ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

نِدای‌مآه.

نِدای‌مآه.

Открыть в Telegram

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
171
Подписчики
Нет данных24 часа
-187 дней
-4830 дней
Архив постов
_
_

چخبر؟

وقتی ریکشن میزنید به متنا کلی ذوق میکنم چون میفهمم اونارو میخونید واقعا:)))💙🥹

5.11"پیکان" سلام... مرا یادتان هست؟ همان پیکانی که سال‌ها در خیابان‌های شهر دوید، در تابستان‌های داغ و زمستان‌های سرد، و آدم‌های زیادی را از جایی به جایی دیگر رساند. من فقط یک ماشین نبودم. من شاهد بودم. شاهدِ پدری که صبح زود، خواب‌آلود پشت فرمان می‌نشست تا خانواده‌اش را به مقصد برساند. شاهدِ مادری که کودکش را در آغوش می‌گرفت و با نگرانی از پنجره بیرون را نگاه می‌کرد. شاهدِ نوجوانی که برای اولین بار روی صندلی عقب نشست و با هیجان به خیابان‌ها خیره شد. شاهدِ پیرمردی که هر بار سوار می‌شد، آرام دستش را روی داشبورد می‌کشید؛ انگار با یک دوست قدیمی سلام و احوالپرسی می‌کند. من صدای خنده‌هایتان را شنیده‌ام؛ گریه‌هایتان را هم. دعواهایتان را شنیده‌ام و رازهایی را که هیچ‌کس جز من از آن‌ها خبر نداشت. بارها دیده‌ام که آدم‌ها هنگام ناراحتی از پنجره بیرون را نگاه می‌کنند و وانمود می‌کنند حالشان خوب است. این خط‌ها را می‌بینید؟ برای شما شاید فقط خراش باشند، اما برای من، هرکدام یک خاطره‌اند. بعضی از آن‌ها از روزهای سخت آمده‌اند و بعضی از روزهای خوب. شما آدم‌ها چرا این‌قدر زود چیزهای قدیمی را فراموش می‌کنید؟ چرا وقتی چیزی نو می‌آید، خیال می‌کنید هرچه قدیمی است دیگر ارزش ندارد؟ مگر ارزش یک وسیله به سال تولدش است؟ من تمام توانم را برای رساندن شما به مقصد گذاشتم. حالا اگر روزی مرا در گوشه‌ای دیدید، با عجله از کنارم رد نشوید. شاید من برای شما فقط یک پیکان قدیمی باشم، اما برای خودم، یک عمر خاطره‌ام.
«وَلَا تَنسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ» «و نیکی‌ها و فضل و خوبی‌هایی را که میان شما بوده، فراموش نکنید.» سوره بقره، آیه ۲۳۷ گاهی یک وسیلهٔ قدیمی، فقط یک وسیله نیست؛ بخشی از خوبی‌ها، خاطره‌ها و آدم‌هایی است که نباید فراموششان کنیم

5.11"پیکان" سلام... مرا یادتان هست؟ همان پیکانی که سال‌ها در خیابان‌های شهر دوید، در تابستان‌های داغ و زمستان‌های سرد، و آدم‌های زیادی را از جایی به جایی دیگر رساند. من فقط یک ماشین نبودم. من شاهد بودم. شاهدِ پدری که صبح زود، خواب‌آلود پشت فرمان می‌نشست تا خانواده‌اش را به مقصد برساند. شاهدِ مادری که کودکش را در آغوش می‌گرفت و با نگرانی از پنجره بیرون را نگاه می‌کرد. شاهدِ نوجوانی که برای اولین بار روی صندلی عقب نشست و با هیجان به خیابان‌ها خیره شد. شاهدِ پیرمردی که هر بار سوار می‌شد، آرام دستش را روی داشبورد می‌کشید؛ انگار با یک دوست قدیمی سلام و احوالپرسی می‌کند. من صدای خنده‌هایتان را شنیده‌ام؛ گریه‌هایتان را هم. دعواهایتان را شنیده‌ام و رازهایی را که هیچ‌کس جز من از آن‌ها خبر نداشت. بارها دیده‌ام که آدم‌ها هنگام ناراحتی از پنجره بیرون را نگاه می‌کنند و وانمود می‌کنند حالشان خوب است. این خط‌ها را می‌بینید؟ برای شما شاید فقط خراش باشند، اما برای من، هرکدام یک خاطره‌اند. بعضی از آن‌ها از روزهای سخت آمده‌اند و بعضی از روزهای خوب. شما آدم‌ها چرا این‌قدر زود چیزهای قدیمی را فراموش می‌کنید؟ چرا وقتی چیزی نو می‌آید، خیال می‌کنید هرچه قدیمی است دیگر ارزش ندارد؟ مگر ارزش یک وسیله به سال تولدش است؟ من تمام توانم را برای رساندن شما به مقصد گذاشتم. حالا اگر روزی مرا در گوشه‌ای دیدید، با عجله از کنارم رد نشوید. شاید من برای شما فقط یک پیکان قدیمی باشم، اما برای خودم، یک عمر خاطره‌ام.
«وَلَا تَنسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ» «و نیکی‌ها و فضل و خوبی‌هایی را که میان شما بوده، فراموش نکنید.» سوره بقره، آیه ۲۳۷
گاهی یک وسیلهٔ قدیمی، فقط یک وسیله نیست؛ بخشی از خوبی‌ها، خاطره‌ها و آدم‌هایی است که نباید فراموششان کنیم

