ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

MIND CHAT

MIND CHAT

Открыть в Telegram

یک پزشک که دوست داشت کفاش باشد 👞 محتوای غیرِ پزشکی؛ با تاکید روی «غیر» رزیدنتِ رشته‌ی خیالی ❤️💍

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
404
Подписчики
Нет данных24 часа
-67 дней
+6530 дней
Архив постов
ولی هیچ شخصیت یا دستاوردی توی این دنیا دائما موندگار نیست؛ تا وقتی موندگاره که دائما با کارت های مختلف این رو اثبات کنی

ولی یه عده بخاطر گذشته‌ای که رونالدو داشته، کماکان اون رو شایسته حضور توی زمین می‌دونن؛ البته رونالدو هم دقیقا خودش همین نظر رو داره :]

مسی هنوز که هنوزه توی تیم آرژانتین تاثیرگذاره ولی رونالدو تقریبا تبدیل به یک بار اضافی برای تیم پرتغال شده

شما ببینید مسی و رونالدو در گذشته‌ای نزدیک هر دو اسطوره‌ی فوتبال دنیا بودن و الان تقریبا نسخه‌ی خیلی ضعیف‌تری از دوران اوجشون هستن و هر دو هم آخر کریر حرفه‌ای‌شون رو دارن میگذرونن

شما از رونالدو و نقد‌هایی که بهش میشه، چه درسی می‌گیرید؟!

بنظرم باید یک پویش راه بندازم که شما دانش‌آموزای قدیمیم بیاید یکم از خوبی هایی که داشتم هم تعریف کنید هی هر روز میاید میگید تو میومدی مارو قهوه‌ای میکردی دعوا میکردی و این حرفا 🤬 کافیه دیگه 🪚😂

‌ هر بار کانالتو میبینم دلم تنگ میشه برا روزایی که تر میزدی به سرتا پام هیچکی اندازه تو نتونسته تخریبم‌ کنه و من هیچی نگم😂😂

اول اینکه این دست‌خط با تمام بدیش، باز به نسبت خیلی از دست‌خط های پزشکا واقعا خوبه 👾😂 دوم اینکه این خط کاملا خوانا هست؛ درسته که بدخطه ولی تقریبا میشه گفت هیچ قسمت ناخوانایی برای یه پزشک یا پرستار دیگه نداره 🫪 سوم اینکه خودم قبول دارم بدخطه؛ این صفحه که مربوط به معاینه بیمار هست، برای این بیمار تقریبا اطلاعات مهم و خاصی نداشت و نوشته ها فرمالیته هستن و برای همین خیلی سریع و بدخط نوشتم؛ وگرنه اتفاقا من جز اون درصدی از پزشکا هستم که خط خوبی دارن (به نسبت سایرین) 😂😂😂

‌ سید این چه دست خطیههههه

امروز آخرین کشیک بخش عفونی رو رفتم و تقریبا میشه گفت آخرین کشیک من توی بیمارستان افضلی‌پور بود؛ بیمارستان خیلی جای عجیبیه؛ بی
+3
امروز آخرین کشیک بخش عفونی رو رفتم و تقریبا میشه گفت آخرین کشیک من توی بیمارستان افضلی‌پور بود؛ بیمارستان خیلی جای عجیبیه؛ بیمارستان حداقل به اندازه مدرسه به من آداب‌دانی و معاشرت و مدارا و صبر و جسارت یاد داد

امروز تبدیل به تستوسترون خالص شدم ۷ ساعت خالص داشتم کولر رو سرویس میکردم مثل یک مرد ایرانی اصیل مثل یک مرد خانواده مثل یک مرد فنی و آچار به دست کولر بهم گفت آخ دمت گرم منو دوباره به اوج برگردونی خونه رو از تابستون به زمستون بردم پ‌ن: فقط دو تا دست زخمی شد؛ شناور کولر خراب شد؛ پمپ کولر رو نزدیک بود از جا بکنم و ...

Видеосообщение00:13

اگر نوشته‌های من رو خوندید، ازتون خیلی ممنونم ♥️👾 اصلا دلیلِ وجود این کانال هم میل و علاقه‌ی زیاد من به خوانده شدن هست؛ وقتی می‌بینم یک نفر دست‌نوشته‌ی من رو میخونه ذوق میکنم 😂 دیگه ببخشید رک و راست گفتم 🫪💌

حالا من سه مورد از عواملی که از بیرون باعث تغییر دیدگاهم شد رو نوشتم توی یه فرصت دیگه، درمورد سیرِ درونی‌ای که توی این سال‌ها داشتم خواهم نوشت؛ اینکه زندگی از نگاه منِ ۲۰ساله چه شکلی بود و الان دارم با چه عینکی به زندگی نگاه می‌کنم پ‌ن: هر عامل بیرونی در نهایت باید به درونِ افکار تو نفوذ کنه تا دیدگاه‌های تورو تغییر بده پ‌ن۲: هر فرد می‌تونه با یک مسئله به سبک خودش برخورد کنه؛ سه موردی که نوستم صرفا تأثیرگذار بودند و باعث تغییر در نگاه شدند. این تغییر می‌تونه مثبت یا منفی بوده باشه؛ مثلا یک پیشامد منفی مثل اعتراضات و کشتار ۴۰۴، می‌تونه باعث شکوفاییِ افکار و دیدگاه‌های جدید به زندگی بشه که تحول‌آفرین باشه و می‌تونه هم آتیشِ درونت رو به سمت خاموشی ببره!

