اینگوشه؛
Открыть в Telegram
• ماما و دنبالِ قصه • در گوشه سَرگَردانی ⌁ • ضِدامپریالیسم و در مَسیر •حالا تو: t.me/HidenChat_Bot?start=1847259082
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
405
Подписчики
+2324 часа
+537 дней
+5330 дней
Архив постов
405
یهسری قوانینم دارم براتون مثلا:
● قانون اول: هیچکس تو رو یادش نمیمونه این آدماروهم دیگه نمیبینی؛ پس کاری رو که نیازه، بکن!
● قانون دوم: همه درگیر زندگی خودشونن، پس هیچی اونقدرها هم زشت نیست. با خیال راحت گوشهٔ خیابون بشین، چونه بزن نظر بده، نظر بقیه رو بپرس.
● قانون سوم: مهم نیست چی میگی؛ هرچی بگی، مکالمه شروع میشه. فقط شروعش کن (اگه نیازه).
بعد از هر بار حرف زدن هم، لازم نیست بشینی فکر کنی و استرس بگیری. تموم شد، رفت دیگه! این یکی تمرین بود؛ بعدی رو بهتر عمل میکنی.
● قانون چهارم: مردم دشمن تو نیستن؛ بهشون لبخند بزن!
● قانون پنجم: آدمِ پُری باش تا بتونی هرجایی نظر خوب بدی. (چطوری پُر بشم؟ در چاپ بعدی کتاب میتوانید بخوانید!)
405
جدی بذار از این حالت دربیام، یه کتاب مینویسم:
💡خلوار بِزی!
«راهکارهایی برای کاهش اضطراب اجتماعی»
صفحه اولشم مینویسم:
عقلا کاری از پیش نبردهاند؛ بگذار گاهی هم دیوانگان به شیوهٔ خود عمل کنند.
405
حالا امروز یه نفر ازم پرسید بیمه سامان کجاست
فقط گفتم نمیدونم!
و با بغل دستی اتوبوسیم هرچی تلاااش کردم نتونستم دوست بشم تا بهش بگم اینورا میوهفروشی خوب کجا هست؟!
و میدونستی موز شده کیلویی ۴۵۰؟!
405
شاید بپرسید چرا بسنده؟!
چون امروز اعتمادبهنفس کافی برای زیستن در اجتماع/شبکههای اجتماعی رو نداشتم.
عادیش اینطوریه که بتونی بیپروا با آدما صحبت کنی، ازشون سؤال کنی، لبخند بزنی و ...
مثلاً پریروز خانوم بارداری بود، پرسیدم: قرصی چیزی مصرف نمیکنی؟! گف: چرا، وقتایی که استرس دارم پروپرانول میخورم. گفتم: استرس چیو داری؟ (آخه بگو بهتوچه 😂) گف: شوهرم از بلندی افتاده، جفت پاهاش شکسته و حرف و حرف و حرف و... دیدم حق داره بندهخدا. گفتم: طوری نی، بخور. زیاد نخور.
405
خب این یکی هم تموم شد؛
شونصد هزار جمله هست که میخوام براتون بذارم تا عنان از کف بدید،
ولی به چندتا از بهترینهاش بسنده میکنم.
405
یا ۶ صبح بیدار میشی و کارتو انجام میدی، یا گرفتارِ چرخه بیپایانِ «فردا انجامش میدم» میشی!
405
+1
دیشب تولدِ یکی از متصلین به اعلیعلیین بود. از اندکتعداد نخبههای هوش مصنوعی ایران!
براش کیکِ بدون فر و با همزن پختیم.
چه کیکی!🎂
یعنی شما طرز تهیهی اینو داشته باشید،
لذت دنیا و آخرتو میبرید.
●چون طولانیه، بهم پیام بدید تا بفرستمش براتون🤌
405
اصلاً هنر و فوت کوزهگری زندگی همینه؛
بالا و پایین داره، روزای بد داره.
به قول امیرالمؤمنین(ع)، قربونش برم،
روزگار دو روزه؛ یه روز به سودته، یه روز به ضررت.
اون روزی که به سودته، سرمست نباش و اون روزی که به ضررته، غمگین نباش؛ چون توی هر دوتاش داری آزمایش میشی!
درجهٔ سختی برای هرکسی متفاوته، شیوهٔ سختی کشیدن هم برای هرکس فرق داره.
یکی کاریه،
یکی درسیه،
یکی سلامتی،
یکی پول.
ولی هنر اینه که تاب بیاری، بتونی دریچهٔ نجاتتو پیدا کنی، نمونی توی اون وضعیت، وسط سختیا چشم از داشتههات برنداری.
اون موقعاس که میبینی اوه چقدر تغییر کردی!