منهج"کتاب" من می‌دانم که شما بسیار در من مطالعه می‌کنید. گاهی آنقدر عمیق من را می‌نگرید که با خود تفکر می‌کنید که وای خدای من، دیگر کتابی عمیق‌تر از این کتاب وجود نخواهد داشت. بااینکه هرچقدر که مرا می‌خوانید و نویسنده‌ی مرا تحسین می‌کنید و به پروردگار جهانیان این جملت را می‌گویید، همانقدر هم هر روز فراموش خواهید کرد که کامل‌ترین کتاب قرآن است. قرآنی که نویسنده‌اش پروردگاری است که در مقابلش به نویسنده‌های دیگری برتری میبخشید. می‌خواهم به شما یادآوری کنم که ، اگر کتابی خواندید و آن را تحسین کردید، بدانید که کتابی که در گوشه‌ای از خانه های مختلف نشسته است و ما را با حروف و کلماتی که پر از امید است نگاه میکند،  کافیست برای یک بار، اول تا آخر آن را با معنی بخوانید. آنگاه خواهید فهمید که قرآن تنها کتاب نیست و حق دارید که برای کتاب بودن آن را انتخاب نکنید، چون قرآن وسیله و راهنمایی است که در همهجا پیدا میشود و نور امید را با باز شدن خویش به جهانیان نشان میدهد اما عجیب است چرا که کورهایی میان انسانها پیدا میشوند که با دیدن این نور، چشمانشان اذیت میشود. بنابراین به ما میگویند که نوری که در این قرآن وجود دارد، وحشت است و باعث میشود خانه های ما بسوزد. اما ما یادمان نمیرود و نمیرود که قرآن هرگاه نورش برای جهانیان باز شد، همانند خورشیدی بود بعد از سیاهی شب.
«إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ» «همانا این قرآن به استوارترین و درست‌ترین راه هدایت می‌کند.» سورهٔ اسراء، آیهٔ ۹

مُستجار"کتاب" می‌دانیم من همیشه سعی می‌کنم که هر آنچه را که از گذشته به جا مانده یا شاید قرار است برای احساسات و افکار تو در آینده به وجود بیاید را درون خودم نقش ببندم. اما برایم بسیار عجیب است. آنقدر عجیب است که نمی‌دانم چرا تو و تمام آنهایی که مرا می‌خوانید و با نگاه پرنور و تعجب برانگیز خویش به من می‌نگرید، هرگز مرا در اختیار دیگری نمی‌گذاری. مرا می‌خوانید و با این‌که از یاد می‌برید تمام حرفهای مرا در گوشه‌ای از اتاق رها می‌کنید و تا سالیان سال دیگر به سراغ من نخواهید آمد. بسیار برایم عجیب است. اگر روزی می‌شد که همین‌گونه که الان به سخن درآمده‌ام به سخن در بیایم برای تمامی، به همهی مردم سرزمینها می‌گویم که انسانها، اگر کتاب می‌خوانید یادتان باشد کتابخوان اصلی آن کسی است که برای دیگران هم مرا به نمایش بگذارد، نه آن کسی که می‌خواند و فراموش می‌کند و مرا رها می‌کند. و یادتان باشد هر آنچه که داخل من می‌خوانید تنها خوانش نیست. می‌تواند گاهی باعث شود افکاری که در گوشه‌ای از ذهنتان به وجود آمده است گویی به حقیقت تبدیل بشوند. و آنگاه است که می‌نگریید و می‌نگریید و می‌نگرید که در میان و لابه‌لای هر حرف و کلمه ای از سخنان من گم شده‌ای. و هرگاه بخواهید خویش را پیدا کنید در میان انواع من می‌گردید و ناگهان بوی تن خویش را در میان کلمه‌ای از من پیدا می‌کنید.
«فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ...» سوره توبه، آیه ۱۲۲ «چرا از هر گروهی، جمعی کوچ نمی‌کنند تا در دین آگاهی عمیق پیدا کنند و هنگامی که به سوی قوم خود بازگشتند، آنان را آگاه کنند...»

