«لحظههایمانده»
Открыть в Telegram
رهاتر از بـاد درجستوجـوینوری روشنتر از شب،و عمیقتر از وجود٫ جایـی میانِ رفتن و رها شد🍄🍃⋆ t.me/RedChtBot?start=8544866019
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
226
Подписчики
+424 часа
-37 дней
-430 день
Архив постов
تقریبا ۱۰ دقیقه پیش یه اتفاق افتاد دوست داشتم بیانش کنم
یه کوچه خالی بود که ماشین ها پارک می کردن یه بخش یه کوچه دیگه بود ک انتهاش خونه بود و به نظر می اومد بن بست هست ما جلو این کوچه تقریبا فاصله هم داشت پارک کردیم
بعد رفتیم دنبال کارمون بعد ده دقیقه برگشتیم
بعد دیدیم که به مرد هیکلی که مدل ماشینش فیدیلیتی بود پشت ماشین ما از عمد وایسادهبود
و ما رسیدیم شروع کرد به فوحش دادن و توهین کردن
و گفت شما رفتید اومدید دوساعت منو کاشتین توقع دارین به خاطر شما جنابالی ها ماشین بردارم
و بعد یه فرد مسن که همونجا بود گفت من اینجا بودم و تاره ۵ دقیقه هست ابن مرد اینجا هست و ماشین شو برنداشت دقیقا ۳۰ دقیقا ما وایسادیم
گفت اینجا وایسادم و ماشین بر نمیدارم و اینا
ماهم چیز زیادی نگفتیم چون بنظر می اومدنرمال نیست
خواستم بگم که آدما بعضی هاشون وقتی به پول می رسن خیلی زیاد مغرور می شن
و امیدوارم و حتا مطمنم که به همین روش یه جا این کارش رو تجربه میکنه چون لایقش هست
کارما بزنه ب هیکلش و ماشینش
Repost from آن بهشتِ دیگر؛
این مسیج رو فور کنید چنلتون، تا بیام و ازتون فور کنم اینجا تا پستای قشنگتونو ببینیم🍎🐛
دوست داشتید جوین شید🪷
این صبح پر از نور آفتاب.
خیابانها گرم و پر از زنها.
در هر گوشهی خیابان،
گلهای فروشی و چهرههای متبسم
دخترکان گلفروش.
یادداشتها؛ کامو
“اندوه که از حد
بگذرد جایش را میدهد
به یک بیاعتنایی مزمن.
دیگر مهم نیست
بودن یا نبودن،
دوست داشتن یا نداشتن.
آنچه اهمیت دارد
یک کشتار رخوتناک حسی است
که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و
در آن لحظه در سکوت فقط
نگاه میکنی و نگاه میکنی."
صادق هدایت
از چهره طبیعت افسونکار بر بسته ام دو چشم پر از غم را تا ننگرد نگاه تب آلودم این جلوه های حسرت و ماتم راپاییز، ای مسافر خاک آلود در دامنت چه چیز نهان داری جز برگ های مرده و خشکیده دیگر چه ثروتی به جهان داری جز غم چه می دهد به دل شاعر سنگین غروب تیره و خاموشت؟ جز سردی و ملال چه می بخشد بر جان دردمند من آغوشت؟در دامن سکوت غم افزایت اندوه خفته می دهد آزارم آن آرزوی گمشده می رقصد در پرده های مبهم پندارم پاییز ای سرود خیال انگیز پاییز، ای ترانهء محنت بار پاییز، ای تبسم افسرده بر چهرهء طبیعت افسونکار
پاییز - فروغ فرخزاد
