ru
Feedback
باشگاه کتاب‌خوانیِ بَرگ

باشگاه کتاب‌خوانیِ بَرگ

Открыть в Telegram

با هم می‌خوانیم.

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 010
Подписчики
+324 часа
+1597 дней
+22630 дней
Архив постов
برای پیوستن به گفت‌وگو درباره‌ی ایلیاد، با این لینک وارد گروه شوید. https://t.me/+YIUz-gSrAkhiYTQ0

سلام دوستان، امیدوارم که خوب باشید.❤️ عزیزانی که طبق برنامه پیش رفتند، باید تا الان ایلیاد رو تمام کرده باشند. از فردا تا آخر هفته در گروه‌ می‌تونید درباره‌ی این حماسه‌ی یونانی گفت‌وگو کنید. چند نکته که رعایت کردن‌شون الزامی‌ست: - پیام‌هایی که به موضوعی جز ایلیاد بپردازند، حذف می‌شوند و فرستنده‌ی پیام از گروه اخراج خواهد شد. - بی‌احترامی و توهین در صحبت به هیچ‌ عنوان پذیرفته نیست. - سوالاتی که از ادمین دارید رو در دایرکت کانال بپرسید. - ترجیحاً کل صحبت‌تون رو در یک پیام بنویسید و در گروه بگذارید. امیدوارم که بتونیم گفت‌وگوی خوبی داشته باشیم و از هم مطالب تازه‌ای یاد بگیریم. ممنون از همراهی‌تون. 🏹

سلام دوستان عزیز، گروه گپ‌وگفت در حال حاضر غیرفعال می‌باشد. با توجه به این‌که تعداد شرکت‌کنندگان در بحث‌های هفتگی بسیار کم شده است، بهتر دیدیم پس از پایان یافتن خوانش ایلیاد گروه مجدداً فعال شود تا گفت‌وگوی مفیدتر و ثمربخشی شکل بگیرد. طبق برنامه‌ای که در همین کانال منتشر شده، خوانش ایلیاد تا سی‌ام مرداد به پایان می‌رسد. گفت‌وگوی بعدی ما آخرین روز ماه خواهد بود و درباره‌ی ایلیاد صحبت خواهیم کرد. ممنون از توجه و همراهی‌تون.

سلام دوستان عزیز، گروه گپ‌وگفت در حال حاضر غیرفعال می‌باشد. با توجه به این‌که تعداد شرکت‌کنندگان در بحث‌های هفتگی بسیار کم شده است، بهتر دیدیم پس از پایان یافتن خوانش ایلیاد گروه مجدداً فعال شود تا گفت‌وگوی مفیدتر و ثمربخشی شکل بگیرد. طبق برنامه‌ای که در همین کانال منتشر شده، خوانش ایلیاد تا سی‌ام مرداد به پایان می‌رسد. گفت‌وگوی بعدی ما آخرین روز ماه خواهد بود و درباره‌ی ایلیاد صحبت خواهیم کرد. ممنون از توجه و همراهی‌تون.

برای پیوستن به گفت‌وگو درباره‌ی ایلیاد، با این لینک وارد گروه شوید. https://t.me/+YIUz-gSrAkhiYTQ0

سلام دوستان عزیز، اگر قطعی اینترنت دوباره (!!) اتفاق افتاد، باشگاه رو در بهخوان داشته باشید. https://behkhaan.ir/club/e174f62f-2457-48ac-8249-6d214e5c878c من از فضای بهخوان دیگه خوشم نمیاد ولی اگر اینترنت قطع بشه برای حفظ ارتباط چاره‌ی دیگری نداریم. امیدوارم روزی صلح و آزادی رو ببینیم و دیگر طعم روزهای جنگ رو نچشیم. در امان باشید.

از اون‌جایی که چندوقتی هست این دوره فعال شده، من یازده روز فرصت گذاشتم تا کسانی که تازه می‌خواهند شروع کنند توی این مدت چهار سرود اول رو بخونند. یعنی اولین گفتمان ما ۲۲ خرداد باز می‌شه و درباره‌ی چهار سرود اول ایلیاد صحبت می‌کنیم.

برنامه‌ی_خواندن_ایلیاد_و_اودیسه_برگ_3725cee803ba8057b9cce1510b178944.pdf6.95 KB

ایلیاد و اودیسه‌ی هومر دو ترجمه‌ی بسیار خوب و ارزش‌مند فارسی دارند: ترجمه‌ی جلال‌الدین کزازی از نشر مرکز و ترجمه‌ی سعیدِ نفیس
+1
ایلیاد و اودیسه‌ی هومر دو ترجمه‌ی بسیار خوب و ارزش‌مند فارسی دارند: ترجمه‌ی جلال‌الدین کزازی از نشر مرکز و ترجمه‌ی سعیدِ نفیسی از نشر هرمس. انتخاب ترجمه برعهده‌ی خواننده‌ست. خودم به‌شخصه پیشنهاد می‌کنم اگر تا به حال حماسه یا اسطوره نخوندید با ترجمه‌ی آقای نفیسی پیش برید. ترجمه‌ی دکتر کزازی بسیار زیباست، فقط سنگین و پارسی‌تره. ممکنه خواننده گیج بشه. هر دو ترجمه در طاقچه هم موجودند.