محاق"تبر" حواست هست دیگر؟! حواست هست که رفتار هایت نوع بیانت نوع نگاهت و حتی افکارت ناگهان همانند من نشوند؟! آخر میدانی چرا اینگونه میگویم؟چون من ظاهر درختی را میشکنم، اما اگر روزی از درون همانند من بشوی و ناگهان به خودت بیایی خواهی فهمید؛ که با نگاهت روزی می‌توانستی محبت را به کسی هدیه کنی،با دستانت گرمی را... و اما با زبانت ... به خودت میایی و میبینی با زبانت می‌توانستی امید را به کسی ببخشی که در نا امیدی دست و پا می‌زند اما تنها با زبانت باعث شدی شب های بسیاری را اشک بریزد! عزیزِمن تبر باش اگر میخواهی،اما تبری که تنها مشکلات را می‌شکند نه قلب دیگران را!
«وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ» سوره همزه، آیه ۱ «وای بر هر عیب‌جویِ طعنه‌زن.»

من‌واقعی"دفتر" شاید تو هرگز متوجه نشی که وقتی جوهری با خودکار بر من تن میکنی؛ بند به بند جمله به جمله کلمه به کلمه حرف به حرفِ احساساتت برایم زنده میشود... اصلا هرگاه که مرا میبندی و گوشه‌ای از اتاقت جای می‌دهی خط هایم می‌رقصند،با نوت هایی که در افکارت زنده شدند و با دستانت حرکت کردند بر روی کاغذ می‌رقصند...! اما هر رقص بیانگر چیزیست. گاهی بیانگر آن است که روزگاری با سختی از ته چاهی،ماه را دیدی و معنای امید را در نور ماه پیدا کردی. گاهی هم بیانگر آن لبخندیست که به دیگران یادآوری کرد ما زنده هستیم برای مهربان بودند،نه برای ظالم بودند. اما هیچ کس نفهمید که پشت این لبخند چه اشک هایی با آستین لباس پاک شده‌اند... نمیدانم چگونه بگویم برایت اما هرگاه قلمی بر دست گرفتی و غمی را کشیدی من اشک را تجربه کردم و هرگاه شادی را یاد آوری کردی لبخند را! و اما میخواهم چیزی برایت بگویم . سختی زیباست مخصوصا اگر در راه خدا زخمی شوی!
«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا» سوره شرح، آیات ۵–۶ «پس یقیناً با سختی، آسانی است؛ یقیناً با سختی، آسانی است.»

من‌واقعی"دفتر" شاید تو هرگز متوجه نشی که وقتی جوهری با خودکار بر من تن میکنی؛ بند به بند جمله به جمله کلمه به کلمه حرف به حرفِ احساساتت برایم زنده میشود... اصلا هرگاه که مرا میبندی و گوشه‌ای از اتاقت جای می‌دهی خط هایم می‌رقصند،با نوت هایی که در افکارت زنده شدند و با دستانت حرکت کردند بر روی کاغذ می‌رقصند...! اما هر رقص بیانگر چیزیست. گاهی بیانگر آن است که روزگاری با سختی از ته چاهی،ماه را دیدی و معنای امید را در نور ماه پیدا کردی. گاهی هم بیانگر آن لبخندیست که به دیگران یادآوری کرد ما زنده هستیم برای مهربان بودند،نه برای ظالم بودند. اما هیچ کس نفهمید که پشت این لبخند چه اشک هایی با آستین لباس پاک شده‌اند... نمیدانم چگونه بگویم برایت اما هرگاه قلمی بر دست گرفتی و غمی را کشیدی من اشک را تجربه کردم و هرگاه شادی را یاد آوری کردی لبخند را! و اما میخواهم چیزی برایت بگویم . سختی زیباست مخصوصا اگر در راه خدا زخمی شوی!
«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا» سوره شرح، آیات ۵–۶ «پس یقیناً با سختی، آسانی است؛ یقیناً با سختی، آسانی است.»

