ru
Feedback
ㅤ𝘖​𝘤​𝘵​𝘰​𝘣​𝘦​𝘳​ ​𝘴​𝘬𝘺

ㅤ𝘖​𝘤​𝘵​𝘰​𝘣​𝘦​𝘳​ ​𝘴​𝘬𝘺

Открыть в Telegram

𝖶𝖾𝗅𝖼𝗈𝗆𝖾. Bot: @shailyyy12bot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
348
Подписчики
-224 часа
-27 дней
+1430 дней
Архив постов
Repost from N/a
 ◜ 🏓 t.me : ping pong ' ikue   ‌  ╰ private line ¹¹

Repost from N/a
 ◜ 🎣 t.me : weird ' ikue   ‌  ╰ private line ¹⁰

Repost from N/a
 ◜ 📬 t.me : blueberry ' ikue   ‌  ╰ private line ⁹

ایـن پیام + این پست رو فـور کـنـیـد + ID; یه نقطه تاریک از شما رو حدس بزنم. 𝐁𝖾 𝐉𝗈𝗂𝗇 : 𝐀𝗅𝗂𝗏𝖾 𝗂𝗇 𝐒𝗂𝗅𝖾𝗇𝖼𝖾

نفس کشیدن بی‌تو شبیه جان دادنِ آرام زیرِ آوارِ سکوت است؛ انگار غمی عظیم، مثل سنگ قبری سرد، روی سینه‌ام افتاده و پنجه‌های نامرئیِ شب، گلوی مرا میان انگشتان یخ‌زده‌شان فشار می‌دهند. بی‌تو جهان بوی فراموشی گرفته؛ خیابان‌ها سردترند، ساعت‌ها کندتر می‌گذرند و ثانیه‌ها مثل قطره‌های خون از رگِ زمان چکه می‌کنند. در نبودنت، پوچی مثل مهی خاکستری درونِ ذهنم خزیده و تمام پنجره‌های روشنِ روحم را بلعیده است. حس گم‌شدن دارم؛ شبیه مسافری که در ایستگاهی متروک، میان مه و باران، سال‌ها منتظر قطاری مانده که هرگز نمی‌رسد. دیگر نمی‌توانم منطقی باشم؛ عقل، گوشه‌ای تاریک از ذهنم زانو زده و احساس، مثل دریایی طوفانی، تمام وجودم را غرق کرده است. انگار تکه‌ای از من، همان بخش زنده و آرامِ روحم، سال‌ها پیش در هزارتوی افکار ترسناک جا مانده؛ روحی زنجیرشده به ستونی پوسیده در اعماقِ شب، که نه توانِ فرار دارد و نه راهی برای بازگشت. زندگی وقتی او درونم نفس می‌کشید، قابل تحمل بود؛ اما حالا هر صبح، مرثیه‌ای برای نبودنش است و هر شب، مجلس عزای آدمی‌ست که هنوز نفس می‌کشد اما مدت‌هاست مرده است. من نه عشق می‌خواهم، نه محبت، نه آغوشی برای تسکین؛ من خودم را می‌خواهم، همان آدمی که سال‌ها پیش میان سایه‌های هولناکِ ذهنش گم شد، در سیاه‌چالِ افکارش زندانی شد
و دیگر هیچ‌وقت راهِ بازگشت به این جسمِ خسته را پیدا نکرد.

💪فـور کـن چـنـلـت ایـنـجـا و اسپـانـسـر جـویـن بـاش تـوی فـولـدر بـزارمـت +𝟣𝟢𝟢 جـذب تـقـدیـمـتـون کـنـم
شات جوینیتون توی اسپانسر + تگ چنلتون رو حتما بفرستید این بات😈