رویاهای رنگی
Открыть в Telegram
«اینجا از زندگی، رویاها و چیزهای کوچیکی میگیم که دنیا رو رنگیتر میک
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
767
Подписчики
Нет данных24 часа
+207 дней
+9930 дней
Архив постов
769
+1
درخت دانایی به این شکل هست که اول فقط تنه و شاخه ی درخت درکلاس نصب می شود وهرروز هرکدام از بچه ها در خانه داستانی راکه خوانده اند به صورت خلاصه در برگ می نویسند ودر کلاس داستان را خوانده و کتاب خود را به بقیه ی دانش آموزان معرفی می کنند و برگ را به شاخه ی درخت می چسبانند و با کتاب خواندن بچه ها هر روز درخت برگ هاش زیادتر می شود .
769
هوای ســردِ
بیرون مـهـم نيست
هــوای
دلمـون گــرم باشہ ♡
این شاخه گـل زیبـا
تـقدیم بـه عزیزانی که
گرما بخشند و
پـر از حس خـوب زندگی🩵🤍
.
769
از ما هیچ چیز باقی نمیماند عزیز من
هیچ چیز،
جز عکسهایی در آلبوم
و یادش بخیرهای گاه گدار...
769
#پیش_غازی_و_معلّقبازی؟
واژهٔ «غازی» به معنای «بندباز و معرکهگیر» است. در گذشته، به کسی که در حضور دیگران بندبازی و حرکات خارقالعاده میکرد، ازجمله معلّق زدن، غازی میگفتند. بنابراین مَثَلِ «پیش غازی و معلّقبازی» در جایی بهکار میرود که کسی بخواهد نزد شخصِ همهفنحریف و باتجربه ادعای زرنگی و زیرکی کند و او را بفریبد. پس «غازی» درست است، نه *قاضی. اما چون واژۀ «غازی» در فارسیِ امروز کاربردی ندارد و قاضیان نیز معمولاً با افراد رند و کلاش و کلاهبردار سروکار دارند و چون تلفظِ هر دو واژه یکی است، این گمان قوت گرفته که لابد «قاضی» املای درستِ این واژه است.
یادآوری:
«غازی» (در عربی، اسم فاعل از «غزو») به معنای «جنگجو و مجاهد» هم هست: «دانا چو طبلۀ عطار است خاموش و هنرنمای و نادان خود طبل غازی بلندآواز و میانتهی.» (گلستان)
✍سید محمد بصام
🦋🌼🌼🦋
769
«حسن بیگی» متولد سال 1336 و دانش آموخته ی رشته ی زبان و ادبیات فارسی است. او مدتی به عنوان کارشناس بخش داستان انتشارات مدرسه مشغول به کار بود و اکنون در مالزی زندگی می کند و در آنجا نیز به عنوان نماینده ی کانون پرورش فکری با ناشران مالایی مذاکره می کند.
او، هم برای نوجوانان و هم برای بزرگ سالان می نویسد و از جمله ی آثارش برای نوجوانان می توان به «جشن گندم»، «مروارید ری»، «عموجان عباس»، «اشکانه» و «غنچه بر قالی» (یکی از 25 جلد کتاب برتر سال 2000 در جهان) اشاره کرد
769
صوفی» نوجوان روستای ترکمن چندسالی است که آروز دارد اسبی داشته باشد تا بتواند برای کورس پاییزهی گنبد آمادهاش کرده و با آن مسابقه بدهد؛ اما وضع مالی آنها مساعد نیست و او همه آرزوهای خود را بر بادرفته میبیند، تا اینکه روزی...
769
معلم مثلِ مادر مهربونه
یه خانومِ یه بانویِ نمونه
لَباش خندونه داره چالِ گونه
می خنده تا به دل ها غم نمونه
نَوازِش میکُنه دونه به دونه
من و ریحانه جون و بعدِ پونه
نمی گیرم من اینجا هِی بهونه
شده مدرسه واسم مثلِ خونه
با علم و دانش اون داره میونه
به ما هم نورِ علم و می رسونه
توقُّع داره شاگردِش بِتونه
کتاب های قشنگش رو بخونه
معلم قهرمانی بی نشونه
که داره صد ستاره روی شونه
الهی تا زمین هست و زمونه
جهان قدرِ معلم رو بدونه
شاعر: علیرضا قاسمی
769
+1
مثل بادکنک باش …
با اینکه میدونه زندگیش به نخی بنده
بازم تو آسمون میرقصه و میخنده
همیشه بخند بدون که نخ زندگیت دست خداست
