پناهِ بیپناهྀི
Открыть в Telegram
«بیپناه بودم؛ تا رسیدی و بیآنکه قولی بدهی، شبیه پناه شدی.» برای شنیدنتون @Panah_e_tobot
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
293
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+2630 дней
Архив постов
من نمیتوانم تو را فراموش کنم، نه به این دلیل که حافظهای قوی دارم، بلکه به این دلیل که قلبی دارم که هرگز کسانی را که یک بار در آن ساکن شدهاند انکار نمیکند.
محمود درویش
خندهات طرح لطیفیست که دیدن دارد ناز معشوق دلآزار خریدن دارد فارغ از گله و گرگ است شبانی عاشق چشم سبز تو چه دشتیست! دویدن دارد شاخهای از سردیوار به بیرون جسته بوسهات میوه ی سرخیست که چیدن دارد عشق بودی و به اندیشه سرایت کردی قلب با دیدن تو شور تپیدن دارد وصل تو خواب و خیال است ولی باور کن عاشقی بی سر و پا عزم رسیدن دارد عمق تو دره ژرفیست؛ مرا میخواند کسی از بین خودم قصد پریدن دارد اول قصه هر عشق کمی تکراریست آخر قصه فرهاد شنیدن داردکاظم بهمنی
بدترین جنبۀ تنهایی این است که مجبوری تحملش کنی. یا تحمل میکنی، یا غرق میشوی. باید تلاش کنی تا ذهن گرسنهات را از نگاه به گذشته بازداری تا نابود نشوی.
یکی مثل همه_فیلیپ راث
دست عشق از دامن دل دور باد! میتوان آیا به دل دستور داد؟ میتوان آیا به دریا حکم کرد که دلت را یادی از ساحل مباد؟ موج را آیا توان فرمود: ایست باد را فرمود: باید ایستاد؟ آنکه دستور زبان عشق را بی گزاره در نهاد ما نهاد خوب میدانست تیغ تیز را در کف مستی نمیبایست دادقیصر امینپور
تو را نه عاشقانه نه عاقلانه و نه حتی عاجزانه که تو را عادلانه به آغوش میکشم؛ عدل مگر نه آن است که هرچیزی سر جای خودش باشد؟سیمین بهبهانی
زندگی مثل شعره، از دور مثل یه رمزه که نمیشه بازگشاییش کرد ولی اگه با قلبی فهیم بهش نگاه کنین اون موقعست که معنی درونش رو میبینین.
دیالوگ
تو مپندار که من فکر تنم نگران سرطان وطنم او که بیمار شود ما همه نیز من که بیمار شوم، یک بدنم وطنم از تن من خستهتر است درک کن درد مرا از سخنم به تو سوگند که از غصهی خویش لحظهای پیش تو من دم نزنم من از آن یوسف گمگشتهی خویش مالک بوی خوش پیرهنم کی برون آید از این چاه وطن کاش روزی که در او زنده منم غرب در راحت و من درصدد آب در هاون خود کوفتنم من شفا میطلبم بهر وطن نه شفای بدن خویشتنم هرکجا جان مرا یار گزید جسمم اما بِگُزیند وطنم و پس از من بگذارید کمی خاک ایران به میان کفنم گرچه بی شعله و بی دود روم عشق تایید کند سوختنم شعلهی شهر فروخفت ولی من پی شعله برافروختنم_مجتبی کاشانی
