ᴀʀʟᴇʏ˙𓍯
Открыть в Telegram
672
Подписчики
+224 часа
+267 дней
+7830 дней
Архив постов
677
اگر چیزی بدتر از دونستن وجود داشته باشه، اینه که حس کنی یه چیزهایی داره اتفاق میافته، بفهمی یه مشکلی هست، ولی نتونی درکش کنی. زندگیِ لیلا جلوی چشمهاش داره نابود میشه و خودش حتی ازش خبر نداره. وقتی همهچیز رو بفهمه، دیگه خیلی دیر شده... 💔
677
اون پسری که میگفت اگه برادرم بودی، حتی پشت سرمم نگاه نمیکردم و میرفتم، الان کوه و سنگ و صخره رو رد کرده و برای داداشش مرغپلو میبره 😭💔
677
خیلی واضحه و اصلاً نیاز به این همه فکر کردن نداره. بزرگترین چالش آرلی همیشه همون دنیای صورتیِ لیلا بوده. وقتی این دنیا شروع کنه فرو ریختن، لیلا با واقعیت روبهرو میشه و کمکم تبدیل به یه شخصیت قویتر و تاریکتر میشه؛ تازه اون موقع کشمکش آرلی تموم میشه و داستان واقعیشون شروع میشه. از اون طرف، داریم وارد دورهای میشیم که یکی همهچیزشو از دست میده و اون یکی همهچیز به دست میاره. معلومه که داستان تعامل این دوتا رو توی همچین دورهای از دست نمیده. کمکم هم دورانِ دنبال لیلا افتادنِ آراس شروع میشه. حتی خیلی محتمله لیلا اولین کسی باشه که میفهمه آککایاها اُوزتورکها رو کشتن و بین گفتن یا نگفتنش گیر کنه، و توی همین مدت آراس دنبال لیلا راه بیفته.راستش من فکر میکنم جرن از همون اول، دقیقاً برای چنین لیلایی انتخاب شده؛ مخصوصاً به خاطر نقش قبلیش، آدا. از نظر بازیگری هم به نظرم تازه داریم وارد دورهای میشیم که جرن بیشتر از همیشه میتونه خودش رو نشون بده و تواناییهاش رو به رخ بکشه.»
677
خیلی واضحه و اصلاً نیاز به این همه فکر کردن نداره. بزرگترین چالش آرلی همیشه همون دنیای صورتیِ لیلا بوده. وقتی این دنیا شروع کنه فرو ریختن، لیلا با واقعیت روبهرو میشه و کمکم تبدیل به یه شخصیت قویتر و تاریکتر میشه؛ تازه اون موقع کشمکش آرلی تموم میشه و داستان واقعیشون شروع میشه. از اون طرف، داریم وارد دورهای میشیم که یکی همهچیزشو از دست میده و اون یکی همهچیز به دست میاره. معلومه که داستان تعامل این دوتا رو توی همچین دورهای از دست نمیده. کمکم هم دورانِ دنبال لیلا افتادنِ آراس شروع میشه. حتی خیلی محتمله لیلا اولین کسی باشه که میفهمه آککایاها اُوزتورکها رو کشتن و بین گفتن یا نگفتنش گیر کنه، و توی همین مدت آراس دنبال لیلا راه بیفته.راستش من فکر میکنم جرن از همون اول، دقیقاً برای چنین لیلایی انتخاب شده؛ مخصوصاً به خاطر نقش قبلیش، آدا. از نظر بازیگری هم به نظرم تازه داریم وارد دورهای میشیم که جرن بیشتر از همیشه میتونه خودش رو نشون بده و تواناییهاش رو به رخ بکشه.»
677
من آرلیفن نیستم، ولی به نظرم آرلیِ واقعی تازه از الان شروع میشه. از اینجا به بعد، کسی که فکر میکنه آراس و لیلا قراره دشمن هم بشن، اصلاً لیلا رو نشناخته. فعلاً تنها چیزی که میتونه هاکان رو آرومتر کنه و باعث بشه رحم و مروت بیشتری داشته باشه، لیلاست. هاکان تحت هیچ شرایطی برای اینکه تئومان رو نگه داره، از لیلا نمیگذره. به نظرم حتی لازم نیست لیلا بفهمه تئومان همون دمیره. قسمت قبل با خانوادهاش حرف زد؛ درباره اینکه آراس دنبال برادرشه و خانوادهشون هم این موضوع رو میدونن صحبت کرد. حتی گفت که هر اتفاقی هم بیفته، به آراس کمک میکنه. همین موضوع هم نشون میده هاکان نمیتونه خیلی آشکار و مستقیم کاری انجام بده. تازه، خودش هم شخصیت باهوشیه. فکر میکنم با چیزهایی که دنیز و آراس میگن و اتفاقاتی که میافته، خیلی طول نمیکشه که خودش حقیقت رو بفهمه.»
677
«آراس و لیلا برای هم هم طوفانن، هم پناه... هم اون دردی که میگه "کاش هیچوقت نمیشناختمت"، هم اون معجزهای که میگه "خدا رو شکر که شناختمت". ارلی، شما قشنگترین پارادوکس عشقین... مگه میشه حتی غیرممکن بودن هم اینقدر قشنگ باشه؟»
