ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

جیک و سوبین زده💔

جیک و سوبین زده💔

Открыть в Telegram

﹕ @DeluluDepartmentbot • + مرکز پخش جیغ، اشك، فنگرلي و تصمیمات غیرمنطقي. هر پست نتیجه‌ي کنترل‌نشدن و فروپاشي احساسات منه.

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
391
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+3730 дней

Загрузка данных...

Похожие каналы
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Облако тегов
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
окт. '26
октябрь '26
+10
в 2 каналах
сентябрь '26
+84
в 8 каналах
Get PRO
август '26
+340
в 6 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
08 октября+1
07 октября0
06 октября+1
05 октября0
04 октября+3
03 октября0
02 октября+4
01 октября+1
Посты канала
اینو خیلیاتون بابتش کنجکاو بودید. دیزي گذاشت.

2
داستان کامل طلاق یونبین 🦊 اخیرا بعد از اینکه پروموت آلبوم اولم تموم شد، خیلی تحت تاثیر حرفایی که مردم میزدن قرار گرفته بودم+1
داستان کامل طلاق یونبین 🦊 اخیرا بعد از اینکه پروموت آلبوم اولم تموم شد، خیلی تحت تاثیر حرفایی که مردم میزدن قرار گرفته بودم و واقعا استرسی و مضطرب شده بودم. به‌عنوان یه آدم، واقعا حس و شناختی که از خودم داشتم خیلی متزلزل شده بود. حدود سه ماه واقعا دچار فرسودگی شدید شده بودم. 🦊 قبلا از اون آدمایی بودم که وقتی دوران سختی میگذروندم، به همه می‌گفتم ولی دیگه نمیتونستم درمورد سختی که داشتم میکشیدم با دیگران حرف بزنم 👩🏻 چرا… ملاحظه میکردی؟ 🦊 می‌تونه از روی ملاحظه باشه، اینطوریم حس میکردم که باید یاد بگیرم که به تنهایی از پسش بربیام. پس به هیچکس چیزی نمیگفتم 🦊 کاملا تنها و انگار که تسخیر شده باشم، داشتم با عذاب و رنج کلنجار می‌رفتم 🦊 یهو نامجون هیونگ اومد به ذهنم، پس رفتم پیشش و ازش چنتا چیز پرسیدم و بهم گفت «امیدوارم از پس چیزای ناراحت‌کننده و سختی که بابتشون نگرانی بر بیا، این نگرانی‌ها بهت میاد» 🦊 و درمورد سوبین، ما بحث میکردیم و جو بینمون واقعا عجیب شده بود و من فقط دلم میخواست از این چیزا یکی یکی خلاص شم.. ولی بعدش فهمیدم که واقعا طرز فکرم اشتباه بود 🦊 بخاطر همین خودم اول رفتم سمت سوبین و بهش گفتم که بریم نوشیدنی بخوریم 🐰 همونطور که یونجون هیونگ گفت از اون تایپا نبود که درمورد خودش حرف بزنه تا باری رو دوش بقیه نباشه و مشکلاتش رو خودش به تنهایی حل کنه از اونطرف هم آدمی بود که کامل اینو نشون میداد 🐰 یعنی قشنگ میتونستی بفهمی که داره از استرس میمیره ولی اگه ازش میپرسیدی هیونگ حالت خوبه؟ میگفت اره خوبم و این منو خیلی ناراحت میکرد. من هرچی سعی میکردم بهش نزدیک شم تا باهام حرف بزنه اون سعی میکرد همه چی رو مخفی کنه 🐰 تا روزی که دوتایی رفتیم مشروب بخوریم و اون برای اولین بار طی این سال‌ها صادقانه درمورد احساس واقعی که داشت باهام حرف زد 🐰 من گریه کردم، فقط‌ به حرفاش گوش میکردم و گریه میکردم 🦊 منم خیلی وقت بود گریه‌شو ندیده بودم 🐰 اون یجورایی نقطه ضعف منه 🐰 حتی اون تایمی که داشت سختی میکشید من به این فکر میکردم که این پروسه براش، پروسه‌ی تبدیل شدن به یه آدم بهتره و بعد اون ما دوباره مثل قبل شدیم
82
3
sticker.webp
95
4
پ گمشو 😭.
74
5
چیز دیگه ای ازت انتظار نداشتم
79
6
بگم گمشو يا خودت ميفهمي؟
83
7
بیا بیا
83
8
بريد پيش پرنسسِ هيوكا.
90
9
چنل چوی یونجون 1215 ? 🦊
88
10
نه ممنون بسه 😃
8
11
https://t.me/jszade/24767 نه دیگه بگو دیگه بلاخره آبروت که پیش ما رفته دیگه اینم روش😂😭
9
12
بايد بلاكش كنم جوابمو نميده.
1
13
Нет текста...
1
14
احساس میکنم مثل همسترا میزاد
35
15
بخوام جواب اينو بدم از طرف همه كنسل ميشم پس نپرس.
158
16
https://t.me/jszade/24762 اقا یه سوال چجوری انقدر زود میزاعه بعدش باز حامله میشه؟ سونیکه؟:)
154
17
چون طبيعي زاييد كجيشو بدتر كرد.
151
18
https://t.me/jszade/24759?single لگنش جدی جدی داره کج و کج تر میش-
150
19
اره اتفاقا باباش هم منم.
149
20
https://t.me/jszade/24760?single هیسونگ باز حاملست
148