-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
Открыть в Telegram
-شبیهِ یه دفترچه خاطرات، از ادیتها و عکسهایی که دوسشون دارم..✨ _30.December.2025”
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
465
Подписчики
+324 часа
+197 дней
+9130 дней
Архив постов
465
- وقتی جلوی مدرسه با هم حرف میزدن، آلیا هنوز همون لباسی رو پوشیده بود که توی مراسم عقد داشت. به نظرم جیهانی هم که توی ماشینه، پیراهن طوسی تنشه. اونایی که سر اون سفره بودن، شما بودین دیگه، مگه نه؟🙂 تو رو خدا یه پیچش داستانی باشه!
کاش آلیا دوباره به خاطر پسرش مجبور شده باشه با جیهان ازدواج کنه😭😭..
#tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
465
- مثلاً اینطوری باشه که صداقت برای حضانت دادخواست داده باشه، آلیا هم چون خودش در حال محاکمهست، احتمال باخت رو در نظر بگیره و جایی که قراره بره هم عمارت باشه؛ و برای اینکه صداقت رو از بازی کنار بزنه، با جیهان پای سفرهی عقد بشینه... و حالا با اینکه حرفِ «حتی برای پسرم هم به تو مجبور نمیشم» رو زده زیرش، این حالت رو گرفته😫..
#tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
465
لابد ازدواج اجباری جیهاله. دوباره الیا میگه رو تخت نمیخابم. جیهان پتو میندازه رو الیا. بعدش الیا رو میندازه رو تخت.
این حرفا رو نذارید پای اینکه اینا قشنگ نیستن نه. ولی بچهها ما یهبار این راهو اومدیم و اونم خیلیییییی قشنگ و عمییق:)) حرفِ من اینه که گلی بزار مزهی یسری سکانسا تک بمونه. همش مجبووور نیستی موازی بنویسی. الان انقد تا اینجا موازی نوشته که دیگه عادت کردیم. انگار برامون عادی شده. درصورتیکه قبلا کلی ذوق داشت. حرفم اینه که وقتی یسری چیزا بارها تکرار شه دیگه حس قبلو نمیده🚬
حالا نمیدونم چی میشه ولی اجباری باز ازدواج کنن باز بعدا قراره جشن بگیرن؟
465
+1
- آدم بعضی وقتا از کارای خودشم تعجب میکنه😂مثلا کی فکرشو میکرد یه روز برسه منی که از اینستا فراری بودم الان توی این ساعت و دقیقا یکساعت درگیر استوریهای مورچهای شم😂😂🫶🏻.