علی‌الا‌صول"چَشم" وقتت را کمی به من هدیه کن تا برایت بگویم در این مدت چه ها کرده‌ای! قبل اینکه برایت از درونم بگویم،بگو ای دوست ایا به یاد داری که من همانند بومی هستم و تو همانند نقاش؟ به یاد داری که اختیارات تو در نگاه کردن به دنیا همانند رنگیست بر روی من؟! نمی‌خواهم بگویم این چند وقت مرا با رنگ های تیره آلوده کرده‌ای یا بگویم که به من با رنگ های روشن جلا بخشیدی! تنها میخواهم برایت یک یاد آوری کنم! میدانی که روزی خواهد رسید که شهادت باید دهم! شهادت به هر رنگی که بر تن من کردی... شاید فراموش کرده باشی اما زدن هر رنگ تیره‌ای بر روی من مرا بیشتر از تو دور خواهد کرد در آن روز! و هر گاه میخواستی کاری کنی،چه زشت چه زیبا یادت باشد
«أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ» سوره شوری، آیه ۵۳ «آگاه باشید که همه کارها به سوی خدا بازمی‌گردد.»

ماوای‌من"گوشی" هع... چه حسی داری بچه؟! تمام روز تورو تو بغل خودم جا کردم تا یه وقتی مثل یه پروانه‌ی عاشق به بغل خداوند پرواز نکنی! اصلا حواست هست؟ شاید هم خودت راضی ای به این موضوع. مثل غنچه‌ای میمونی که کلی زیبایی داره برای باز شدن،کلی توانایی داره و... اما نمیخواد باز شه میدونی چرا؟ چون وقتی تو بغل من باشه بهش میگم که آفتاب خیلی ترسناکه و اون هرگز نمی‌فهمه که آفتاب فقط داغه... وگرنه مثل مادری هستش برای زمین. ولی میخوام بهت یه یاد آوری کنم! فیلم کتاب جنگل رو دیدی؟ به آتیش میگن گل قرمز!! من همون گل قرمزم از دور زیبام مثل یه گل هرکی هم بخواد از من حرف بزنه میگه گل قرمز و تو یه گل زیبا تصور میکنی که با عطر دلنشینش تنت رو پر از حس خوب میکنه اما وقتی میخوای صورتت و نزدیک کنی و ببویی؛ میسوزی... و وای به حال آنان که بسوزند و آگاه نشوند.
«اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ...» سوره حدید، آیه ۲۰ «بدانید که زندگی دنیا چیزی جز بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشی میان شما و فزون‌طلبی در اموال و فرزندان نیست...» ناگهان رویای این دنیا نشود کابوس اخرتتان!

بریم برای اجرا 🌱

گپ فولدر عمورا مکانی برای رشد و پیشرفت چنل ، گپ و حتی حمایتی شما🌱 https://t.me/amura_e_folder ⚏⚏⚏⚏⚏⚏⚏⚏⚏⚏⚏⚏⚏⚏⚏⚏⚏⚏ 🔴ادمین محترم برای حذف این پیام تایم مشخص شده لطفا گپ رو چک کنید

یه سریا فور زدن اسم وسیله و نگفتن🤦‍♀

تا امشب ساعت ۹ اجرا میشه فقط لطفا اونایی که فور زدین حتما اسم وسیله و بگید

یکی اینو خصوصی فور زده🥲 اگه دخل پیوی فور زده بیاد ناشناس بگه توی پیوی هستش و داخل چنل نیست🙏

"چالش" این پیام و فور کن داخل چنلت(اگه چنل نداری داخل ناشناس بگو)یه وسیله بگو تا بگم اگه میتونست حرف بزنه بهت چی میگفت.
چنل خصوصی نباشه!!

sticker.webp0.04 KB

با روز های آخر تابستون چه میکنید؟