197
Подписчики
-124 часа
+217 дней
-12530 дней
Архив постов
197
اگه با اعتراض نکردن ما قرار بود اوضاع خوب شه خب تا الان خوب میشد..
تا ابد و یک روز برای وطنم جونمم میدم با همین بی حجابی کصمادر کسی که مخالفه💋
197
همونایی که زدن بچه هامونو کشتن
چن ماه دیگه تو حسینیه ها میشینن ؛
برای کشتن علی اصغر و علی اکبر زجه میزنن
همون حرومیا میوفتن تو خیابون برای بودن حجاب
اگه ی دختر و پسر کنار هم ببینن
به پلیس خبر میدن و کل شهرو خبر دار میکنن
همونجوری که امسال عاشقارو از هم جدا کردن
ولی ناله ی دخترای به ظاهر مسلمونشونو زیر مردای مختلف نمیشنون
تو همین ماه رمضون تخمیشون ، اگه دهن یکی بجنبه
میرن گیر میدن و دهن وا میکنن ک حرومه
ینی خوردن یچیزیو میبینن
ولی پرپر شدن 40 هزار نفرو نه
ریختن این همه خون بچه هامون حساب نیست
ولی خوردن ی لیوان آب حسابه
اگه دینتون و کتاب قرآنتون و احکامتون اینه
پس منو بی دین ترین آدم بدونین
197
چطور قدیم پیر و جوون برای موش کثیف اعتراض میکردن حق بود ولی الان که هزاران نفر رفتن و کشته شدن حق نیست؟
197
هیچوقت فکر نمیکردم شهرمو اینجوری ببینم
دیگه ذوقی تو چشمای کسی نمونده
صدای بچه ها تو خیابونا نیست
رفیقای خیلیامون پر کشیدن و هیچ جمعی دیگه کامل نیست
همه تو فکر کسایین که دیگه ندارنشون
از عمو فریدون تا رهام...
انگار از یه جایی به بعد ، خدا تصمیم گرفت تن همه رخت عذا کنه
دست همت بست برای گرفتن بچه هامون به هر راه و روشی که شد
دیگه هیچکس با خیال راحت تو این شهر قدم بر نمیداره
هر قدمی که تو شهر بر میداریم , انگار پا میذاریم روی خون بچه هامون و آرزوهایی که بهش نرسیدن
هرچقدرم تلاش کنیم ، نمیتونیم آدمای قبل باشیم
تو وجود همه ی عذاب وجدانه
پرپر شدن دسته گلامونو دیدیم و نتونستیم کاری کنیم
شکستن کمر پدراشون و پیر شدن ی شبه ی مادراشونو دیدیم ولی کاری از دستمون بر نیومد
دیدیم که همه چقد بی گناه کشته شدن
همه با چشم دیدیم که چه کسایی یتیم شدن و دیگه دستی برای نوازش کردن ندارن
دیگه هیچکس نمیتونه پیش بینی ی دقیقه ی بعدشو کنه ، همه چیز داره غیر منتظره اتفاق میوفته
انگار زمستان امسال خدا نداشت
که اگر داشت ، ایران این چنین نبود
برای ایران _ برای چالوس عزیز
197
Repost from N/a
انقد بچه هامون رفتن
که دیگه نمیدونیم برای کدومشون گریه کنیم
برای اونی که فردای تولدش مرد
یا اونی که کسیو نداشت جنازشو تحویل بگیره
برای بچه هایی ک آرزوشون ی 207 مشکی بود
یا پسر بچه ای که کار میکرد تا زندگیشو بچرخونه
برای اون جوونی که تو اتیش سوزی بدنش سوخت
یا اون مادری که رفت و تو قلب هممون موند
تا ابد در سوگ عزیزانمون میشینیم و هیچوقت فراموششون نمیکنیم🖤🕊
197
Repost from N/a
اگر برات افتخاره که به کسی که دوست داشت و حسه خوبی بهت داشت میگی کنه و به دروغ به همه میگی من این دختره رو کیر کردم ،
بگو اشکال نداره
از مهربونی زیاده که اینجوری شدی
وگرنه من برای پدر مادرم هم غرور دارم چه برسه به تو ناناسی💋
