ᴀʀʟᴇʏ˙𓍯
Открыть в Telegram
735
Подписчики
Нет данных24 часа
+307 дней
+10830 дней
Архив постов
735
خلاصه قسمت 12: آراس به لطف ردپای کوچکی که از برادری که سالهاست دنبالش میگردد باقی مانده، دوباره به امید چنگ میزند. رسیدن به جایی که دمیر زمانی در آن زندگی میکرد، او را یک قدم به برادرش نزدیکتر میکند. سؤالهایی سر راهش قرار میگیرند که پاسخ دادن به آنها هر لحظه سختتر میشود. آیا اینکه هر مسیری به همان آدمها ختم میشود، تصادفی است؟ یا عدهای سعی دارند حقیقتی بسیار بزرگتر را از آراس پنهان کنند؟ اما تئومان با حقیقت سنگینی از گذشتهاش روبهرو میشود. او در سختترین لحظه، بار دیگر خودش را در کنار دنی خواهد یافت. تلاش شبنم برای محافظت از پسرش، رازهای درون خانواده را بیش از پیش بزرگتر میکند. ردپایی که آراس دنبال میکند نیز او را تا آستانهی حقیقتی بسیار بزرگتر خواهد رساند…
735
بین لیلا و دوعکان قرار نیست چیزی پیش بیاد، ولی شبنم سعی میکنه این دوتا رو به هم برسونه.
📌 آراس توی صحنهی روانشناسِ کلینیک، خودش رو «ارکان» معرفی میکنه و از این طریق به اطلاعاتی که لازم داره میرسه.
📌 توی قسمتهای بعدی، آراس و دوعکان با هم
میکنن.
📌 آراس فکر میکنه لیلا و دوعکان با هم وارد رابطه میشن و برای اینکه لیلا خوشحال باشه، ازش فاصله میگیره.🤡
📌 رابطهی تئومان و سیلا کمکم خراب میشه.
📌 دعواهای سیلا و دنیز همچنان ادامه داره.🤣
📌 آراس از سرهات سؤال میپرسه، ولی باز هم جواب درستوحسابی گیرش نمیاد.
📌 تئومان و دنیز با هم میرن مدرسه و سیلا این قضیه رو میفهمه و عصبانی میشه. (قطعی نیست)
📌 جلوتر، هاکان و نورای با هم روبهرو میشن و با هم تسویهحساب/مواجههای خواهند داشت.