آشنایی با داستان ایلیاد و ادیسه فقط از طریق خواندن این دو متن ممکن نیست. متن ایلیادِ هومر از سال دهم جنگ آغاز می‌شود. هلن سال‌هاست که از اسپارت ربوده شده است. پس چطور از وقایعی سر در بیاوریم که به جنگ تروا منجر شدند؟ خواندن کتاب «سیپریا» که بازسازی پیش‌درآمد گم‌شده‌ی ایلیادِ هومر است، بی‌شک برای خواننده‌ی علاقه‌مند روشن‌گر و مفید خواهد بود. بدون اتلافِ وقت از متن «سخن مترجم» همین کتاب کمک می‌گیرم که متنی بهتر از آن نمی‌تواند کنجکاوی ما را برای دانستن بیش‌تر درباره‌ی سرآغاز جنگ تروا برانگیزد. سیپریا، نشر چرخ، برگ‌های ۹ تا ۱۴: { «چرخه‌ی حماسه‌ی تروا»، که معروف‌ترین روایات به‌جا مانده از ادبیات کلاسیک یونان یعنی ایلیاد و ادیسه را در خود جای داده است، شامل هشت روایت با نام‌های مجزا بوده است که سرایندگان و خوانندگان آن‌ها را در محافل و جشنواره‌ها اجرا می‌کرده و می‌خوانده‌اند. این روایت‌ها از جایی آغاز می‌شده است که زئوس تصمیم می‌گیرد به خواهش مادرش، گائیا (زمین)، از جمعیت آدمیان بکاهد. او عواملی را کنار هم می‌گذارد تا زمینه‌ی جنگی دیرپا، که همان تروا باشد، فراهم آید. در طی این هشت متن، زمینه‌های بروز جنگ، شیوه‌ی اردوکشی طرفین، برپایی جنگ و سرنوشت هر کدام از قهرمانان آن روایت می‌شده است. این هشت روایت که چرخه‌ی تروا را شکل می‌دادند از سیپریا آغاز و به تلگونی ختم می‌شدند. ایلیاد متن دوم و ادیسه متن هفتم از این چرخه محسوب می‌شده است. عموماً چنین می‌پندارند که ایلیاد و ادیسه‌ی هومر هیچ‌گاه مستقل از هم نبوده‌اند. ایلیاد از دهمین سال جنگ تروا آغاز می‌شود و در حالی به پایان می‌رسد که دیوارهای ایلیوم همچنان پابرجایند و آخیلسِ محکوم به فنا هنوز زنده است. ادیسه نیز روایتش را از هنگامی آغاز می‌کند که جنگ به پایان رسیده است و قهرمان اصلی آن در راه بازگشت به خانه است. در دوران کلاسیک چنین شکاف‌هایی در میان این روایت‌ وجود نداشت، بلکه داستان‌های پیرامونی و میانی جنگ، که به‌وسیله‌ی شاعران دیگر پرداخته شده بود، چرخه‌ای از اشعار حماسی را تشکیل داده‌ بودند که از آن‌ها تنها سهم هومر تا به امروز باقی مانده است. باید توجه داشته باشیم که هومر (که سرودن ایلیاد و ادیسه به او منسوب است) از خط سیر این روایات و همچنین جایگاه روایت خود در دل چرخه‌ی تروا آگاهی داشته و نیز مطلع بوده است که مخاطب او نیز این آگاهی را دارد، زیرا چرخه‌ی تروا روایاتی بوده‌اند که دین، آرمان و قهرمانان یونانی را به نمایش می‌گذاشته‌اند و یونانیان با محتوای آن آشنایی داشته‌اند. هومر با تکیه بر دانش مخاطبش نسبت به وقایع چرخه‌ی تروا، رخدادهای مهمی را در ایلیاد و ادیسه ناگفته باقی می‌گذارد و جنگ تروا را از سال دهم آن روایت می‌کند. رویدادهای پیش و پس از ایلیاد و ادیسه، به‌دلیل از میان رفتن تقریبیِ شش روایت دیگرِ چرخه‌ی حماسه، برای ما مبهم است. اما خوشبختانه آثاری چون برگزیده‌ها اثر پروکلوس یا نمایش‌نامه‌هایی از آیسخولوس، سوفوکلس، ائوریپیدس و... باقی مانده‌اند که با رجوع به آن‌ها و کنار هم قرار دادن اطلاعات‌شان می‌توان جورچین دشوار چرخه‌ی تروا را، تقریباً نزدیک به آن‌چه بوده، بازسازی کرد و این کاری است که اسمیت (گردآورنده‌ی این کتاب) برای بازسازی متن گم‌شده‌ی سیپریا انجام داده است. این هشت منظومه در مجموع به‌عنوان «چرخه‌ی حماسی» شناخته می‌شوند، اگرچه این اصطلاح بیش‌تر به شش حماسه‌ای اشاره دارد که توسط هومر تدوین نشده‌اند، به گونه‌ای که در دوران باستان، سروده‌های «چرخه‌ای» از «هومری» متمایز بود. سیپریا سال‌های نخستین جنگ را توصیف کرده است، از ریشه‌های نزاع در عروسی پلئوس و تتیس تا ربودن هلن، گرد آمدن ارتش یونان و حمله‌ی اولیه به تروا. ایلیاد هومر به ستیز آگاممنون و آخیلس و قتل هکتور به دست آخیلس می‌پردازد، در حالی که آیتیوپیس داستان را با معرفی هم‌پیمانان آمازونی و اتیوپیایی تروایی‌ها و مرگ آخیلس ادامه می‌دهد. ایلیاد کوچک رقابت بر سر جنگ‌ابزارهای آخیلس و ورود پسرش، نئوپتولموس، مرگ پاریس و ساختن اسب چوبی را روایت می‌کند. تسخیر ایلیون بر سقوط تروا متمرکز است و بازگشت ماجراهای ناگوار یونانیان در بازگشت به سرزمین‌شان را بیان می‌کند ـ البته به استثنای ادوسئوس که بازگشتش به خانه حماسه‌ای مستقل را رقم زده است. پس از ادیسه، تلگونی قرار دارد که چرخه‌ی حماسی را با مرگ ادوسئوس به دست پسر غریبه‌اش، تلگونوس، پایان می‌بخشد. با خواندن این کتاب در می‌یابیم که، برخلاف قول مشهور، بهانه‌ی جنگ تروا زنی به نام هلن نبوده است و می‌توانیم بیش‌تر و بهتر به زمینه‌های خشم آخیلس که ایلیاد برای گزارش آن سروده شده است پی ببریم، ماجرای داوری پاریس و چرایی برگزیده شدن او به عنوان داور را بخوانیم و با پهلوانان دیگری از چرخه‌ی حماسه آشنا شویم. }

