683
Подписчики
-124 часа
+57 дней
+2230 дней
Архив постов
683
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی، از اوین:
تروریستی در کار نبوده و نیست و قاتلان دیماه، همان نیروهای مزدور حاکمیتاند که به دستور علی خامنهای خونریز تبهکار و طراحی پسرش مجتبی، مردم را به گلوله بستند
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در آستانه سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی» با انتشار بیانیهای، روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره کشتار معترضان در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را به چالش کشیده و خواستار پاسخگویی درباره تناقض میان ادعای حضور «تروریستها» در اعتراضات مردمی و امنیت کامل تجمعات حکومتی شده است.
متن کامل بیانیه ابوالفضل قدیانی:
«۲۵ شهریورماه سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی است.به یاد شهدای خونینکفن این جنبش تحولآفرین و همچنین جنبش خونبار دیماه ۱۴۰۴ هم که به شیوهای وحشیانه، با سبعیت و قساوت قلب، با رگبار مسلسل قتال عام شدند، ۲ سؤال مطرح میکنم.
بیش از ۶ ماه است که مزدوران نظام فاسد جمهوری اسلامی، به سرکردگی مجتبی خامنهای تبهکار غارتگر، در کمال امنیت و آرامش شبها خیابانگردی و پرچمگردانی میکنند و با رجزخوانی و عربدهکشی و هل من مبارز طلبیدن (البته همراه با سورچرانی و دریافت پاداشهای کلان)، مزاحم استراحت و آرامش مردم میشوند.
عجیب آن است که نه در این تجمعات شبانه و نه در تظاهرات حکومتی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، خبری از تروریستهای مورد ادعای دروغپردازان جمهوری اسلامی که مردم معترض بیدفاع را در اعتراضهای دیماه به رگبار بستند، نبوده و نیست.
اکنون رسانهها و نهادهای حقوق بشری باید در مقابل تناقضگوییها و دروغپردازیهای گوبلزی نظام سران آدمکش جمهوری اسلامی بایستند و بپرسند چگونه است که هر بار به محض اوج گرفتن اعتراضات مردم، عدهای که حکومت آنان را تروریست مینامد، همچون قارچ سر از خاک بیرون میآورند و مردم را قتل عام میکنند، اما در راهپیماییهای حکومتی ناپدید میشوند.
مگر غیر از این است که منافع قاتلان مردم که حکومت آنان را به بیگانگان منتسب میکند، در پیروزی مردم معترض و در شکست راهپیمایان حکومتی است؟
پس با کدام منطق باید اعتراض مردم علیه حکومت را با گلوله خاموش کنند که منافع آنان را تأمین میکند و در راهپیماییهای حکومتی دود میشوند و به هوا میروند؟
باید پرسید چگونه است که حکومت میتواند امنیت راهپیمایان مزدور و هواداران خود را در سراسر شهرهای ایران به گونهای تأمین کند که حتی خون از دماغ احدی جاری نشود، اما وقتی نوبت به اعتراضات و مخالفتهای مردم بیدفاع میرسد، میدان را برای مزدورانی که تروریست میخواند خالی میکند؟
راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ در کمال امنیت و آرامش و بیش از ۶ ماه پرچمگردانی و تجمعات همراه با مزاحمت و ایجاد رعب و وحشت برای مردم، بار دیگر دست خونین و شیوه خائنانه حکومت ولایت شیطانی فقیه را رو میکند که تروریستی در کار نبوده و نیست و قاتلان دهها هزار جان بیدار و بیدفاع، همان نیروهای مزدور حاکمیتاند که به دستور علی خامنهای خونریز تبهکار و طراحی پسرش مجتبی، مردم را در دیماه ۱۴۰۴ به گلوله بستند و مرتکب جنایت سهمگینی شدند که در تاریخ معاصر ایران بیسابقه است.
ملت ایران هرگز این جنایت ضد بشری را فراموش نخواهد کرد و تاریخ به نسلهای آینده که تداومبخش این ملت خواهند بود، خواهد گفت که این نظام و سرکردگانش با ملت چه کردند.»
ابوالفضل قدیانی
سالن ۱، بند ۷ زندان اوین
۱۴۰۴/۶/۲۴
#ابولفضل_قدیانی #مهسا_امینی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@NinaYevsky2
683
🔴نمی خواهیم زنده بمانیم !
🔹جعفر بخشی بی نیاز
نویسنده و روزنامه نگار
🔹هم فیلمش را ایرج قادری ساخت و هم در ادبیات به قد و اندازه ی یک شاهنامه در موردش نوشته اند و سروده اند و گفته اند. آن جایی که روایت و حکایت این است که می خواهم زنده بمانم. اما گزارشِ رئیسِ بخشِ کانسرِ بیمارستانِ امام خمینیِ تهران پرده از حقیقتی هولناک برداشته و این روایت را کاملا وارونه ساخته است.
