𝑅𝑜𝑜𝓂 3:13
Открыть в Telegram
مهمونی چایی و چایی پر رنگ لطفا.)) به سمت چای می روم اگر در مسیر کسی به من لبخند زد، دو لیوان چای می ریزم.)) جهت غیب: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8135912478 جواب چالشا @Challengeresponse0_0
БольшеИран182 548Категория не указана
465
Подписчики
-524 часа
-37 дней
+230 дней
Архив постов
465
دیدی میگن هرچیزی حکمتی داره؟ این نشد بهترش میشه فدای سرت گل ناراحت نباش یه چایی بخور بشوره ببره)))
465
خب میدونی چیه
امروز با کراشم تو جنگل بودم
بعد چند سال خواستم اعتراف کنم
گوشیش دستم بود
یهو یه نوتیف اومد
نگاه کردم دیدم اسم یه پسره، نوشته بود عشقم چطوری؟...)))))
465
بذارید براتون تعریف کنم چند سال پیش تو مدرسه تو حیاطمون رندوم سنگ پرت میکردم یکی از این سنگا مستقیم خورد تو چشم یکی از بچه هامون طرف درجا غش کرد بیضه کردم به معنای واقعی کلمه خودم از دختره بیشتر گریه کردم 😭😭😭
465
نامه ای به ده سال دیگه🌟🌟
سلام... ام... نمیدونم چطور شروع کنم؟خب، احتمالا ده سال دیگه این نامه رو قراره بخونی. خود آیندهام، بذار اول چند تا سؤال بپرسم: حالت چطوره؟ خوب میخوابی؟ غذای مورد علاقهات رو یاد گرفتی درست کنی؟ هنوزم اون آهنگه رو گوش میدی؟خب... امیدوارم آدمایی که الان فکر میکنم قراره تا آخرش کنارم بمونن، هنوز کنارم باشن؛ ولی اگه نبودن، امیدوارم خودتو بابتش سرزنش نکرده باشی. فقط قرار بوده یه جایی از داستانت حضور داشته باشن، فقط برای پر کردن تیکههای خالی صفحه. راستی، هنوزم عروسکای کوچیک و ساده رو دوست داری؟ کلکسیون عروسکات رو داری؟ راستش تو اصلاً شبیه کسی نیستی که میخواستم بهش تبدیل بشم، ولی من دوست دارم یعنی خودمو دوست دارم؟ احتمالاً نه، ولی تو دوست داری. تو تغییر کردی، شایدم بهش داری تظاهر میکنی..دیگه شبا گریه نمیکنی؟ آمارت رو دارما! جمله همیشگیمون چی بود؟ (هرچی که شد، گربهها دوستمون دارن؛ همین کافیه.) انقدر کافئین مصرف نکن، زیر چشمات زیادی شبیه تریاکیها شده. احتمالاً اونی که عاشقت شده، چشماتو میبوسه و ادعا داره که هلال ماه سایه انداخته روی چشمات خب، بهش باور کن اون کاملاً درست میگه. بیحوصلهتر شدی، چرا کتابایی که قرار بود بعداً بخونی رو هنوز نخوندی؟ تو عشقم شکست خوردی؟ فدای سرت گربه هارو فراموش نکن مهم نیست چقدر عوض شدی، فقط امیدوارم هنوز برای چیزهای کوچیک ذوق کنی؛ برای یه گربه که اتفاقی از کنارت رد میشه، برای بوی یه کتاب نو، برای آهنگی که یهدفعه وسط روز حالت رو خوب میکنه. و اگر هیچکدوم اینا دیگه خوشحالت نمیکنه... خب، من از ده سال قبل رسماً بهت دستور میدم یه گربه پیدا کنی شاید مشکل فقط کمبود گربه باشه بهشون عشق بده مفت و مجانی میو میو میکنن برات آره آره لبخند بزن لبخندات خیلی خوشگله.اگر الان خیلی جدی و بالغانه نشستی و این نامه رو میخونی، لطفاً بدون که من (سن خودت) ساله هنوز فکر میکنم بعضی مشکلات زندگی با گربه، خواب و یک عالمه خوراکی حل میشن. پس لطفاً الکی فاز برت ندارههااا! تو تهش دورتر هم بری، قد و هیکلت همون گوگولیمگولیای هستی که بین پیشیا میومیو میکنی.احتمال اینکه الان تو تیمارستانی رو هم دادم خب خوشحال باش، لباس فرم اونجا رنگ مورد علاقته ولی فعلاً من اینجا دارم بقیه آدمای سالمو روانی میکنم؛ بالاخره کار ماعه دیگه. الان که دارم این نامه رو مینویسم، یه تیکه از کتابی که میخونم خیلی ذهنم رو درگیر کرده دربارهی آدمی نوشته بود که دوست داشتنش انقدر آدم رو پر میکنه که دیگه جایی برای هیچکس دیگری نمیمونه. نمیدونم چرا، ولی وقتی خوندمش یاد توی آینده افتادم.خب، فکر کنم زیاد حرف زدم. میدونم از متنهای طولانی خوشت نمیاد، پس کوتاهش میکنم.یادت نره بهت افتخار میکنم، بچه. حالا باسن مبارکتو جمع کن و به زندگیت برس، دیگه پیر شدیها!دوستت دارم، خود آینده. مراقب خودت و پیشیا باش و فراموشم نکن.