چقدر رشد کردی!
و بالاخره خودتو میکشی بالا، که هیچکی هم نمیتونه جز خودتو اون بالایی این کارو برات بکنه.
همین./🌝
405
خب، چی میگفتیم؟!
راستی امروز یادتون باشه؛
میخوام یکی از جنایتهای علم ناباروری و پزشکی که خیلی هم باکلاسه رو براتون بگم.
405
یه کانال دیگه هم دارم
(که تلاش کردم و نتونستم شیر کنم اینجا)
یه خانومی دیگه کیک میپزه برای خودش
و کیف میکنه از کارش
بچههاش ریخت و پاش میکنن
فیلمای بامزه میگیره😂🥹
آیا زندگی راحتی داره؟! نه
آیا سختی نکشیده؟! کشیده
ولی؟! بالاخره زندگیه دیگه باید تلاش کنی توش خوب زندگی کنی و حال خوب نشر بدی.
405
مثلا این خانم با یه لکهبر خوشحاله😂🤌
ضرر میکنه؟! نه
سختی نکشیده؟! کشیده
ولی اینطوری حال خودش خوبه
ماهم میبینیم کیف میکنیم.
405
یه ثانیه متوقف شو زن؛
چی بهت میدن از اینکه مدااام تو سرِ ما بگی این بده اون بده؟ جز اینکه اوقات مارم تلخ کنی؟!
یه نفس عمیق بکش
یه نگا به دور و ورت بکن
ملت، حسرت زندگی تورو دارن...
405
یکی از دوستانی که مدام میبینمش؛ بندهخدا نسبت به همهچیز یه نالهای داره و شاکیه.
شغل؟! بخدا شما خرین ماما شدین! قبلش از من میپرسیدین، میگفتم اینا همش حمالیه؛ این طرفا نیاین.
شوهر؟! پسرا همشون معتاد و بهدردنخور شدن. من خودم سه روزه شوهرمو(خدایی شوهر زحمتکشی داره) ندیدم.
خونه؟! ما تازه یه خونه خریدیم، ولی چه خونهای، بابا! من که شیفتم، آقام که سر کاره؛ کی میره خونه؟
بچه؟! بچه که بیچاره میکنه آدمو! اینقدر سخته، اصلاً فکرشم نکن.
بچه چیه، زندگیتو بکن!(خودش یه بچه ناز داره)
چای؟! چاییا طعمشون فرق کرده چرا؟! هان؟!
پول؟! نه بابا، این پولا برای ما زیاده؛ برای بقیه چیزی نی. اینهمه جون بکن برا هیچی!
405
دقت کردین جدیداً ناله رو بورسه؟!
هرچی ناراضیتر = خفنتر
هر کیم ناراضی نیست، یعنی هنوز وارد زندگی نشده، هنوز سختی نکشیده، هنوز نمیفهمه!
405
سومین دخترِ غنچه خانم | فعلا فاقد نام| نام پیشنهادی آوا | ربساعته از افغانستان | با چاشنیِ چالِ گونه
405
اورژانس زنان و اورژانس عمومی بیمارستان فاصلهی خیلی نزدیکی دارند.
امروز در بدو ورودم،
بیمارِ آقا با همراهان بسیار و گریان، مُرد!
ساعتی بعد، نوزاد پسری بدون اسم و همراه و لباس، اولین نفس زندگیاش و اولین جیغ ناکوکش را کشید...
همراهان پرسروصدای مریضی که فوت کرده بود
را از اورژانس بیرون میکنند؛
و ۵۰ متر اینطرفتر، هرچه صدا میکنم که همراه خانم فلانی؛ کسی را نمیبینم!
برای سومینبار تکرار میکنم: به همراهت بگو بیاد برات آبمیوهای، خرمایی، چیزی بیاره بخوری، جون بگیری؛ خون از دست دادی. لباسای بچه رو هم بیاره.
+ حالا بذار ببینم چی میشه.
_ چی چی میشه؟!
+ پول نداره چیزی بخره بیاره، نمیاد دیگه.
●پ.ن۱: خب، باید بغلدست خدا بشینیم تا حکمتش رو متوجه بشیم. از این زاویه و با این عقل، منکه چیزی نمیفهمم...!
●پ.ن۲: آخر از رنجِ روحیِ این تضادها و این مکالمات، سر به بیابون میذارم.
●پ.ن۳: شاید نهچندان صحیح!
[شیفتِ عصرِ جمعه | ۰۷.۱۷]
405
راستی یه نینیام داشتیم عصری
متاسفانه مسخرهبازی در میوورد
خِرخِر میکرد؛ بردنش nicu💘
نشد براتون باهاش تولید محتوا کنم