همیشه فکر می‌کردم هم‌خوانی، سختیِ کتاب خواندن را آسان می‌کند؛ اما حالا که سخت‌ترین کار دنیا بیدار شدن و انجام کارهایی‌ست که دوست داشتم، به ضرورت هم‌خوانی در روزهای سخت فکر می‌کنم. این‌که هم‌خوانی روزهای سخت را هم آسان‌تر ‌می‌کند. ما شاید از همیشه تنهاتر شده‌ایم. بعضی‌هایمان عزیزی را در این چند ماه گذشته از دست داده‌ایم، بعضی‌هایمان خانه و مکان‌های امن‌مان را از دست داده‌ایم، بعضی‌هایمان شغل‌مان را از دست داده‌ایم. در این تنهایی، یک کتاب می‌تواند هم‌بستگیِ ما را با یک‌دیگر بیش‌تر کند. یک کتاب طولانی، می‌تواند ماه‌ها ما را کنار هم نگه دارد. شاید کتاب‌های سخت برای روزهای سخت امری دشوار به‌نظر برسد، اما من خیال می‌کنم همان برآیند «منفی در منفی مثبت» را در خودش داشته باشد. رابطه‌ی انسان‌ها و کتاب‌ها عجیب است. فکر می‌کنیم ما داریم آن‌ها را می‌خوانیم، اما به گذشته که نگاه کنیم، هر کتاب یک حافظه‌ی شخصیِ تک‌نفره است از روزهایی که به خواندنش مشغول بوده‌ایم. با هم‌خوانی این حافظه‌ی شخصی را می‌توان وسیع‌تر کرد. در روزهای سخت و قطعیِ اینترنت، با کنجکاوی به فعالیت بهخوانی‌ها نگاه می‌کردم. فهمیدم آن‌جا شبیه پناهگاهی‌ بود که هیچ‌وقت نداشتیم. آدم‌ها آن‌جا جمع می‌شدند... و بعد به جمع شدن فکر کردم. هم‌خوانیِ ایلیاد و اودیسه قرار بود تابستان امسال تمام شود. می‌خواستم یک گروه کوچکِ امن و همیشگی تشکیل دهم. آدم‌هایی که همیشه برای کتاب خواندن، یک‌دیگر را داشته باشند. حالا باز هم به دنبال آدم‌ها می‌گردم. آدم‌هایی که صبورند، آدم‌هایی که هنوز هم صبح‌ها از خواب بیدار می‌شوند و کارهایی که دوست دارند را انجام می‌دهند. باشگاه کتابخوانیِ برگ، از حالا فعالیتش را آغاز می‌کند. برگ برای من حرکت کردن با آهستگی را تداعی می‌کند. حاضری در سخت‌ترین روزها باز هم پنج صفحه‌‌‌ از کتابت را بخوانی؟