مُسَطِّع
Открыть в Telegram
فُروزِشگاهِ مُسَوَّده یِ آقازهیر. نمون برو چون خودمَم نیستم. مُسَطِّع: کسی که در حالِ شکستن است. http://t.me/HidenChat_Bot?start=770582253
БольшеИран142 925Категория не указана
248
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+2330 дней
Архив постов
248
دیروز کنارِ خیابون ایستاده بودم و یکم اون طرف تر چندتا یاکریم داشتن یه چیزی میخوردن از کف زمین.
یه دختره داشت با تلفنش حرف میزد نزدیکِ ما که شد یهو به مخاطبش که مامانش بود گفت واااای مامان حیوونِ وحشی!
واقعا میگم! منو میگید سریع این طرف و اون طرفم رو نگاه کردم سگِ هاری، گرگی چیزی به ما حمله نکنه. هر چی نگاه کردم چیزی ندیدم که دختره گفت مامان حیوونِ وحشی! یاوَلی!😐😂 مسیرشو کج کرد و از یه جای دیگه رفت...
تف تویِ مدرک و سر درِ دانشگاه و تخته کلاست که به یاکریم میگی یاولی. با یه غلظتی گفت وحشی که من دنبالِ دَرَنده بودم. بعدم پرنده یِ بدبخت کجاش وحشیه بی سلیقه...
248
خیلی دوست دارم بدونم چی میزنه که ۵ صبح داره توی خیابون رکاب میزنه...
بابا بیا برو بگیر بخواب بزرگوار
248
خواب بودم گوشیم زنگ خورد جواب دادم یه صدایِ دخترونه گفت الو مهرناز؟
بابا چشاتو وا کن درست شماره بگیر!
248
در نبودنت خیلی به خودم ظلم کردم...
دلم مُرده وگرنه بعیده موجودِ زنده بر چنین چیزی قرار و صبر داشته باشه.
رَوا مَدار که بیرون رَوَم زِ عَرصه یِ هَستی
نَکرده دَست به مَستی به گَردَنِ تو حَمایل...
248
من هروقت اومدم اینجا گفتم واسم دعا کنید هرچی بوده حل شده
میشه واسم دعا کنید همه چیز برام داره خیلی بد پیش میره همه چیز داره از دستم میره درمونده شدم دیگه
الهی به رقیه بگید برام ممنونتونم
248
خودم هم اگر توفیقی باشه میام ان شاء الله منتها کاره ای نیستم. رفقایِ دیگه بانی و دست اندر کار هستن...
