ru
Feedback
تـاروپـود🖤

تـاروپـود🖤

Открыть в Telegram

از داستایوفسکی تا کامو، از شعر تا سکوت. https://t.me/HarfChatBot?start=Taropoode

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
2 520
Подписчики
Нет данных24 часа
-837 дней
-8330 дней
Архив постов
"Silent hill"

گرگ می‌گفت: بعد از اینکه انتخاب شدم، گیاهخوار خواهم شد و ما چه ساده‌لوح بودیم که باور کردیم.

شاید موضوع فقط پایان خوش نیست. شاید موضوع خود داستان است. -آلبرکامو

بهتر است به خاطر آنچه هستی مورد تنفر قرار بگیری تا به خاطر آنچه نیستی محبوب باشی.
این نقل قول منسوب به آندره ژید، نویسنده، فیلسوف و منتقد برجستهٔ فرانسوی و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۴۷ است. از مهم‌ترین کتاب‌های او که برای علاقه‌مندان جهت مطالعه پیشنهاد می‌شود می‌توان به «سکه‌سازان»، «مائده‌های زمینی» و «در تنگنا» اشاره کرد.

photo content

چشات سیاه بود. مثل ایران بود.
چشات سیاه بود. مثل ایران بود.

شرایط برای نوشتن بسیار افسرده‌کننده است. مدام می‌گویید اوضاع بدتر از این نمی‌شود و بعد می‌بینی که می‌شود. چقدر بدتر می‌تواند بشود؟ -یادداشت‌های‌بغداد؛ نها‌الراضی

اگر خواستید کیفیت یک عقیده را بسنجید، ببینید که پیروان آن عقیده چه خدمتی به جامعه بشری ارائه کرده‌اند. -جورج‌اورول

«جهان کهنه در حال مردن است و جهان نو برای زاده شدن تقلا می‌کند؛ اکنون زمان هیولاهاست.»
این نقل‌قول از آنتونیو گرامشی، فیلسوف ایتالیایی است؛ مقصود وی این است که زمانی که نظام قدیم فرو می‌پاشد اما نظم جدید هنوز شکل نگرفته، دوره‌ای از آشفتگی، بحران و ظهور افراد شیطان‌صفت به وجود می‌آید.

photo content

هرچه مرهم می‌گذارم بند می‌آید مگر؟ ای وطن خون تو از اروند می‌آید مگر؟

آنچه ما را زنده و دل‌گرم نگاه داشته بود امید آزادی بود. -خاطرات خانه اموات، فئودور داستایوفسکی
آنچه ما را زنده و دل‌گرم نگاه داشته بود امید آزادی بود. -خاطرات خانه اموات، فئودور داستایوفسکی

«خیال من قاتل من است. والا ممکن نبود من به این زودی‌ها این‌طور از پای درآمده و از دست بروم. مرا خیال کشت.» -از نامه‌ی عارف قزوینی

بقیه شفق قطبی می‌بینن؛ من فقط حرومزاده دوقطبی.

چند روزیست که این موقع‌ها، یعنی عصرها، زمانی که خورشید، دل‌گرمی روزها چمدانش را می‌بندد و می‌رود، گویا غم کل دنیا بر سینه‌ام می‌نشیند. مه‌نامه

تمام عمر دنبال شاهدی گشتی تا رنجت را باور کنند؛ مگر خودت آنجا نبودی؟

دردآور است که من آزاد نباشم؛ تا تو به گناه نیفتی، قوس‌های بدنم بیشتر از افکارم به چشم‌هایت می‌آید. تأسف‌بار است که باید لباس‌هایم را اندازه ایمان تو تنظیم کنم.

photo content

«آدم‌ها، آدم‌ها، آدم‌ها... دریایی از آدم‌ها. اما حتی یک قطره انسانیت هم پیدا نمی‌کنم.»

Видеосообщение00:06