ru
Feedback
ㅤ𝘖​𝘤​𝘵​𝘰​𝘣​𝘦​𝘳​ ​𝘴​𝘬𝘺

ㅤ𝘖​𝘤​𝘵​𝘰​𝘣​𝘦​𝘳​ ​𝘴​𝘬𝘺

Открыть в Telegram

𝖶𝖾𝗅𝖼𝗈𝗆𝖾. Bot: @shailyyy12bot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
350
Подписчики
Нет данных24 часа
-57 дней
+1430 день
Архив постов
Repost from N/a
اینجا 170 بشه ؟؟

چه مودبرد دارک و قشنگی اسلی کردی عزیزم و نویستم واقعا خیلی قشنگ بود و تو عمق ماجرا رفتم خسته نباشییییی

تا کی باید هر روز با نبودنت کنار بیام و وانمود کنم که همه‌ چیز عادیه؟ تا کی باید بین خاطره‌هات زندگی کنم و هر شب با فکر دیدنت بخوابم؟ دوری فقط فاصله‌ی بین دو آدم نیست؛ گاهی تمام لحظه‌هاییه که دلت می‌خواد کسی کنارت باشه و نیست، عذابش اینه که نمی‌تونی کاری بکنی جز صبر، صبری که هر روز سنگین‌تر از دیروز می‌شه! می‌گن زمان همه ‌چیز رو درست می‌کنه، اما بعضی دلتنگی‌ها با گذشت زمان فقط عمیق‌تر می‌شن؛ هر چیزی، هر آهنگی، هر خیابونی، یه جوری آدم رو یاد کسی می‌اندازه که جاش هنوز توی دل خالیه سخت‌ترین قسمت ماجرا اینه که نمی‌دونی این انتظار یه روز تموم می‌شه یا نه، اما باز هم امیدت رو از دست نمی‌دی؛ چون بعضی آدم‌ها ارزش تمام این صبر و دلتنگی رو دارن! کاش یه روز برسه که دیگه مجبور نباشیم فاصله رو تحمل کنیم؛ روزی که این همه اشک، دلتنگی و انتظار فقط تبدیل به یه خاطره‌ی دور بشه تا اون روز، تنها کاری که ازم برمیاد اینه که دلتنگت باشم و هر بار که اسم یا یادت میاد، ته دلم آرزو کنم این دوری بالاخره تموم بشه…
نـامــه‌ای به جـئون جـونگ‌کـوک

فوروارد ڪنید با توجه بهتون به یک کرکتر گیم تشبیتون کنم و توی چند جمله توصیف کنم
جویـن بـاشـید چـک‌ میـشه | ‌‌‌𝖲ᥱ᥎ᥱᥒ𝗍ᥱᥱᥒ

عاووو چقد خوشگلههه!!ヽ(゚д゚ヽ)(ノ゚д゚)ノ!! وای خسته نباشییییییییی خیلی نویستم قشنگ بوددد

Repost from Always✞⁷
"همگی خسته نباشید،برای امروز کافیه" با تموم شدن عکسبرداری،پسر آهی کشید. "جناب پارک خسته نباشید برای امروز عالی بودید" "ممنونم
+4
"همگی خسته نباشید،برای امروز کافیه" با تموم شدن عکسبرداری،پسر آهی کشید. "جناب پارک خسته نباشید برای امروز عالی بودید" "ممنونم شما هم خسته نباشید" با خالی شدن اتاق،سونگهون به زمین خیره شد و به فکر فرو رفت. جیک با دیدن سونگهون توی اون حالت،به سمتش رفت. "سونگهون هیونگ،حالت خوبه؟امروز خیلی گرفته به نظر میای" سونگهون بدون اینکه سرشو بالا بیاره،جواب پسر رو داد. "جیکی،نمیدونم چم شده،چند روزه حالم گرفتست" "آخی پسر کوچولوی من ناراحته" بلافاصله به سرعت به سمت اتاق دیگر رفت و بعد از سی ثانیه،از آن خارج شد. "سونگهونی منو نگاه کن" سونگهون بالاخره سرشو بالا گرفت و با دیدن صحنه روبروش لبخندی زد. جیک با آبنبات توی دستش،برای سونگهون کیوت بازی در میاورد. کم کم لبخند سونگهون،به خنده تبدیل شد. "سونگهونی،بالاخره خندیدی" سونگهون خنده ای دیگری کرد و به سمت پسر رفت،دستاشو روی دو گونه جیک گذاشت و باعث غنچه شدن لبای پسر شد،بلافاصله بوسه ی نرمی روی لبای جیک کاشت. "ممنونم از اینکه هستی" پسر گونه هاش از حرکت سونگهون قرمز شد و او را محکم بغل کرد.
𝙹𝚊𝚔𝚎𝙷𝚘𝚘𝚗𓍯

وایب خیلی قشنگی داره واقعا اسلی کردی خسته نباشییی

ׄ 𐑺 𝛨𝖾 𝗅𝗈𝗈𝗄𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌ 𝖻𝗂𝗍𝗍𝖾𝗋𝗌𝗐𝖾𝖾𝗍‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌﹙🦋﹚ 𝘴𝘶𝘮𝘮𝘦𝘳 𝗆𝖾𝗆𝗈𝗋𝗒 — ㅤ𔓐᭡ ׄ   ִ

Repost from N/a
یک گپ قدیمی دوباره، شروع به کار کرده. گپی داریم برای آمار های 1k+ و 1k- اینجا نه برای تبه، نه گپی مشابه پیدا میکنین. زده شده برای؛ تعامل بیشتر چنل‌ها. همکاری در چلنج‌ها. فوروارد پست ها، کمتر شدن زحمت ادمین‌ها برای افزایش آمار. گپ‌های White Rose و Black Rose رو به خاطر دارید؟ دوباره برگشتیم. [https://t.me/+U4BLXI42RE82NTBk] اگر این پیام دوبار برای شما ارسال شده، متاسف هستیم. منتظر حضورتون هستیم.