ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

"BlinkMoment

"BlinkMoment

Открыть в Telegram

عجیب خوشبختند؛ عاشقانی که معشوقِ معشوق شان هستند

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
302
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
-2930 дней
Архив постов
از دایره ارتباطیم فقط منو دایره موندیم

مرا در کودکی شوق دگر بود خیالم زین حوادث بی خبر بود.

دلی چو آینه دارم همین گناه من است..

00:00

صداهایی که هیچوقت فراموش نمیشن. «عه باباییه، باباییه» «سپهر من کجایی بابا؟» «مانی بابا مانی تو برو منم میام» «مانی صفرپور به آرزوهاش می‌رسه» «آرزو یا ابوالفضل، یه ۲۰۷ مشکی» «بخاطر ۱۰ سال زندگی من به دنیا اومدم؟» «من خوبم بابا خوبم، چشمام فقط می‌سوزه، زنده می‌مونم قول می‌دم» «بابا، خیالت راحت، دوستت دارم» «حیدر حیدرکنان به بچه‌ی من شلیک کردن» «توروخدا نذارید بمیرم هفته‌ی دیگه عروسیمه» «خب میشه بگید محاربه چیه لطفا؟نمیدونم قربان» «حکم اعدام من صادر شده و این تماس خداحافظیه» «توپ تانک مسلسل، دیگر اثر ندارد، به مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد» «سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم» «درود به مردم شریف ایران» «به نام خداوند رنگین کمان» «به نام خدا من ژینا امینی هستم» «بچه‌ها نخندینا، یه دل میگه برم برم» «بچه‌ها کمک، ناموساً کمک» «ما همه باهم هستیم نترسید نترسید» «بارون اومد و یادم داد، تو زورت بیشتره» «ندا نترس، ندا بمون» «سلام، من مهرشاد هستم» «من هم فرزند کسی هستم» «بابا حکم من اعدامه، به مامان چیزی نگو» «بچه‌های منو کشتن، گفتن خطای انسانی بوده» «توی همین موازات بودیم، دست‌مون تو دست هم بود، یهو دیدم افتاد» «اونا برای تمرین داخل کلاس بود حاج‌آقا» «دوست دارم الان که دارم می‌رم تظاهرات، چندوقت دیگه یه اتفاقی بیوفته» «توی برگه نوشتن متهم اظهار پشیمونی نکرد» «دادا برای چی نرم؟» «بعدا اینو استوری می‌کنید میگید برای رفتنت زود بود» «پروانه‌ی بنفشی دیدی منم» «دارم می‌سوزم بابا» «سوره‌ی آل عمران، خدا ستمگران را دوست ندارد» «حاج‌آقا اینا برای ورزش هستن» «جون منو ازم گرفتن خانم، جون من توی اون هواپیما سوخت» «بچه‌ی من چه گناهی کرده بود که زنده زنده توی هواپیما سوخت؟ چرا هیچکس جواب منو نمی‌ده؟» «دیگه نمی‌ترسیم، می‌جنگیم» «بچه‌ی من حتی نمی‌تونست تا سر کوچه تنها بره» «بلند شو مادر، بلند شو، ببین مادرت داره می‌رقصه، بلند شو» «بابا بسه، بسه بابا بسه بسه» «کف خیابانم، نه ترسی دارم، نه نگرانی، حقم را می‌خواهم» «ما تماشاگر نمی‌خواهیم به ما ملحق شوید» «من که زود بلند شدم، پس بابایی کو؟» «پاشو برات نون خامه‌ای گرفتم مامان، پاشو هرچندتا دوست داری بخور» «من این حور و پری رو ۲۳ سال خودم پروردم، تو قبر نگاش کنم؟» «این رضای پرپر شده‌ی من تقدیم به میهن» «واسه خواهرزاده‌ی من، گوش کن، واسه خواهرزاده‌ی من دست بزنید» «کاش انقدر با غیرت تربیتش نمی‌کردم که این‌طوری بشه» «پسرش گفته چرا اسم مادرمو نمی‌خونید» «آرام بخواب دلدار من، ای صهبای زیبای من» «چه بارون بیاد چه برف بیاد چه بوران، مانی صفرپور به آرزوهاش می‌رسه» «یک لحظه وصل شدم و می‌خوام بنویسم زن زندگی آزادی، برای همیشه» «پدر من ورزشکار بود، هر روز وزنه می‌زد، اگر اینا نمی‌کشتنش، ۱۲۰ سال دیگه زنده می‌موند» «آقا این خطو می‌شناسی؟ تیر خورده نفس نمی‌کشه» «ما رفتیم جلوی عراق از ناموس شما دفاع کردیم که شما بچه‌های ما رو بکشید؟» «توی فاتحه‌ی من قرآن نذارن، مردم برقصن» «به امید روزهای قشنگ، کنار تو» «اندازه‌ی دنیا برنامه داشتی مامانی»، «آرزو می‌کنم سال دیگه این موقع، هیچ‌کدوممون اینجوری نباشیم» «اگه منافق زده چرا بچه‌ی من قطعه‌ی شهدا نیست؟» «بچه‌ها سرپرست‌شون رو توی اتفاقات اخیر از دست دادن، کسی هست نگه‌شون داره؟» «مبین من روت پتو می‌کشیدم، نمی‌ذاشتم این‌طوری یخ بزنی» «اگر آزاد شد، خوشحالی کن به‌جای من، جای ما رو خالی کنید، من خیلی منتظر این روز موندم» «دارم می‌رم، نه به‌خاطر خودم، به‌خاطر پسرامون» «جون مادرت نزن» «خدایا ظلم تا کی؟» «بچه‌ها تیر خوردم، نمیرم فقط» «خدا، مست، داره تماشا می‌کنه هیبت پدر منو که داره می‌ره پیشش» «اگه دیگه آنلاین نشدم، منو فراموش نکنید، بدونید من مفت نمردم، تو جشن آزادی اسم منو بیارید» «پاشو مادر آهنگ موردعلاقه‌تو گذاشتن»، «سهمِ بچه‌ی من، توی مملکت من، توی وطن من، پنج تا گلوله بود» «من یه رضا از دست دادم ولی هزارتا پسر گیرم اومد» «اگه دستگیر شدم و یا دیگه نبودم، بدونید من همیشه در کنار مردم ایستادم»، «شنیده بودم سر بی‌گناه تا پای دار می‌ره ولی بالای دار نمی‌ره، ولی دروغه»💔

دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست. -حسین منزوی.

آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری بی سبب نیست که در کنج دلم جا داری. -فریدون مشیری.

1|1_ghol_bede_hamin_emshab_freestyle_live_Live_Hoomaan_320.mp36.20 MB

کاش میشد.. در کودکی ام می‌ماندم؛ جایی که تنها تلخی زندگی ام شربت سرما خوردگی ام بود!

رفتن بهانست کبوتر کهنه بامش را گم نمیکند

راضی نیستم کسی سر قبرم گریه کنه، زندگی ام گریه داشت،خندیدید و رفتید..

امروز که محتاج توام جای تو خالی‌ست فردا که می‌آیی به سراغم نفسی نیست. -ابتهاج.

دل ناله کند از من ، من ناله کنم از دل یا رب تو قضاوت کن  دیوانه منم یا دل؟ -اخوان ثالث.

مرگ چیز عجیبی است. آدم تمام عمرش را با این فکر زندگی می‌کند که انگار هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتد، اما وقتی می‌آید، انگار همیشه آنجا بوده است.

یه بشقاب از سر میز کم کردید یه چراغ رو توی هر خونه خاموش کردید یه جفت کفش سفید رو قرمز پس دادید یه گوشی پر از خاطره رو برای همیشه خاموش کردید یه نون‌آور، کارآفرین کم کردید یه آدم رو توی ولنتاین تنها کردید یه خواهر رو بی‌برادر کردید یه برادر رو بی‌خواهر کر‌ید یه بابا رو بی‌بچه کردید یه بچه رو بی‌بابا کردید یه مادر رو بی‌پناه کردید یه سلام صبح‌بخیر از هر خونواده کم کردید یه موی بافته شده قیچی کردید یه دنیا امید رو ناامید کردید یه دنیا آرزو رو خاک کردید

در جنگ شرف،بی طرف بی شرفه؛

برای اینکه بقیه رو گرم کنی،خودتو آتیش نزن..

نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین، که انسان برای این دو شرفش را دهد!

عزیزم رها کن...! مگر ندیدی هرکسی اهمیت میداد غمگین تر بود؟

دیگر می‌خواهم گوشه اتاق بنشینم و چشم‌هایم را روی هم بگذارم و ‌هرچه را که پیش خواهد آمد در ذهنم بسازم و تماشا کنم. همین.