آن جا که بیماران در اوج استیصال و درمانده گی از پزشکان میخواهند تا جانشان را بگیرند.
بیمارانی که به ته خط رسیده اند و هیچ انگیزه و بهانه و دلیلی برای ادامه حیات ندارند. وقتی یک بیمار سرطانی ؛ برای پایان دادن به دردهایش و مهمتر از آن ؛ برای رها کردنِ خانوادهاش از بارِ مالیِ کمرشکنِ درمان ؛ از مرگ به این شیوه استقبال میکند ؛ یعنی نه تنها سیستمِ بهداشت و درمان که تمامِ انسانیت و شرف در این جغرافیا شکست خورده است.
🔹این همان کرامت انسانی بود که بسیار پیش از این به مردم وعده اش را داده بودند.
این همان آرمان شهر مقدسی بود که عده ای می پنداشتند راه بهشت را برایشان هموار خواهد کرد.
وقتی سخن از هزینههای سرسام آورِ درمان به میان میآید مسئولین با آمارهای کاغذی و گزارش های ردیف بندی شده ؛ دم از پوشش بیمهای و حمایتِ نظامِ سلامت از بیماران میزنند.
اما واقعیتِ میدان ؛ فرسنگها با پشتِ میزهای مدیریتی فاصله دارد. واقعیت همان بیماری ست که نه در اتاقِ انتظار ؛ که در بن بستِ ناتوانیِ مطلق خودش را جلوی ماشین میاندازد تا شاید مرگ ؛ ارزانتر از زندگیِ نباتی با داروهای نایاب و گران قیمت برایش تمام شود.
این خودکشیها ؛ آمارِ مرگِ تصادفی نیست. فاجعه است و یک قتل عامِ وحشتناک اما بی صدا و آرام. اینکه یک بیمار سرطانی دیگر نمی خواهد زنده بماند و التماس می کند تا بمیرد ؛ یعنی روایت فقط تلخ نیست که جان سوز است و به شدت ویران گر.
🔹باید از همه ی مدیران این کشور از بالا به پایین پرسید به راستی شما چگونه میتوانید سر بر بالین بگذارید ؛
وقتی سیاست گذاریهای کلانِ شما زندگی را از مردم دزدید و جماعتی را به مسلخِ مرگ برد.
شما نه تنها حقِ حیات را از این مردم سلب کردید بلکه شرافتِ زیستن را هم از آنها گرفتید.
وقتی پدر یا مادری برای اینکه فرزندش زیر بارِ قرضِ درمان نرود از خدا آرزوی مرگ میکند ؛ شما با کدام رویه و کدام ترازویِ اخلاقی خود را مسئولِ این فاجعه ی انسانی میدانید؟
این متن و نوشته نه یک نقدِ گذرا و سطحی که اعلامِ جرم علیه کسانی ست که سلامتِ مردم را در مسلخِ سیاست بازیهای اقتصادی ناجوانمردانه ذبح کردند.
صدایِ شکستنِ استخوانهایِ این بیماران تنها صدایِ خرد شدنِ یک خانواده نیست که صدایِ فروپاشیِ ستونهای اخلاقیِ جامعهای ست که در آن جانِ انسان بسیار ارزان است.
@NinaYevsky2
683
🔴 جانِ ارزان | قسمت اول
جان یک ایرانی چقدر میارزد؟
جان انسان قیمت ندارد.
اما در جهان واقعی، کشتنِ انسان قیمت دارد.
یکجا کشتن یک انسان میتواند دادگاهها را سالها به خود مشغول کند، دولتها را به حرکت درآورد، معادلات سیاسی را دگرگون سازد و برای قاتل هزینهای بسازد که آن سرش ناپیدا.
جای دیگری صدها و هزاران انسان کشته میشوند، جهان چند روزی مینگرد، چند بیانیه صادر میشود و دیگر هیچ.
پس وقتی از «قیمت جان» حرف میزنم، از قیمت انسان حرف نمیزنم.
از قیمتِ کشتن انسان حرف میزنم.
تبصره: چنان خود را نیرومند کنید که تصمیم دشمن برای حمله به شما، بیش از آنکه به حمله شباهت داشته باشد، تصمیمی برای خودکشی باشد.
اسرائیل را بنگرید.
نه برای دفاع از همهی سیاستهایش؛ بلکه برای درکِ یک تجربهی تاریخیِ مهم:
چگونه میشود قیمتِ جان یک ملت را بالا برد؟
هشتاد سال پیش، زندگی یهودیان اروپا یکی از هولناکترین پاسخهای ممکن به این پرسش شد که جان انسان تا کجا میتواند در چشم جهان بیارزش شود.
