ru
Feedback
مریمِ نامقدس

مریمِ نامقدس

Открыть в Telegram

سال دوی طبابت، کمی امیدوار. t.me/HidenChat_Bot?start=7246790181

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
357
Подписчики
+424 часа
+377 дней
+3730 день
Архив постов
پاشدم جامو عوض کنم که باد کولر مستقیم نخوره بهم، نشستم پشت یه میزی که چند تا وسیله روش بود با یه کاغذ. اولش دقت نکردم چیه فکر
پاشدم جامو عوض کنم که باد کولر مستقیم نخوره بهم، نشستم پشت یه میزی که چند تا وسیله روش بود با یه کاغذ. اولش دقت نکردم چیه فکرکردم چک نویسه. بعد چشمم خورد دیدم بیت به این قشنگیه :*))

اگر امروز بتونم اینو تموم کنم به خودم جایزه می‌دم.

Repost from Churg-Strauss
نصفه و نیمه بودن، یه روزایی یه حرکتی زدن و یه روزایی رها کردن، هی سفت چسبیدن و بعدش بی‌خیال شدن، آفت جون آدمیزاده. نه سرت رو می‌تونی بالا بگیری و بگی آقاجون تلاشمو کردم، نه بی‌خیال نشستی یه گوشه و گفتی واسم مهم نبود، رهاش کردم. نصفه و نیمه بودن، وسط بازی کردن، جز خستگی و حسرت عایدی نداره.

امشب یچیزی یاد گرفتم‌. شام پنجشنبه معمولا کنسروه. کنسرو لوبیاش خیلی بدمزه‌اس ولی ترکیبش با تخم مرغ یه غذای گیلانی می‌شه و واقعااا خوشمزه‌ست :)))

خوابگاه core:
خوابگاه core:

لعنت به علوم پزشکی.🎀

دقیقا ماهم شبش رفتیم بیرون. انگار باورمون نشده بود جنگه، رفتیم ببینیم بقیه آدم‌ها چجوری ان. نزدیک خونمون یک بازاره و ۹ اسفند زمانیه که همیشه شلوغه و همه در تکاپوی خرید عیدن. اون‌ شب ولی مغازه های زیادی باز نبودن. آدما بودن، همه از جنگ صحبت می‌کردنا، ولی بازم بودن. ما برگشتیم، تخمه خریدیم که بریم فیلم ببینیم تا حواسمون پرت شه. یکم تو پارک نزدیک خونمون نشستیم و جنگنده هارو هم با وضوح بالا دیدیم و بعد برگشتیم خونه. از خاطرات عجیبمه =))

Repost from میراکل
هیچ وقت یادم نمیره ۹اسفند شبش‌ رفتیم بیرون. با اینکه همه چی ترسناک بود و واقعا ترسیدیم ولی رفتیم. =))))

Repost from شعر.
وصال توست اگر دل را مرادی هست و مطلوبی کنار توست اگر غم را کناری هست و پایانی. -سعدی.

چابهار و کنارک عزیزم رو هم زدن.

از محدودیت تایم خوابگاه متنفرم. انگار نه انگار یه آدم بالغی، مثل زندانی باهات رفتار می‌کنن.

دیگه حتی ابهت جنگ هم ریخت و همه دارن باهاش جوک می‌سازن :))

به یه نفر گفتم نوتت رو بده فقط از روش چک کنیم گفت نه. حالا نشستم خودم ریز به ریز کلمه به کلمه بنویسم زود تموم شه تا بفهمه چقدر نیازش نداریم.💃

خیلی رندوم دلم خواست اینو تعریف کنم من وقتی رفتم کلاس دهم، اولش خیلی سخت می‌گرفتن بهمون، یه معلم داشتم که الان خیلی دوسش دارم ولی اونموقع برای بچه‌ی دهمی خیلی بهمون سخت می‌گرفت. مثلا می‌گفت امتحان پنج دیقه وقت داره واقعا هم بعد پنج دیقه گروه رو می‌بست و صفر می‌داد. خلاصه یکم سخت گیریای اینجوری داشتن و یکی از بچه‌ها گفت تراپیستم گفته این مدرسه برای سلامت روانم خوب نیست، رفت کلاً. ما موندیم و خوندیم و خوندیم. بعدم رفتیم یه شهر دوری تا رشته‌ی خوبی بخونیم. الان اون درحالی که نه در مدرسه به خودش سخت گرفت نه در کنکور و نه در دانشگاه، همش در سفر و صفاست، ماهم اینجا نشستیم برای ماهِ دوم امتحانا می‌خونیم.

اینقد بلد نیستم که کارم هزار سال طول می‌کشه خدایا چی می‌شد از همون اول یه مهارتی رو دوست داشتیم یاد بگیریم مستقیم paste می‌کردیم توی مغز؟

نصف بیشتر هزینه کلاسا هم صرف حمایت از بچه های کار میشه❤️

سلام خوبیی✨🥲 @artnazanin_2 من کلاس های آنلاین آموزش طراحی چهره رو شروع کردم دارم برگزار می کنم خوشحال میشم عضو کانالم بشی و همراهم باشی❤️❤️ هزینه کل دورم ( ۶ ترم ) که بچه ها می تونن ۰ تا ۱۰۰ طراحی چهره رو یاد بگیرن برای ظرفیت محدود فقط ۲۹۰ هزار تومانه😭😍❤️

بچه‌ها من ترم سه ام خب؟ هیچی هنوز از بیماری ها به اون صورت حالیم نیست بعد نشستم یچیزی بنویسم درمورد دلایل ژنتیکی به وجود اومدن یه بیماری که اولین باره اسمشو شنیدم، بعد حتی ایده ای ندارم اینایی که می‌نویسم چی ان. اولین باره دارم می‌خونمشون :)) عالیه محشره

وقتی یه آهنگی رو با فکرکردن به شخص خاصی سیو می‌کنم، حس می‌کنم فرستادنش برای بقیه اشتباهه. :*

+1
اینقد از اینا نگاه می‌کنم تا اکسپلورم بجای سفر و عشق و حال تابستونی، درسی بشه 😭 بله بچه ها ما باید به اهدافمون برسیم(خدایا امتحانامو پاس بشم)