خطِ نگار🍁
Открыть в Telegram
خطهای من، قصههای منند… اینجا با خطِ نگار، روزها و لحظههایم را مینویسم، جایی برای رنگها، صداها و سکوتهای کوچک:)
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
316
Подписчики
-124 часа
-37 дней
-930 дней
Архив постов
316
امروز یکشنبهست، ۷ دی ماه
یه روز بارونیِ قشنگ…
و چه بهونهای بهتر از تولد دو تا آدمِ دوستداشتنی🫂
مهرانهی عزیز از شیرازِ دوستداشتنی
و هلینای مهربون از خوزستانِ خونگرم
شاید کیلومترها فاصله باشه،
اما بعضی دلها فاصله نمیفهمن💕
راستش شما فقط «دانشآموز» نیستین…
حداقل برای من
یه جورایی جزئی از خانوادهاین،
همونقدر واقعی، همونقدر عزیز.
همون حسی که به همهی بچههای مشاوره دارم؛
یه جمع امن، پر از دلهای خوب...
مهرانه با آرومی و عمق نگاهش
و هلینا با انرژی و دلِ بزرگی که داره
یادم میندازن هنوز آدمای خوب هستن
که بودنشون حال آدمو بهتر میکنه...
تولدتون مبارک 🤍
آرزو میکنم زندگیتون
پر از روزای روشن بعد از بارون باشه،
پر از لبخند، آرامش
و مسیرهایی که به خودِ واقعیتون ختم میشن✨
خوشحالم که هستین،
خوشحالم که توی این مسیر کنار هم افتادیم
و خوشحالتر از اینکه میتونم بگم:
بودنتون ارزشمنده 🌧️🩵✨
316
ولی کنار مامان دنیا یه چیز دیگست:)🩵
خدا از عمرم کم کنه روی عمرت اضافه کنه🫂✨🌱🩵
واقعا این روزا انقدی ذهنم درگیره نمیدونم چی درسته چی غلط…
316
دستبندی که خیلی دوسش دارم
توی این عکس توی دستمه
خیلی وقت بود قفلش خراب شده بود
و نمیتونستم ازش استفاده کنم
حتی دوبار نزدیک بود گمش کنم
امروز خیلی یهویی تصمیم گرفتم عوضش کنم
ولیلحظه آخر پشیمون شدم
یعنی اینجوری بودم که وقتی فروشنده بهم پیشنهاد میداد و دستم مینداختم
هیچکدومشون انرژی که این بهم میداد و رونمیداد
با اینکه گرونتر و تو چشم تراز مال خودم بودن
مردد شدم گفتم نمیخوام و میتونی قفلشو درست کنی؟
گفت اره
وقتی قفل رو انداخت گفت از بابت قفلش خیالت راحت ، مگه خود دستبندت چیزیش بشه
وگرنه قفلشو هیچی تکون نمیده
بعد از ماه ها وقتی دستم انداختمش انگار چیزی که مدتها بهش نیاز داشتم بهم برگشت
خانمِ فروشنده که دیگه الان تقریبا دوستم شده
یهو گفت نگار میدونی دل کندن از چیزای قدیمیت سخته برات؟
گفتم اره خیلی ، هیچی خودش نمیشه برام….
#خطِ_نگار
316
ترجیح میدم راه سخت رو برم و خودم باشم،
تا اینکه توی مسیرهای راحت گم بشم.
اگه قراره چیزی ازم کم بشه،
بذار از داشتههام کم بشه نه از شرافتم…
من با حقیقت، حتی اگه درد داشته باشه،
آرامش پیدا میکنم؛
اما با دروغ، حتی اگه شیرین باشه،
هیچوقت خودم رو نمیبخشم...
316
https://t.me/NegarLine/327
به شدت موافقم در واقع همه اینا هیولای درونی رو شکل میده و اینجاست میگن انسان از خودش اراده ای نداره مگه اینکه بتونه بر این هیولا ها غلبه کنه!🐈⬛
ʸᵉᵏᵗᵃ
316
ولی جدی اونقدراهم راحت نیست بین منطق و احساس یکیو انتخاب کنی!وقتی آدم صفر و صدی هم باشی
نتونی تعادل برقرار کنی
316
نمیخوام بحث رو به بیراهه بکشم
اما اون ژن ایرانیم میگه خانم معتمدی نمیخواد بهمون شیرینی بده ؟
316
زندگی کاملا مبنی بر منطق خیلی خوبه
همه چیز روی روال
دیسیپلین و نظم ازش میباره و هیچ مشکلی نداره
مشکل اونجاس که فرق ما و بقیه مخلوقات احساساته
بدون اون خیلی خشک و بی انگیزه میشیم
خیلی از اون ام میتونه همون منطق رو به فنا ببره
ترکیب قهوه نمیگم ولی ۷۰/۳۰ منطق ایده آله
316
قبلا به احساس تکیه کردم نتیجه اش شد شکست الان فقط منطق و نفع خودم الویته
همه به همین میرسیم
316
به نظرم قبل از اینکه بگیم انتخاب هامون منطقیه یا احساسی باید بپرسیم اصلا چقدر حق انتخاب داریم خیلی وقت ها انتخاب نیست فقط اجباره شرایط خانواده و جامعه یا پول ما رو میبره جایی که انتخابی جز چند تا راه محدود نداریم
آخرش هم با منطق یا احساس فقط سعی میکنیم چیزی رو که مجبور شدیم انتخاب کنیم برای خودمون قابل تحمل کنیم همین .
𝒜𝓂𝒾𝓇
316
در موقعیت های مختلف متفاوته...
نمیشه قاطع گفت کدوم بیشتر یا کدوم کمتر
اما بنظر من بهترین تصمیم گیری اغلب ترکیبی از هر دوئه
316
من بیشتر احساسی عمل میکنم نه اینکه بخواما ولی توی بعضی مواقع احساساتم قوی تر از منطق جلو میاد.. و این موضوع باعث میشه توی خیلی از جاها ضربشو بخورم .
ولی بنظرم اینکه توی هرچیزی هم بخوای منطقی فکر کنی خوب نیست ی حدوسطی باید بزاری
