آوایجنگلتاریک𓍊
Открыть в Telegram
قلمم قصه مینویسد روحم در جهانهای دیگر پرسه میزند𓂃𓈒☘️
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
247
Подписчики
Нет данных24 часа
+147 дней
+1130 дней
Архив постов
I find myself thinking that
perhaps, from the very moment I was born, my destiny has been intertwined with loneliness and the repeated shattering of my heart.
Just when I think the human heart and soul cannot possibly be broken into any more than a thousand pieces, life proves to me that my heart can be torn apart and made to bleed over and over again, and yet, still beat on in pain.
Repost from ܀ فلق ܀
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
ɪ ᴀᴅᴏʀᴇ ʏᴏᴜ, ᴄᴀɴ'ᴛ ʏᴏᴜ sᴇᴇ, ʏᴏᴜ'ʀᴇ ᴍᴇᴀɴᴛ ғᴏʀ ᴍᴇ?
Repost from ریشه🌱
🔪🔪 женская ярость - это сумочка, постоянно сползающая с плеча
خشم زن مثل یک کیف دستی است که مدام از شانهاش میلغزد.
+1
ولی واقعا معتاد شدم به این وایب. انقدر حال میده که. کتاب، چایی، تراس،
هوای شمال و طبیعت🤌🏻🍀
+1
🎻🕯
گاهی حس میکنم چند قرن دیر به دنیا اومدم. دلم میخواست توی قصرهای قدیمی قدم بزنم، زیر نور لوسترهای باشکوه با صدای والس برقصم، توی کتابخونههای بزرگ ساعتها گم بشم، با هنرمندان و فیلسوفان بزرگ همصحبت بشم، نامههای عاشقانه بد دستخط خودم بنویسم. و توی دنیایی زندگی کنم که آدمها هنوز برای هنر، عشق و زیبایی، وقت داشتن.
⚜
+1
ولی خیلی حس قشنگیه.
کتاب خوندن غرق رنگ سبز با صدای پرندهها و طبیعت. و کتاب خوندن غرق رنگ آبی، با صدای امواج دریا و مرغهای دریایی 🌊🌳
𝑰 𝒉𝒂𝒗𝒆 𝒄𝒐𝒏𝒏𝒆𝒄𝒕𝒆𝒅 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒏𝒂𝒕𝒖𝒓𝒆 🍂
