"BlinkMoment
Открыть в Telegram
عجیب خوشبختند؛ عاشقانی که معشوقِ معشوق شان هستند
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
303
Подписчики
-224 часа
-57 дней
-2830 дней
Архив постов
303
هیچگاه دستهایت را نگرفتهام،
اما نمیدانم چرا دلم اینقدر برای گرفتنشان تنگ شده است.
هیچوقت شانهبهشانهات راه نرفتهام،
هیچوقت انگشتهایت میان انگشتهایم گره نخورده،
و هیچوقت گرمای دستت را حس نکردهام؛
اما گاهی دلم برای تمام این نداشتهها تنگ میشود،
انگار جایی در زندگیام
همهی اینها را با تو تجربه کردهام
و حالا فقط خاطرهشان را به یاد نمیآورم.
من حتی نمیدانم اگر دستت را میگرفتم،
چه حسی داشتم...
فقط میدانم دلم میخواست بگیرمش
و دیگر رهایش نکنم.
شاید عجیب باشد،
اما من بیشتر از آنکه دلتنگ چیزی باشم که بین ما گذشت،
دلتنگ چیزهایی هستم که هیچوقت فرصت نکردیم
بین ما اتفاق بیفتند.
303
خدایا وقتی میگم "مگه از این بدتر هم میشه؟" دارم به عنوان شکایت میگم نه به عنوان چالش.
303
شاید من باید کمتر مینوشتنم
کمتر میماندم
کمتر اهمیت میدادم
کمتر میخندیدم،
شاید فقط باید میآمدم و میگفتم
دیگر هیچوقت برنگرد؛
اما چرا هیچوقت نتوانستم؟
چرا هیچوقت نتوانستم اون شخصی باشم
که از بقیه جدا میشه؟
چرا همیشه این منم که دلتنگی بقیه رو
تو دلم نگه میدارم،
یعنی هیچکس نیست که دلش برای من تنگ بشه؟
همین خود تو...
نشستی یه شب یادم بیوفتی؟
یاد تمومی لحظاتی که کنار هم بودیم؟
واقعا چرا همیشه من؟
چرا همیشه من...
