𝒎𝒚 𝒎𝒐𝒐𝒏
Открыть в Telegram
239
Подписчики
+124 часа
-87 дней
-930 дней
Архив постов
239
با دلم پیکار کردی با دلت راه آمدم
سربلندم ، گر به پای عشق کوتاه آمدم.
با خبر بودم غروب از خانه بیرون میزنی
آنقدر دلتنگ بودم از سحرگاه آمدم.
خواستم از راهِ کج رفتن پشیمانت کنم
هر چه کردم برنگشتی با تو در چاه آمدم.
بی تو از بس حس غربت بین مردم داشتم
گاه با خود فکر میکردم که از ماه آمدم.
هیچکس پیدا نشد تنهاییام را کم کند
سوزنی هستم که در انباری از کاه آمدم.
از سفر برگشتهام با ارمغان راه عشق
با هزار امید رفتم ، با هزار آه آمدم.
-محسن حیدری.
239
مزاحم شو، روزت رو تعریف کن، غر بزن صدتا پیام بده، من واقعا زندگیت رو دوست دارم و همینطور نوتیفیکیشنهات رو.
239
براي آنان که لایق تماشا نبودند؛
تمام شب را چراغانی کردیم، چه اسرافِ زيبايي بود، چه بيداري تلخی..
239
اینبار دیگه نمیخوام درموردش صحبت کنم، اینبار فقط میخوام درموردش تا جایی که میتونم دور بشم، ساکت بشم و برم تو خودم.
239
اصلا حوصله ندارم با کسی بحث کنم، شما درست میگی، شماهم درست میگی، حتی شمایی که تر زدی تو مغز من هم درست میگی، باشه.
239
هرلحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرام تر از آهو، بی باک تر از شیرم
هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر.
-مولانا.