شش میلیون یهودی در هولوکاست کشته شدند؛ نزدیک به دوسوم یهودیان اروپا.
همه میدانستند چه خبر است؛ اما واکنش مؤثر هرگز بهموقع نرسید.
یهودیان درسِ هولناکی گرفتند:
اگر امنیتت یکسره به وجدان دیگران وابسته باشد، جان خواهی داد و جهان فقط برایت موزه خواهد ساخت!
هولوکاست به مسئلهی امنیت، بُعدی «وجودی» بخشید: یک یهودی نباید بار دیگر در نقطهای از جهان گرفتار آید، بیآنکه دولتی خود را مسئول سرنوشتش بداند.
پس از ۱۹۴۸، گامبهگام ابزارهای قدرت را بنا نهادند.
اول کشور ساختند.
دولتی پدید آمد که یکی از دلایل بنیادینِ موجودیتش، فراهمکردنِ خانهای ملی برای ملت یهود بود.
قانون ساختند.
نه فقط برای جنگیدن؛ بلکه برای آنکه دشمن پیش از حمله، ناگزیر از محاسبهی هزینهی پاسخ باشد تا پیش از آسیبرساندن ناگزیر شود بپرسد: بعدش چه خواهد شد؟
امنیت ساختند.
اما نکته اصلی این است که امنیت را تنها در تفنگ و تانک نجستند. دانشگاه، پژوهشگاه، صنعت و فناوری بیرقیب ساختند.
در سال ۲۰۲۳ اسرائیل معادل ۶.۳ درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف تحقیق و توسعهی امنیتی کرد؛ بالاترین نسبت در میان کشورها، یعنی خرد را نیز به زیرساختِ قدرت بدل کردند.
اقتصاد ساختند.
طبق دادههای بانک جهانی، تولید ناخالص داخلی اسرائیل در زمرهی بالاترین اعداد.
کشوری کوچک، اما تنیده در شبکهی جهانیِ اقتصاد، سرمایه و فناوری؛ کشوری که حذفش از این شبکه، بی نهایت هزینه داشته باشد.
صنعت دفاعی ساختند.
مانند عربستان امنیت را تنها نخریدند؛ بخش مهمی از آن را خود ساختند و سپس به دیگران فروختند.
لابی و شبکه ساختند
روابط سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی، دانشگاهی و بینالمللی بنا کردند؛ متحد یافتند و منافع خود را به منافع دیگران گره زدند.
و شاید مهمتر از همه:
ادامه دادند.
این، اتفاقی یکشبه نبود.
دههها به طول انجامید تا جامعهای که در حافظهی تاریخیاش تجربهی بیپناهی و کشتار جمعی را با خود حمل میکرد، مجموعهای از دولت، اقتصاد، علم، فناوری، ارتش، صنعت و روابط بینالمللی بنا کند که آسیبرساندن به آن را پرهزینهتر سازد.
و این همان پرسشی است که ما ایرانیان باید دربارهی خودمان مطرح کنیم:
قیمت جان ایرانی چقدر است؟ این مقایسه تصادفی نیست: امروز ما نیز، از زاویهای دیگر، با همان پرسش روبهروییم.
ما در دیخون ۱۴۰۴ با یکی از هولناکترین پاسخهای ممکن به همین پرسش روبهرو شدیم.
سازمان عفو بینالملل بر اساس ویدئوهای راستیآزماییشده و شهادت شاهدان، از دهها هزار کشتار غیرقانونی گسترده اعتراضات دی سخن گفته است. جمهوری اسلامی میخواهد کنترل اعداد را به دست بگیرد
و تلخا که هر یک از این اعداد، انسانی بوده است که جمهوری کشتار اسلامی سعی در محو کردنش دارد.
و اینجاست که روایتِ «جانِ ارزان» آغاز میشود.
ساختنِ ساختاری شبیه به اسرائیل، شاید بیست سال طول بکشد.شاید چهل سال. شاید هشتاد سال.
اما باید از جایی آغاز شود.
دیخون ١۴٠۴ نیز باید پرسشی تاریخی پیشِ روی ما بگذارد:
پس از دیدنِ این همه مرگ، ما با ارزشِ جانِ ایرانی چه خواهیم کرد؟
پاسخ نمیتواند تنها این باشد که از جهان بخواهیم جانِ ایرانی را گرانتر بشمارد.
خودمان باید جامعهای بسازیم که جانِ انسان را گران بداند؛ و قدرتی که آسیبرساندن به ایرانی را کمهزینه نگذارد.
آنقدر که روزی هرکس خواست دست به سوی یک ایرانی دراز کند، پیش از کشیدنِ ماشه، حساب کند.
و بفهمد:
این جان، دیگر ارزان نیست.
زهرا عبدی
@NinaYevsky2