۳- ازدواج و تشکیل خانواده ازدواج و تبدیل شدن از پسر یا دختر به همسر، یک مسئولیت بزرگ و خیلی قشنگه؛ ماهیت ازدواج، مسئولیت‌پذیری و توجه هست. طبیعتاً وقتی تو ازدواج کردی، از حالا دغدغه‌ها و اولویت‌های جدیدی برای تو تعریف میشه (مخصوصاً در سال های اول ازدواج که تو هنوز پختگی و تجربه کافی رو نداری)؛ تمام این تغییراتِ حاد و یهویی در زندگی، باعث میشه که تو سهمی از تمرکز و توجهی که تا قبل از این تمامش فقط معطوف به خودت بود،‌ از حالا به بعد به همسرت و زندگیِ خانوادگیت اختصاص پیدا کنه

۲- موقعیت شغلی و تحصیلی: این رشته و محیط کاریِ خاصی که داره و استرس زیاد و تایم زیادی که از تو می‌گیره، می‌تونه یک عامل باشه برای اینکه جلوی رشد یا توسعه فردی تو رو در سایر ابعاد زندگی بگیره و در طول زمان، کم‌کم به خودت بیای و ببینی روی خیلی از اهداف و اولویت‌های چند سال قبل زندگیت غبار نشسته پ‌ن: اصلا منظورم این نیست که پزشک‌ها سطحی و تک‌بعدی هستن و و از توسعه‌ی فردی و عمق دادن به زندگیشون عاجز هستند؛ فقط دارم میگم که تحصیل توی این رشته میتونه باعث بشه که به مرور زمان کمتر مراقب زیاد و عمیق فکر کردن درمورد زندگیت باشی! ما پزشک‌های زیادی داریم که علاوه بر علم، روح و زندگی زیبایی هم دارند

توی شبی که دارم تا خرخره اورتینک میکنم، این پیام توت‌فرنگی روی کیک شد ولی خب اتفاقا بدمم نمیاد درموردش بنویسم! اگه اول بخوام مسائلی که از درون باعث تغییر توی من و این سیر درونی نشد ولی از بیرون روی من تاثیر زیادی گذاشت رو اسم ببرم؛ چند موردی میشه! ۱- ایران و ایرانی بودن: وضعیت اقتصادی افتضاح در اوج روزگار جوانیِ ما، از سر گذروندن دوتا جنگ در کمتر از یک سال و انتظار برای سومی، کشته شدن چند ده هزار هموطن توی سال‌های ۹۸ و ۴۰۱ و ۴۰۴، فضای سرکوب و خفقان شدید، تقسیم مردم ایران به دو گروه خودی و غیرخودی (که با افتخار غیرخودی بودیم) و ... تمام این‌ها در طول این سال‌ها، نه فقط من که هر فرد دیگری رو می‌تونه تحت‌تاثیر قرار بوده زندگی در ایران در طول ۵ سال گذشته اصلا آسون نبوده؛ این سختی، به شکل مزمن روح تورو دچار آسیب می‌کنه و می‌تونه بعضاً خواسته‌های عمیق تو رو از زندگی به سطح برسونه پ‌ن: از اینکه ایرانی هستم و ایران زندگی می‌کنم ناراضی نیستم؛ از اینکه در ایرانِ گرفتار و اسیر زندگی میکنم دردمندم

‌ سلام سید من اولین بار ۶ سال پیش باهات آشنا شدم اون موقع یه جوون تشنه ی موفقیت و بیتاب بودی و یادمه میگفتم این چرا اینقدر انرژی داره و چرا به همه ما حس اینو میده که داریم واسه موفقیت و آیندمون کم تلاش میکنیم و بعد باعث میشد انگیزه بگیریم و حالا مائم بیشتر بدوییم بعد از اینکه کنکورم تموم شد و دیگه کمتر دیدمت و حالا بعد از چند سال دوباره دارم میبینمت، هزار برابر آرومتر از قبلی و دیگه دیوانه نیستی و شبیه بقیه شدی. هیچ قضاوتی ندارم و صرفا برام جالبه که این تغییر رو دارم میبینم. شاید اگه یه نفر دیگه هم قبلاً تورو میدید میتونست حرف منو تایید کنه. شاید شخصا از نظر من توئه قبلا قشنگتر بود ولی این پیام برای اظهار نظر نیست و فقط ابراز تعجب بابت این حجم از تغییره

من واقعا نمی‌دانم با چه کلماتی باید امید بدهم، یا چه جمله‌ای بنویسم که دروغ نگفته باشم. اما باور کن با تمام وجود مایلم چیزی امیدبخش بنویسم، دلی را گرم کنم. می‌دانم که باید این کار را کرد اما ترس از دروغگویی هم هست. نمی‌دانم امیدوار هستم یا نه و این صادقانه‌ترین اعتراف است. شاید همین کافی است که بدانی دوست دارم حالت خوب باشد #معین_دهاز

📬 لینک ناشناس من 📎 این بمونه اینجا واسه همیشه 🛖 اگه سوال در حیطه‌ی کاری من داشتید یا حالا هرچی، می‌تونید از این لینک هم با من ارتباط داشته باشید