام، ولی دارم خودمو نگه میدارم که چیزی لو ندم 🤭
— متیو گفت میدونه که ما مدل موی کوتاهش رو دوست داریم، ولی میخواد تنها چیزی که خودش درمورد موهای کوتاهش دوست نداره رو هم بهمون بگه 😭
🦊” وقتی موهام رو حالت نمیدم، همه میگن خیلی شبیه شاهبلوط میشم. خیلی خندهداره، ولی حتی کلاهی هم ندارم که بذارم سرم. البته حتی اگه کلاه هم بذارم، باز شبیه شاهبلوط میشم. ولی! وقتی با این موی کوتاه صورتم هم پف کرده باشه، دیگه کار تمومه. انگار یک کلاه ایمنی روی سرم گذاشتم و صورتم هم اینطوری میشه *صدای بامزه درمیاره* خیلی خندهداره. وقتی خودمو این شکلی میبینم، واقعا برام بامزهست. پس این یک نقطهضعف موی کوتاه برای منه. اگه موهام بلند باشه، حداقل میتونم یک قسمتهایی از صورت پفکردهم رو با موهام بپوشونم. ولی وقتی موهام کوتاهه، باید بیشتر حواسم به وضعیت و حالت صورتم باشه!
— یکی از زیرز ها ازش tmi خواست و گفت این همیشه سختترین سواله، چون نمیتونه به چیز خاصی فکر کنه که بگه 😂
🦊” یک tmi بامزه اینه که... چی بود؟ اوم... فکر کنم پریروز بود؟ وقتی رفتیم کارتهای پوکمون بخریم، تهره این اواخر بهشون علاقهمند شده و مدام ازم میپرسید "این چطوره؟ این یکی چی؟" و منم هی تایید میکردم و جواب میدادم و حالا من شدم معلم تهره~ فکر میکنم خیلی بامزهست، خیلی هم خوش میگذره! اینکه میتونم درمورد اینجور چیزها با تهره حرف بزنم خیلی خوبه، واقعا. بعدش تهره گفت "وقتی بعدا برگشتیم خونه، همهی چیزایی که داری رو بهم نشون بده!" منم با خودم گفتم "اوه! بالاخره دوران من از راه رسید~" خیلی خوش گذشت و اینم یک tmi دیگه بود~
متیو گفت که میدونه اکانت اینستاگرام شخصیش کی قراره باز بشه، ولی نمیتونه بهمون بگه 👀
— متیو گفت شف ادوارد لی فوقالعاده بوده و در کنارش خیلی احساس راحتی میکرده. همچنین گفت اگه فرصت داشته باشه، دوست داره یک وعده غذا باهم بخورن و یک گفتوگوی عمیق و مفصل داشته باشن 🥹
— درمورد چالشی که متپارکز با عمو گرفته بودن صحبت کرد..
🦊” اوه، اون چالش با تئو رو میگین؟ آره، اون واقعا عالی بود. اومد... راستش یادم نیست از کجا اومده بود، ولی گفت که تمام راه رو با هواپیما تا لسآنجلس اومده، فقط برای اینکه این چالش رو با ما فیلم بگیره. برای همین واقعا برامون یک افتخار بزرگ بود. خیلی خوب بود. خیلی خونسرد و راحت بود، خیلی هم خوش گذشت و... کلی هم فرصت پیدا کرد که به موسیقیهای مختلف گوش بده. آره~
— متیو گفت که ما هی ازش میخوایم چالش اسپایدرمن رو انجام بده و خودشم دوست داره انجامش بده، ولی سقفِ هرجایی که میرن خیلی بلنده و حتی وقتی روی صندلی هم میایسته، باز بهش نمیرسه.. پس اصلا جایی پیدا نمیکنه که بتونه این چالش رو بگیره... 😭
